تبليغاتX
آنا یوردومون سسی(سايت خبري مردباراني)
تلاش برای: توسعه - عمران – آبادانی((شهرستان های مرند وجلفا و حومه))



آتیه ما

 

 

در آتیه ما منتظر حضور سبزتان هستم

www.aatiyema.blogfa.com


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 8 اردیبهشت1387 و ساعت 23:9 توسط یاران مرد بارانی |


خواب های پریشان قمیش بیگ !

 

مدتی است با سرماخوردگی مزمنی که از سفر شیراز محکم خود را به من چسبانده دست و پنجه نرم میکنم و با توجه به مسئولیت تمام وقتم در مدیریت شرکت عمران مسیر ایرانیان که خود را برای آغاز پروژه های سنگین اجرائی خود آماده میکند برای حضور در اینترنت فرصت کمی دارم حتی فرصت نشده گزارش سفر به شیراز را تنظیم کنم تا در سایت بنیاد توسعه عمران آبادانی بزنیم امروز وقتی جعبه نظرات سایت خودم را که گاه و بیگاه چک میکنم ، چک کردم آدرس وبلاگ جدیدی برایم ارسال شده بود به نام مبارک  gamishbay.blogfa.com .

قمیش بیگ در ایام انتخابات تلاش زیادی کرد تا در وبلاگ مرندلی (1) که هویت مشخصی ندارد بر عرض و طول ما بنوازد که انشاا... خداوند از او و گردانندگان مرندلی(1) و این قبیل وبلاگ ها بگذرد. در کمال تعجب دیدم بر زمین وزمان زده و با کلی ادا و اصول خواسته دوباره بازار گرم کند که بله ! ما هم بلدیم . از همه نوشته است : قاسمی ، میرجعفر حسینی ، مصطفوی ، دکتر عبدلزاده ودکتررفیعیان و .... خلاصه که آقا بیائید کشفیات مشعشع قمیش بیگ مرندلی (1) را ببینید ! آقا به خدا انتخابات تمام شده یا خوابید یا خواب نما شدید !

اینهائی که شما بافتید فقط به قصه های بی سر و ته می ماند که سالها ننه سرما سر کرسی به بچه ها میگفت از غول چراغ جادو، وچهل دزد بغداد گرفته تا جن و پری وآل و  از این قبیل حرفها ...

جالب اینه این دفعه همه اصلاح طلب ها هدف هستند و نماینده منتخب مرند آقای مهندس سازدار و هوادارانش .

آقاجان شما هر چه در توان داشتید در دوران انتخابات برای تخریب ما انجام دادید ما هم به سکوت بسنده کردیم تا قاطی بازی کودکانه و ابلهانه شما نباشیم که نه چشم دارید و نه حیا ! آبشخورتان و هویت اکتای اصلانی قره تپه و قمیش بیگ و سید ابراهیم مرندلی واز این قبیل محترمین زنجیره ای ! هم همگی معلوم است . شما بهتر است به بازی با همان اخبار و تحلیل های پیرامون پ.ک.ک و ....  بسنده کنید که مشغولیت خوبی برای شما است وتوصیه میکنم حداقل اسم بزرگانی چون دکتر رفیعیان و نماینده منتخب مردم را به احترام یاد کنید که اگر روزی نام واقعی اتان بر صفحات اینترنت نقش بست حالتان از بوی گند خودتان به هم نخورد ! ساحت همه آنهائی که به زمین و زمان چنگ زدید واسم بردید تا سناریوی جدیدی کلید بزنید برای روز های اول مجلس هشتم بالاتر از این حرفهاست وگذشت آن دوران که بشود کاری که با بیوک شریف در دوردوم مجلس شد را تکرارکرد ومهندس سازدار را هم پس زد !

بعد از انتخابات دوره سوم که آقای سازدار کاندیدا بود بنده تا روز جلسه نزدیک انتخابات که در فرمانداری مرند تشکیل شد و آقای غفارصفری لیواری تند تند از دیده بوسی بنده و آقای مهندس سازدارعکس میگرفت مهندس سازداررا ندیده بودم و فقط گاه و بیگاه از دوستان خبر اعلام یا خواست برای حضورشان را میشنیدم ساحت بنده و آقای مهندس سازدار وبقیه آقایان هم از خزعبلاتی که بافته اید مبراست ما در یک سنگر و در کمال هماهنگی برای ایران و منطقه هرچه در توان داریم به کار خواهیم بست و این توافقی است که آدمهائی که با الفبای کارهای اجرائی آشنا هستند مقید به آن هستند ومیدانند چیدن میوه عمران و آبادانی جزبا یاری همدیگر و کار گروهی امکان پذیر نیست .

درمورد تعداد آرا بنده هم گاه و بیگاه شنیده ام و دیده ام قلم فرسائی کرده اید و هلهله و شادی وپایکوبی ! که امیدوارم شادیتان پایدار بماند! و خداوند رحمت کند رفتگان کسانی که اسباب خنده را برای ما و شما فراهم کردندکه به موقع اگر فرصتی دست داد و فضا مناسب بود به اعداد و ارقام واقعی کسب شده توسط مردبارانی و بارانی که روز جمعه 24 اسفند در کل منطقه مرند و جلفا آمد پرداخت فعلا منطقه به آرامش نیاز دارد تا فرصتی دیگر و فضائی بهتر که بشود گفت و نوشت .

مهندس عیسی حیدری

مردبارانی

 


موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387 و ساعت 23:23 توسط یاران مرد بارانی |


محل دیدار با مردبارانی

 

برای تمرکز فعالیت هاوبودن در کنار دوستان

  این سایت فعلا آپلود نمیشود

وهرگونه نظرومقاله ویا پاسخ به مطالب 

دیگران صرفاازطریق سایت بنیاد توسعه اعلام خواهد شد.  

محل دیدار با مهندس حیدری ( مردبارانی )

 

http://bonyadtose.blogfa.com/‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 8 فروردین1387 و ساعت 15:50 توسط یاران مرد بارانی |


نوروز مبارکباد!

هرروزتان نوروز

نوروزتان پیروز

فرارسیدن عید نوروز عید طبیعت و دگرگونی بر همه ملت ایران در تمام نقاط جهان مبارکباد

باآرزوی دلی خوش وایامی سرشارازشادی

 


موضوع :
| +| نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386 و ساعت 17:57 توسط یاران مرد بارانی |


تبریک به مهندس سازدار

برادرارجمند جناب آقای مهندس سازدار

اکنون که رقابت ها پایان یافته ورفاقت ها آغاز گردیده با توجه به توفیق جنابعالی در جلب نظر مردم ضمن تبریک به مردم و جنابعالی و آرزوی خدمات شایسته برای مردم مرند و جلفا امیدوارم با دانائی محوری و رفتاری عاقلانه توام با تعصب خدمت بی منت به همه در انجام وظائف نمایندگی موفق و پیروز باشید بدون شک اصلی ترین مطالبات مردم بازسازی نظام مدیریتی منطقه وسپردن همه امور به فرزندان خود منطقه ، خود باوری ، برنامه ریزی و جلوگیری از سرمایه گریزی و تولید کار و درآمد برای همه اقشار جامعه ، پرهیز از شتابزدگی و روزمرگی ، تقویت دین باوری ، همت برای توسعه پایدار و جلوگیری از غارت ثروت منطقه به دست نااهلان و نامحرمان و .... می باشد که امیدواریم در پرداختن به موارد فوق موفق و پیروز باشید بنده نیزبرای پرداختن به موضوعات فوق چون برادری بی ادعا در کنار شما خواهم بود ودر هیچ کاری برای کمک به شما برای رفع مشکلات منطقه کوتاهی نخواهم کرد.

به امید ایامی خوش برای مردم منطقه

مهندس عیسی حیدری

مردبارانی


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه 27 اسفند1386 و ساعت 21:46 توسط یاران مرد بارانی |


پیگیری تاسیس بنیاد

مهندس عیسی حیدری :

برای پیگیری توسعه ، عمران ، آبادانی و نشر و گسترش باورهای منطقه ای و باورهای ملی و دینی مردم منطقه مرندوجلفا و همچنین پیگیری حل مشکلات مردم منطقه و استفاده از تمام ظرفیت های قانونی بنیاد توسعه ، عمران ، آبادانی به سرعت تاسیس و دریکی از ایام مناسب اوائل سال آتی شاهد افتتاح و راه اندازی آن خواهیم بود .

آدرس وبلاگ بنیاد توسعه ، عمران ، آبادانی به شرح زیر است با اشتیاق به انتظارحضور سبزتان نشسته ایم .

 

http://bonyadtose.blogfa.com

 


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 و ساعت 18:21 توسط یاران مرد بارانی |


قدردانی مهندس عیسی حیدری از مردم و مسئولین منطقه

 

ملت فهیم و متعهد شهرستان مرند و جلفا و حومه

اینجانب فرزند خادم شما وظیفه خودم میدانم از همه مردم به خاطر حضورشان در انتخابات و اعلام نظرشان تشکر نمایم چه آنهائی که به من لطف داشتند و رای دادند و چه آنهائی که به افراد دیگری رای دادند. برای مردبارانی تحقق خواست و اراده واقعی مردم منطقه مهم بود وظیفه خودم میدانم به رای شما احترام گذاشته و برای فرد منتخب آرزوی موفقیت نمایم امروز انتخابات تمام شده و همه ما وظیفه داریم برای عمران و آبادانی و توسعه منطقه و عزت و سربلندی مردم و کشور بکوشیم .

مردبارانی ویارانش سعی کردند فضائی منطقی و علمی و اخلاقی ایجاد کنند تا مردم با درک واقعیت ها و شناخت بتوانند فرد مورد نظر خود را انتخاب کنند از ایجاد فضای احساسی و یا تخریب و شکستن حرمت دیگران پرهیز کردیم و فکر میکنیم در حد بضاعت و توان خود توانستیم به این مهم دست یابیم ما از مردم و با مردم بودیم و همیشه همراه مردم  بودیم وخواهیم بود هر آنچه نوشتیم و گفتیم را مرام مردم میدانیم و به همه آنها پای بندیم .

ما ثابت کرده ایم همیشه تابع قانون اساسی بودیم و به همین مرام هم مانده ایم و همیشه هم خواهیم ماند هرچه مردم بخواهند همان اراده باید تحقق یابد جمهوری اسلامی و سرمایه هاوارزش های آن و ایران را متعلق به همه مردم میدانیم و همیشه برای اعتلای آن کوشیدیم و دراین راه هزینه های گزافی پرداخته ایم و حاضریم در راه تحقق اراده ملت و حفظ ارزشها ی نظام جمهوری اسلامی و ایران و آذربایجان از جان مایه بگذاریم برای همه مردم ایام خوشی را آرزو کرده و موفقیت منتخب مردم را خواهانیم و از همه دست اندرکاران امر انتخابات به خصوص نیروهای زحمتکش امنیتی و انتظامی  که در این ایام فشارهای زیادی را تحمل کرده و با صبر و حوصله ومدارا با مردم جریان اموررا اداره کردند تشکر میکنیم .

مهندس عیسی حیدری

مردبارانی

 

 


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 و ساعت 18:9 توسط یاران مرد بارانی |


بازباران !

 

باز باران !

این نغمه ای است که همیشه از گلوی

ما بلند خواهد شد چه بخواهند چه نخواهند

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق !

مهم باران بود که آمد

مردبارانی

 


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 25 اسفند1386 و ساعت 1:32 توسط یاران مرد بارانی |


روزبارانی مردبارانی رای بارانی

 

امروز باران بارید

 

آیا فردا رای مرندوجلفا هم خواهد بارید !؟

 


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386 و ساعت 22:42 توسط یاران مرد بارانی |


یاران باران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قسم خورده های مرام باران

 


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386 و ساعت 13:38 توسط یاران مرد بارانی |


اعلام حمایت اعضا نظام مهندسی شهرستان مرند و جلفا از مهندس حیدری

اعلام حمایت جمعی از اعضاء سازمان نظام مهندسی شهرستان مرند و جلفا

از مهندس عیسی حیدری

ملت قهرمان و شهید پرور شهرستان مرند و جلفا و حومه

اینک به حول و قوه الهی بار دیگر فرصت انتخاب سرنوشت شهرمان فرا رسیده است تا با انتخابی آگاهانه درتعیین سرنوشت خود شرکت کرده و بستری مناسب برای توسعه ی فراگیر در شان و منزلت منطقه مرندوجلفا فراهم سازیم. در این راستا جمعی از فرزندان شما در سازمان نظام مهندسی شهرستان مرندوجلفا که از متخصصین شهرسازی ، عمرانی و تاسیساتی می باشند ، با در نظر گرفتن تمامی شاخص های موجود که لازم است در یک نفر به عنوان نماینده اصلح جمع گردد  با احترام به رای و نظر همه اهالی نجیب و شرافتمند منطقه و با رعایت احترام کامل نسبت به  همه کاندیداهایی که خود را در معرض انتخاب مردم قرار داده اند ، با بررسی و مطالعه همه کاندیداهای محترم اعلام میداریم به لحاظ تخصص ،تعهد ،توانمندی و آشنایی به قوانین اجرایی کشور آقای مهندس عیسی حیدری را به عنوان کاندیدای اصلح و جامع الشرایط مرند و جلفا در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی معرفی نموده و حمایت و پشتیبانی قاطع خود را از برنامه ها و شخص ایشان اعلام نموده ،امیدواریم مردم آگاه و فهیم منطقه نیز در این برهه ی حساس با انتخاب مهندس عیسی حیدری راه را برای رشد و توسعه وآبادانی منطقه فراهم نمایند .

جمعی از اعضاء سازمان نظام مهندسی شهرستان مرند و جلفا


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه 20 اسفند1386 و ساعت 10:24 توسط یاران مرد بارانی |


همایش آزاد قیمت یک رای

همایش و تریبون آزاد

قیمت یک رای

شرکت کنندگان : اندیشمندان ، فرهیختگان ، فرهنگیان ، دانشجویان و دانشگاهیان

سخنران : مهندس حیدری

مکان : کافی شاپ وحید جنب دانشگاه آزاد مرند

زمان : ساعت 11 الی 13 روز سه شنبه 21 اسفند ماه

 


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه 20 اسفند1386 و ساعت 10:4 توسط یاران مرد بارانی |


چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم !

چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم !

مدتهاست که برخی با دغلی و با استفاده از کثیف ترین شیوه ها رای مردم را می قاپند ! دلالان رای و صاحبان زر و زور هر روز با استفاده از ضعف شدید درآمد مردم با دادن وعده های دروغین و با سوء استفاده از نیازهای اساسی مردم و جسارت نامردانه و ظالمانه برخی به حاشیه رانده شدگان از سر سفره ثروت و درآمد کشور را دعوت به فروش رای خود میکنند برخی با گرفتن مشتی پول و دادن چند توپ و تکه پیراهن و ... برخی ها هم در چهارراههای شهر گلو پاره میکنندودنده و گردن رقیب خورد میکنندوکسی را که رای باطل میکند را باطل میکنند ! گوئی در این مملکت فقط کسانی میتوانند در انظار عموم داد و فریاد راه بیندازندو فریاد وا مردما و واکشورا سر دهندکه وابسته به یک دستگاه یا قوه و یا ... باشند  و فراموش کرده اند که تا همین چند روز پیش مشت آهنینی بودند که بر سر و صورت مردم میکوفتند ! و حالا مدافع حقوق و رای مردم شده اند و خود فراموش کارند فکر میکنند مردم هم فراموش کارند ! و امروز با به دست گرفتن چند تکه کاغذاز این طرف و آن طرف و گذاشتن نام کتاب بر آن  و جمع کردن چند دیدار با رئیس یکی از قوای سه گانه و ترتیب دادن چند جلسه خیابانی آن هم از نوع خلاف و با خواندن شعر و سرودن داستان و پوشیدن لباس های آنتیک و دمیدن در مشعل ها از جیب مردم و به دست پول دارها و گردن کلفت ها و انتخابات چی های حرفه ای ومظلوم نمائی و توجیه سکوت و تشبیه خود به امام متقیان با گذاشتن موزیک سریال امام علی بر لوح فشرده خود و فریاد زدن های شعاری و دریدن و خیره کردن چشم ها و با تناقض گوئی و .... که آی مردم به ما رای دهید !

گوئی قرار است در مجلس زنجیر پاره کنند و دوره بگیرند ! و فخر رفاقت و همکاری با این و آن و وابستگی به یک ارگان نظامی را به نمایش بگذارند !

دریغ از یک خط برنامه و آینده نگری !حرف مفت هم زیاد میتوان زد چون شکم گرسنه انسان را زود باور میکند فقرا نمیدانند نشستن در ماشین آخرین مدل و فریاد وا محرومین زدن چه عاقبتی دارد آنها فقط به دهان ها مینگرند و این شاید تنها روزی باشد که برای آنها روز مبادا است .

آی مردم قیمت یک رای چیست !؟

مرگ با عزت یا زندگی در اسارت و بندگی این وآن !؟

خدا در این نزدیکی است ! خدا می بیند ....

مهندس عیسی حیدری

مردبارانی

 


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 19 اسفند1386 و ساعت 23:51 توسط یاران مرد بارانی |


کناره گیری آقای مهندس بابازاده به نفع مهندس عیسی حیدری

 

آقای مهندس بابازاده فوق لیسانس مهندسی عمران و یکی از کاندیداهای جوان و علمی دوره هشتم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه مرند و جلفا با حضور در فرمانداری و ستاد انتخابات شهرستان مرند و با صدور اطلاعیه رسمی خطاب به مردم فهیم شهرستان مرند و جلفا و حومه به نفع مهندس عیسی حیدری کناره گیری و اقشار مختلف منطقه و هم ولایتی های خود را با توجه به تعهد و تخصص و تجربه کاری وی در مدیریت پروژه های اجرائی  به رای دادن به مهندس عیسی حیدری دعوت کرد .


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 19 اسفند1386 و ساعت 12:21 توسط یاران مرد بارانی |


اعلام حمایت ائتلاف 7000 از کاندیداتوی مهندس حیدری

 

ائتلاف 7000 به منظور احیاء 7000 سال تمدن آذربایجان و با هدف توسعه ، عمران ، آبادانی استان آذربایجانشرقی با مشارکت تعداد زیادی از دانشگاهیان ، دانشجویان ، فرهنگیان ، صاحبان صنایع ، انجمن های صنفی و صنعتی و خدماتی و ... در آذربایجان برای اولین بار در طول مجالس قبل و بعد از انقلاب با هدف همگرائی بین نمایندگان آذربایجان تشکیل شده و در استان آذربایجانشرقی از 19 کاندیدا حمایت خواهد کرد که منتخب این ائتلاف از حوزه انتخابیه مرند و جلفا مهندس عیسی حیدری (مردبارانی ) میباشد .


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 12 اسفند1386 و ساعت 23:17 توسط یاران مرد بارانی |


من اعلام خطر میکنم !

مردم فهیم و شرافتمند مرند و جلفا و حومه

 

به دنبال انتشار بیانیه اخیر اینجانب تحت عنوان اصلاح طلب یا اصول گرا و درج آن در سایت آنایوردومون سسی و مرندیمیز در یکی دو روز گذشته تماس های مکرری با اینجانب از طرف همشهریان انجام و خواهان توضیح بیشتر و جویای علت صدور آن بیانیه شده اند برخی مرا اصلاح طلب دانسته و برخی خواسته اند که اصولگرا باشم و اخیرا هم بعضی در کمال تعجب مرا اصلاح طلب اصولگرا نامیده اند ! لازم دیدم برخی مطالب را جهت تنویر افکار عمومی اعلام نمایم و در آغاز سخن میگویم :

من مستقل ، آزاد اندیش و حق طلب هستم وتاکنون عضو رسمی هیچ حزبی نبوده ام . هرکس مسلمان و حق طلب است و از خدا می ترسد و عشق به خدمت به بندگان خدا را دارد میتواند از من و نظراتم حمایت کند .

عزیزان ! از چند ماه پیش برخی صاحبان زر و  زور و قدرت با رو شدن دست آنها و متهم شدن به کم کاری و انحراف از همسوئی با خواست قاطبه ملت ایران و تمسک به بازی ها و مرز یندی های سیاسی و با کم شدن مقبولیت مردمی و از دست دادن پایگاه مردمی و لو رفتن چهره واقعی آنها برای فرار از شکست سنگین خود و ترس از آبروریزی خود به تاکتیک جدیدی روی آورده و افرادی را شناسائی و با مطالعه موقعیت و سنجش اقبال آنها و تطبیق آن با خواست های خود و با استفاده از قدرت زر و زور و با استفاده از گنده کردن کاذب برخی و با کمک ابزار شایعه و ساخت حاشیه برای برخی ها با پرروئی و سماجت و فشارهای زیاد روحی و روانی با استفاده از مدل های جنگ روانی و لابی های سنگین با برخی صاحبان رای و نفوذ به افراد اثرگذار هر دو جریان سیاسی رایج سعی کردند این افراد را به هر دو جریان اصول گرا و اصلاح طلب تحمیل کرده و حمایت گروه ها و جریان های سیاسی را برای آن افراد جلب نمایند. در این بین با توصیه اکید به افراد مورد نظر خود برای پرهیز از اعلام مواضع صریح و سکوت معنی دار آنها و گاها حرکت های خزنده و چند لایه ای درصدد بوده و هستند با خدعه و نیرنگ ضمن جلب حمایت گروه های سیاسی هر دو جریان غالب سیاسی با تکیه بر قدرت پول و ثروت دوباره بر مقدرات مردم منطقه حاکم شوند .

در چنین فضای سنگین هوشیاری فعالین سیاسی و روشنگران و اندیشمندان و صاحبان فکر و قلم امری لازم و ضروری است . من به عنوان فرزند خدوم این ملت به پشتوانه حمایت اقشار مختلف منطقه که از فرهنگیان ، دانشگاهیان ، اندیشمندان ، فرزندان وخانواده های معظم شهدا ، هیئت های عزاداری ، رزمندگان و آزادگان و جانیازان دوران دفاع مقدس ، جوانان و بانوان و تعداد کثیری از اصناف و بازاریان و صاحبان صنایع و روحانیون معزز اعلام میکنم نمیگذاریم صاحبان زور و زر و قدرت دوباره بر مقدرات منطقه حاکم شوند و گاها با مظلوم نمائی و گاها با ذبح ناجوانمردانه خواست و اراده مردم و گاها با سکوت و فرار از میدان دفاع از حق مردم به بهانه های واهی و گاها با ترفند بزرگ کردن بادکنکی بعضی ها و بزرگ جلوه دادن آنها  و غصب و ثبت تمام خدمات نظام مقدس جمهوری اسلامی به نام آنها دوباره بر عمق فقر و بدبختی مردم منطقه بیفزایند با شعر و غزل و حیله و حقه و قطارکردن یک مشت کتاب ! که همگی تکرار حرف های دیگران است نمیشود برای مردم منطقه معاش و معاد ساخت !

مردم عزیز مرند و جلفا و حومه آزموده را آزمودن خطاست به هوش باشید می خواهند دوباره شما را با حیله و حقه خواب کنند من به نمایندگی از مردم فریاد میزنم دیگر بس است ! ما از مرز بدبختی گذشته ایم سن ازدواج در بین جوانان منطقه از مرز 30 سال گذشته است ! جوانان بیکار هستند و انواع آلودگی ها از قبیل سیگار و اعتیاد و الکل و انحرافات اخلاقی آنها را تهدید میکند ! بانوان تحصیل کرده در منازل بیکار نشسته و به انتظار سرنوشتی نامعلوم هستند که افق قله هایش حرمان و پشیمانی و فقر و فساد و تبعیض است !

حضرات و امامان محترم جمعه و جماعات شهرستان مرند و جلفا ،  اعضای محترم هیئت های اجرائی و نظارت ، سپاهیان متعهد ، بسیجیان فداکار و از جان گذشته ، ارتشیان دلاور ، نیروهای خستگی ناپذیر انتظامی ، سربازان گمنام امام زمان (ع) ،  خانواده های معظم شهدا ، رزمندگان و آزادگان و جانبازان دوران دفاع مقدس ، فرمانداران ، بخشداران ، روسای محترم ادارات منطقه ،اعضای محترم شوراهای اسلامی شهرها و روستاها ، دانشگاهیان ، معلمان ، فرهنگیان ، اصناف ، کسبه ، صنعت گران ، بانوان عفیف و با ایمان ، مهندسین تلاشگر،پزشکان وپرستاران و نگهبانان بهداشت و سلامت جسم و روح مردم ، روزنامه نگاران متعهد و دلسوز، هیئت های عزاداری و عاشقان اباعبدالله (ع) ، ای عزیزانی که هویت خود را الهام گرفته از دین مقدس اسلام و آذربایجان و زبان و فرهنگ و ادب ترکی در داخل مرزهای ایران میدانید ، ساکنان جای جای شهرستان های مرند ، جلفا ، هادیشهر ، سیه رود ، زنوز ، کشکسرای ، بناب و .... روستائیان خستگی ناپذیر !

امروز حجت من بر همه تمام است ! من فرزند کوچک و سرباز خدوم شما هستم و به جد اعلام خطر میکنم ! من مسلمانم و تمام حجت مسلمانی و آزادگی و آزادیخواهی ام امام حسین (ع) است هر کس از شما ها از خدا می ترسد و عشق و باور خدمت به مردم و درد دین دارد و به معاش و معاد مردم منطقه می اندیشد بسم الله ......

فردا برای همه ما دیر است ..... امروز باید بیندیشیم و اقدام کنیم !

أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ

سوره زمر آیه 35

والسلام علی جمیع العابدین و الصالحین

مهندس عیسی حیدری

(مردبارانی)

یاعلی مدد

 


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 5 اسفند1386 و ساعت 13:6 توسط یاران مرد بارانی |


اصلاح طلب یا اصول گرا؟!

همشهریان عزیز منطقه مرند و جلفا

صاحبان قلم و اندیشه

فرهیختگان و دانش آموختگان و دلسوزان منطقه

به دنبال درج برخی مطالب موهن و دور از ادب و شان انسانی در برخی سایت های اینترنتی و برخی لجن پراکنی های رانده شده گان از دامن پر مهر مردم و پرده نشینان بی هویت و برخی حرکات چندش آوربرخی سیاسیون ورشکسته و وامانده از خواست و مرام مردم لازم دیدم مطالب زیر را جهت تنویر افکار عمومی آحاد مردم مهربان و قدرشناس مرند و جلفا و حومه اعلام دارم .

بنده وامدارو جیره خوار هیچ کدام از جریان های تنگ و ترش رایج سیاسی و دامن زنندگان به افکار و اباطیل برخی پرده نشینان و شایعه سازان و دروغ و دغل سازان در کشور و منطقه نبوده وهمیشه استقلال خود را حفظ کرده و خود را از مردم و برای مردم دانسته ام  و مواضع خودم را به صورت کاملا شفاف به مردم اعلام و برای توسعه و عمران و آبادانی منطقه مرند و جلفا دست نیاز به یاری به  سوی تک تک مردم منطقه به خصوص اندیشمندان  و متفکران و متخصصین دراز کرده و طلب مساعدت  نموده و میکنم . متاسفانه برخی وابستگان سیاسی جریان های رایج سیاسی کشور بدون ظرفیت سازی در خود و هم حزبی هایشان و بدون آگاهی و التزام واقعی به پایداری در مواضع حزبی در فرصت ها و فرجه های لازم با موج سواری  دندان طمع به استفاده و تصرف همه فرصت های ایجاد شده به نفع خود و نه حتی مرام حزبی نموده و بدون حاضر شدن مردانه در میدان رقابت ،  با توافقات پشت پرده و تصورات غلط و برداشت های ناقص از جریان فکری حزب خود وبه دوراز لزوم اصرار و پایداری بر مرام و مسلک حزبی حتی به قیمت جان و مال خویش ، از همه فرصت ها به نفع منافع شخصی خود استفاده میکنند و تصور میکنند میتوانند مرام حزبی و اندیشه سیاسی را به این منوال در جامعه حفظ و ماندگار کنند آنها باید بدانند نتیجه این  نوع نگرش میدان داری کسانی است که عمر زنده باد و مرده بادشان به اندازه یک نیم روز بوده و خواهد بود و صد البته باید بدانند این حرکات آنها دمکراسی خواهی و مردم سالاری دینی را صدها سال در ایران عقب نگه داشته و میدارد ! آیا آقایان و فعالین حاضردرصحنه سیاست اندیشیده اند که در چند سال آتی مردم و نسل آینده به چه چشمی به اعمال آنها خواهند نگریست ؟ مگر میشود داعیه حق طلبی ، اصلاح طلبی یا اصول گرائی داشت و با ظاهر بینی و دست اندازی به کف های روی آب و دلخوشی به هیجان های زودگذر و موج سواری پرچم اصلاح طلبی یا اصول گرائی را به دست موج سوارانی داد که با قبضه تمام و کمال امکانات و خدمات دولتی به نام خود یا با بی خیالی به سرنوشت ملت عمر را به بطالت گذرانده و در زمان های خطر مردم و مرام و مسلک مردم سالاری دینی را وا گذاشته و به حال خود رها کرده و به هر دری زده اند تا چرخ آسیاب بچرخدکه تنها آنها بمانند و بس ! و اگر علی و مرامش بارها و بارها تنها بماند و بر فرقش شمشیر بنشیند کک آقایان هم نگزد و وقت خوشی با پرروئی غنیمت خواسته و پس از دیدن سر بریده حسین (ع) و شکافتن فرق مولا (ع) وای وای گفت و وجدان آسوده کرد ؟!  و هر از چند گاهی با تکبر و غرور اگر به مرام ما و خود ما رای دادند بگوئیم حقم بود و اگر رای ندادند بگوئیم لیاقت  مرام ما و ما را نداشتند !

در این برهه چه زیباست کلام رهبر معظم انقلاب که فرمود آنان که نمایندگی را برای نام و نان و مرام و مقاصد سیاسی خود میخواهند به درد نمایندگی این ملت نمیخورند !

متاسفانه امروز برخی چون خود و باورهایشان را سست و بی طرفدار میبینند دست نیاز به رای سنتی بعضی ها و برخی رانت ها و قدرت سنتی سلاطین پول و ثروت و قدرت دراز میکنند تا با فرار به جلو مشکلات و عقده های حقارت خود را که ناشی از عدم درک صحیح مرام و مواضع حزبی و نیازها و خواست های واقعی مردم بوده  را پوشش دهند و برای توجیهه نبود اندیشه در خود و تکرار بلندگو وار گفته های دیگران با در بوق و کرنا انداختن برخی نوا ها و دادن القاب عجیب و غریب سینه چاک و فدائی و مخلص و پدر و پدر جد به خود ، کمبودهای خود را توجیه کرده و با انداختن پرده بر وا ماندگی و عقب ماندگی شخصیتی خود و با زدن آروغ های روشنفکری و گاها افتادن در دامن سکولاریسم و تشکیک در داشتن توان دین در اداره جامعه یا با تنگ نظری و کشیدن دایره تنگ دین باوری و ملاک های آن توده های زیاد مردم و بخش عمده ای از خواص را حاشیه نشین میکنند به جد جملگی در اشتباه و خسران ابدی هستند !

مردم خادم را از خائن ، و کاسه لیس ها را از اندیشمندان واقعی و صاحب فکر و دینداران واقعی را ازسست ایمانان هو کن خوب می شناسند امروز معیار حق و عدالت داشتن باور به توان مردم واعتماد به شایستگی عقل جمعی و دانستن ممزوج بودن مردم سالاری با دینداری و دین باوری و اعتقاد به جمهوریت و اسلامیت بی کم و کاست و بدون تفکیک آن و  اعتقاد به داشتن ظرفیت بالای قانون اساسی به اداره کردن جامعه است .

در این فضا بارها ازبنده سوال شده است شما اصلاح طلب هستید یا اصول گرا ؟

در پاسخ میگویم : من حق طلب هستم اگر حق طلبی و حقیقت جوئی وکمال جوئی اصلاح طلبی است من اصلاح طلبم و اگر اصول گرائی است من اصول گرا هستم .

اگر خواست مردم معاش توام با معاد بوده و هدیه آرامش و امنیت و باور دینی ، فکر اصلاح گرایانه ، عدم سلطه پذیری ، خداترس بودن ، نهراسیدن از تاپ و توپ دشمن و ثابت قدم بودن در هدف ، اصلاح طلبی است من اصلاح طلبم و اگر اصول گرائی است من اصول گرا هستم !

اگر بقاء نام و یاد خمینی کبیر (رض) و ادامه راه او و شهیدان و داغ دیدگان آنان و باور درونی به هدایت و همراهی جمهوری اسلامی به دست خداوند بزرگ اصلاح طلبی است من اصلاح طلبم و اگر اصول گرائی است من اصولگرا هستم .

اگر رفع فقر ، فساد ، تبعیض  ، مبارزه با گرانی و تورم ، توزیع عادلانه ثروت ملی ، مقدس پنداشتن حرمت انسان ها ، جوانمردی و پایمردی ، باور توان و قدرت خود ، نشان دادن دندان و فشردن آن به هم و نگاه خشم آلود به دشمن و محبت و لبخند و مهربانی و هدیه شادی و صفا و صمیمیت به مردم  اصلاح طلبی است من اصلاح طلبم و اگر اصول گرائی است من اصول گرا هستم .

اگر علی (ع) و حسین (ع) و خمینی و خامنه ای و شهیدان و رزمندگان بی ادعای جبهه ها ی جنگ و جانبازان شیمیائی و خانواده های آنها و فقرا و توده عام مردم و عالمان آگاه دینی و مجتهدین آشنا به مقتضیات زمان اصلاح طلب هستند من هم اطلاح طلبم و اگر اصولگرا هستند من نیز اصولگرا هستم .

اینها مرام مردم ایران بوده و هست و من نیز تابع مرام مردم هستم و اصلاح طلب ها و اصولگرایان در حمایت از مرام مردم و بنده آزاد هستند .

 

والسلام علی  عبادالله الصالحین

مهندس حیدری

(مردبارانی)

یاعلی مدد


موضوع :
| +| نوشته شده در جمعه 3 اسفند1386 و ساعت 1:33 توسط یاران مرد بارانی |


مصاحبه مهندی حیدری با نشریه پیام آذربایجان

  

مصاحبه مهندس حیدری با آقای غلامرضا قاسمی

(روزنامه نگار و خبرنگار پیام آذربایجان)

 

1-  آقای مهندس حیدری بعنوان یک مرندی وضعیت کنونی مرند را چگونه ارزیابی می کنید ؟

منطقه مرند و جلفا علی رغم داشتن بسیاری از فاکتورهای بالقوه برای توسعه بسیار ازقافله توسعه ایران که سهل است حتی از همسایگانی که در زمانی نزدیک اقلام معیشتی آنها از مرند و جلفا تامین میشد فاصله گرفته و عقب مانده است صنعت وضعیت خوبی ندارد و با تنگناهای جدی روبرو است بخش کشاورزی به جهت فقر منابع آبی و استفاده نکردن از روش های مکانیزه و مدل های مهندسی و همچنین تنوع شدید کاشت محصول و ادغام زراعت با باغداری و دامداری که مقولات کاملا جدا از هم هستند و نبود آگاهی کافی از روش های مدرن کاشت ، داشت و برداشت با مشکلات جدی روبرو است صنایع دستی و به خصوص صنعت فرش از بی برنامه گی و کمبود سرمایه و عدم ارتباط مستقیم و عدم آگاهی از بازارهای مصرف با مشکلات فراوانی روبرو است در بخش فرهنگ و هنر منطقه به این وسعت هیچ گونه سالن مناسب نمایش فیلم و تئاتر ندارد منطقه حتی از داشتن یک کتابخانه آبرومند بی بهره است بخش ورزش به خصوص ورزش بانوان مشکل جدی دارد وضعیت مراکز درمانی به جهت فرسودگی و قدمت اسفناک است و فقر و نبود درآمد کافی و بیکاری بی داد میکند در یک جمله باید بگویم وضع مرند و جلفا به بیماری می ماند که همین الان باید درمان شود فردائی برای آن وجود ندارد که برایش به انتظار بنشینیم .
2-در مورد (( بنیاد توسعه، عمران ، آبادانی )) و اهداف اصلی آن بیشتر توضیح دهید؟

بنیاد توسعه ، عمران ، آبادانی مرند و جلفا برای برنامه ریزی وجلو گیری از سرمایه گریزی و تولید کارودرآمد تاسیس میشود ودراین بنیاد از تمام ظرفیت های فرزندان تحصیل کرده و اندیشمند و فرهیخته و قدرتمند این منطقه که دستی در آتش دارند برای استفاده از فرصت ایجاد شده درابلاغیه اخیر سیاست های اصل 44 قانون اساسی استفاده میکنیم تا مرند و جلفا را از فقر و بیکاری و نبود درآمد نجات دهیم این بنیاد غیرانتفاعی وصد درصد خصوصی است و خدمات آن در اختیار همه مردم منطقه خواهد بود در این بنیاد تمام تجربه مدیریتی و اجرائی چند ساله بنده وفرزندان معتقد به توانمندی های مرند و جلفا در خدمت تولید کارودرآمد برای مردم منطقه خواهد بود اگر این فرصت طلائی برای سرمایه گذاری و تولید کار و درآمد در منطقه از دست برود معلوم نیست چه بلائی به سر معاش و معاد مردم می آید ! بنیاد توسعه ، عمران ، آبادانی  مرند و جلفا پنج کمیته خواهد داشت که عبارتند از : کمیته های برنامه و پژوهش ، اقتصاد و سرمایه گذاری ، جوانان و فرصت های شغلی ، عمران و آبادانی ، اموراجتماعی و فرهنگی وهنری . بنیاد دفتر ثابت و همیشگی در مرندو جلفا خواهد داشت و درب آن به روی همه مردم منطقه از شهرها و روستاها باز خواهد بود و همه مردم در استفاده از خدمات این بنیاد از حقوق مساوی برخوردار خواهند بود انتظار من از همه مردم منطقه این است که با گفتن حرفهای دلشان و مشکلات و حمایت صادقانه به تاسیس این بنیاد کمک کنند .

 

3- چرا تا کنون نتوانسته ایم از تمامی پتانسیل های بالقوه منطقه مرندو جلفا استفاده نمائیم ؟

بی برنامه گی و سرمایه گریزی مشکل اصل منطقه مرند و جلفا است منطقه ما استعداد سرمایه پذیری دارد ولی برنامه ای برای اینکاروجود ندارد یا حداقل بنده از وجود آن بی خبر هستم مردم میخواهند کار و اشتغال ایجاد شود سراب بزرگ احداث کارخانه لامپ تصویر و فروپاشی گمرگ جلفا و رکود راه آهن  و ... اعتماد مردم به سرمایه گذاری را از بین برده و باعث یاس و ناامیدی مردم از تحول شده است . در بین مردم خواست و ارداه جدی برای رفع مشکلات به شدت احساس میشود ولی همه این ها نیاز به تغییر نگرش مردم و مسئولین و ایجاد انقلاب نوین در مدیریت منطقه دارد که امیدواریم به همت خود مردم و تلاش فرزندان منطقه به زودی شاهد این اتفاق باشیم .
4- نظر خود را در مورد اصل 44 قانون اساسی بیان نمائید ؟

اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی منشور نظام اقتصادی جمهوری اسلامی است در این اصل اقتصاد جامعه ایران به سه بخش دولتی ، تعاونی و خصوصی تقسیم شده است شرایط اولیه حاکم بر فضای کشور در اوائل انقلاب باعث شده دست  دولت به بیش از 80 درصد اقتصاد کشور خواسته یا ناخواسته آلوده شود که عامل تنبلی و ضعف جدی در تولید درآمد ملی است با ابلاغ شجاعانه سیاست های اصل 44 توسط مقام معظم رهبری و تاکید جدی ایشان به اجرای برنامه های توسعه  با محوریت چشم انداز توسعه کشور امیدواریم میزان مشارکت مردم و بخش خصوصی در اقتصاد کشور هر روز بیشتر شود و دولت تمام تصدی گری های خود را رها کرده و به برنامه ریزی و سیاست گذاری و تامین امنیت سرمایه گذاری و تنظیم روابط بازارهای سرمایه ، تولید و بازرگانی بپردازد .
5- مشارکت مردم در انتخابات چه نقشی در سرنوشت آنان دارد ؟

انتخابات مانور آزادانه مردم در تعیین سرنوشت و اعمال نظر درمقبولیت یا رد جریان حاکم است اگرنماینده مجلسین  وشوراها یا رئیس جمهور کارو برنامه خودرا درست انجام داده و خواست های مردم را برآورده کرده باشند طبیعی است مجددا توسط مردم انتخاب میشوند در غیر این صورت توسط مردم حذف میشوند انتخابات تنها وسیله ابرازوجود و شریک شدن در سرنوشت خود وجامعه است با اعمال نظر مردم و تغییر آدمها و روش ها جوانی و نشاط به جامعه برمیگردد هیچ بهانه ای نباید باعث قهر مردم با صندوق های رای شود چرا که قهر با رای دادن محروم کردن خود از اعلام نظر و ابراز وجود در جامعه است . ما در منطقه ای زندگی میکنیم که هرروز آبستن حوادث سرنوشت ساز است و از شانس ما ایران کشوری است که ویژگی های منحصر به فردش چشم همه قدرت ها را خیره میکند و هوس و طمع به دسترسی به منابع سرشار ملت ایران همیشه در سر قدرت ها هست در این دنیا ملتی که شل بیاید سفت و محکم میخورد ! باید محکم بود و در صحنه حاضر شد و یک قدم هم عقب نگذاشت باید در انتخابات سرنوشت را از سر، نوشت .  

6- آقای مهندس حیدری مطالبی در مورد راه آهن 2000 کیلومتری عربستان عنوان شده و سوالاتی ایجاد شده اگر دوست دارید در این مورد توضیح دهید ؟

باید عرض کنم کشور ما توان و استعداد بالائی در ساخت راه آهن دارد ولی از سرمایه کافی برای بکار گیری این توان در داخل کشور و توسعه سریع راه آهن وجود ندارد در این راستا تصمیم مسئولین و بخش خصوصی برصدور خدمات فنی و مهندسی در این زمینه است تا این پتانسیل ها زنده و پویا بماند . کارساخت راه آهن به سه تخصص زیرسازی و روسازی و علائم و ارتباط تقسیم میشود و در دنیا کمتر شرکتی هست که توان انجام سه تخصص فوق را یکجا داشته باشد برای همین نیاز به تشکیل کنسرسیوم هست در این راستا در ایران هم کنسرسیومی از سه شرکت بزرگ ایرانی تشکیل شده است و این شرکت ها در تلاشند در مناقصه بزرگ احداث راه آهن 2000 کیلومتری عربستان که بین جده ، مکه و مدینه و مشعر و منا و عرفات احداث خواهد شد شرکت کنند و اگر این افتخار نصیب شرکت های ایرانی بشود کار بزرگی برای حیثیت و آبروی کشور و مهندسین ایرانی خواهد بود بنده نیز در تشکیل و مدیریت این کنسرسیوم نقش داشته و دارم و تا به نیتجه رساندن این کار راه طولانی داریم که باید طی شود .

7- آقای مهندس حیدری با توجه به سوالات مکرر مردم بفرمائید شما چه نسبتی با رئیس آموزش و پرورش شهرستان مرند دارید ؟

بنده و خانواد ه ام هیچ نسبتی با ایشان ندارم  من در محله یالدور مرند به دنیا آمده ام و پدر و مادرم هم اهل روستای اسداغی بود ه اند .

8- حرف ناگفته ؟

مردم عزیز و متعهد مرند و جلفا ، دغدغه های من وهمه شما یکی است من به عنوان فرزند خدوم وبی ادعای شما همه را به حضور جدی و آگاهانه در انتخابات دعوت میکنم حضور آگاهانه همه ما در انتخابات و انتخاب فرد مطمئن ، دلسوز ، خداترس ، تلاشگر، آشنا به درد جامعه ، کلان نگر ، متخصص و آشنا به ارکان نظام جمهوری اسلامی و رفیق همه مردم ، دانش محور و برنامه ریز باعث تغییر جدی در وضعیت درآمد و تولید کار و سرمایه گذاری و تحرک جدی د رمنطقه خواهد بود .


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 28 بهمن1386 و ساعت 19:38 توسط یاران مرد بارانی |


آیت الله توسلی هم طاقت نیاورد !

به امام سلام برسان بگو امام به بچه هات خیلی سخت میگذره !

 

تسلیت به همه یاران و فرزندان امام

 

مهندس عیسی حیدری

 

مردبارانی

 


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 27 بهمن1386 و ساعت 17:9 توسط یاران مرد بارانی |


مصاحبه مردبارانی در مورد حقوق شهروندی و اهمیت آذربایجان

 

 

مصاحبه مهندس حیدری با نشریه سهند تبریز

 

جانم فدای آذربایجان

 

 

حق سئل کیمی دریایه آخیب یول تاپاجاقدیر

 

1- شهروند کسی است که در یک جامعه از حقوق مدنی و حقوق شهروندی و حفظ کرامت انسانی و برخورداری از آزادی های فردی و اجتماعی مشروع و قانونی برابر به دور از هر گونه تبعیض یکی از مصادیق بارز حقوق شهروندی است به نظر شما آیا با این تعریف ، حقوق شهروندی در جامعه ما عملا تحقق یافته است یا نه ، چرا ؟

به عنوان مقدمه لازم میدانم عرض کنم اگردر جامعه جهانی به اطراف خود توجه کنیم متوجه میشویم کاملترین تعریف ازحقوق شهروندی در بین تمام ادیان و تمدن ها به دین اسلام و مدنیت ایرانی تعلق دارد و این افتخار بزرگ دین اسلام و تمدن ایرانی است دین اسلام برای حقوق شهروندی آنقدر ارزش قائل است که امام معصوم و مولای ما علی (ع) به صرف غفلت دولت اسلامی از توجه به خانواده یک مبارز چهره خود را بر آتش تنورداغ میگیرد در دین اسلام همه مردم به اندازه دندانه های شانه با هم برابر شمرده شده اند و هدف اسلام رساندن انسانها به کمال است.به نظر من علی (ع) درفرمان صدارت مالک اشتر نخعی دستورالعمل  برجسته حقوق شهروندی را ابلاغ کرده است حتی امام معصوم در مورد ضارب خود آنقدر به رعایت حقوق انسانی ارزش قائل است که غذای خود را با او تقسیم میکند وبه فرزندش امام حسن (ع) وصیت میکند اگر وفات کردم او را صرفا قصاص کنید و اگر زنده ماندم خود در مورد او قضاوت میکنم . تساوی ارزش انسانها و برخورداری از منزلت و حقوق شهروندی به دوراز رنگ ، نژاد ، طایفه ، قبیله و زبان و آئین نشان از اهمیت ویژه حقوق شهروندی در دین اسلام است غیرت مولا علی (ع) قبول نمیکند خلخال از پای یک زن یهودی کنده شود چرا که به عنوان حاکم دولت اسلامی خود را موظف به تامین امنیت جان و مال و حتی اندیشه و باوراومیداند بدیهی است امنیت جان و مال و اندیشه هم از مسلمات حقوق شهروندی است . اولین فرمان حقوق بشر بر خشت نوشته های ایرانی نقش بسته است اینها همه افتخار ملی و دینی ماست متاسفانه در بستر زمان ملت ایران مورد تاخت و تاز اقوام گوناگون قرار گرفته و مدنیت آن و به تبع آن حقوق شهروندی یک جریان پیوسته و رو به رشد را طی نکرده است و در زمان های مختلف با حقوق شهروندان ایرانی برخوردهای ضد ونقیض زیادی انجام شده و ملت ایران مشکلات زیادی را تحمل کرده است پس از انقلاب شکوهمند اسلامی علی رغم تاکید جدی قانون اساسی و توجه ویژه معمار بزرگ انقلاب در بعضی مواقع مشکلاتی مشاهده شده که حکایت از کم توجهی به حقوق شهروندی است و صدور فرمان هشت ماده ای معروف حضرت امام (رض) به منظور جلوگیری از برخی افراط و تفریط ها بود به نظر من قانون اساسی جمهوری اسلامی ظرفیت های بسیار بالائی برای پاسداشت حقوق شهروندی در دل خود دارد اگر ما به حقوق شهروندی از منظر دین اسلام و به خصوص باور مولایمان علی (ع) و قانون اساسی نگاه کنیم به نظر من علی رغم تلاش های انجام یافته توسط مردم و مسئولین و دلسوزان نظام تا رسیدن به مرز ایده آل و استفاده از تمام ظرفیت های دین اسلام و قانون اساسی  ما فاصله داریم و باید دولت و مردم برای استفاده ازاین ظرفیت ها تلاش کنند . دلائل زیادی میتوان برای ضعف ها پیدا کرد از جمله میتوان به تندروی و در خیلی از موارد تنبلی نهادهای مدنی و احزاب سیاسی ، شفاف نبودن تعاریف جرائم و تعدد زیاد تعاریف مجرمانه در قوانین ، وجود خلاء های قانونی ، ضعف آموزش های اجتماعی و سیاسی و مهمتر از همه عدم وجود آموزش های کیفی برای وارد شدن فرد از زندگی خانوادگی به زندگی اجتماعی است درمحیط خانواده رعایت حقوق دیگران بیشتر جنبه عاطفی دارد تا قانونی .در حالی که در جامعه قانونا همه مردم و دولت موظف به رعایت حقوق همدیگر هستند . البته به این انتقاد من نباید خرده گرفته شود چرا که زمینه تحقق کامل حقوق شهروندی به صورت کامل حتی در زمان معصومین (ع) هم عملی نشد وخواست های باطنی مولایمان علی (ع) که هم امام معصوم بود و هم رئیس دولت اسلامی از طرف مردم کاملا تحقق نیافت وحتی در خیلی جاها حق دولت اسلامی ضایع شد و نتیجه اش هم ضربت خوردن علی (ع) بود در خیلی از جاها هم دولت اسلامی نتوانست به واسطه نداشتن امکانات و ابزار لازم حقوق شهروندی را کامل پیاده کند ولی این دلیل عدم توفیق علی (ع) نیست بلکه نبود زمان و ابزار کافی بود در دنیای کنونی هم میبینیم بدترین نوع تضیع حقوق شهروندان دربین جوامعی یافت میشود که سینه چاکان و مدافعان ظاهری رعایت حقوق شهروندی هستند . به نظر من تحقق حقوق شهروندی یک تلاش دوسویه از طرف مردم و دولت اسلامی را می طلبد و قطعا حقوق شهروندی و تحقق آن با بخشنامه و دستورالعمل امکان پذیر نیست و ما میتوانیم از تجربیات دیگران برای رسیدن به هدف استفاده کنیم اما حق نداریم با کپی برداری مناسبات دینی و اجتماعی و سنت های کهن و دیرین خود را به مخاطره بیندازیم .

2- در فصل سوم قانون اساسی به حقوق ملت اشاره شده و از اصل 19 تا اصل 42 راجع به حقوق ملت صراحتا آمده است که در برگیرنده بخشی از حقوق شهروندی نیز هست اما متاسفانه به طور کامل اجرائی نشده است . شما عوامل عدم اجرائی شدن آن اصول را در چه میدانید ؟

 

من قامت قانون اساسی جمهوری اسلامی را در دفاع از حقوق ملت بسیار رشید و استخوان دارمیدانم و این نشان از هوش قوی و اعتماد به نفس و نگاه توام با اعتماد و اطمینان به بلوغ ملت ایران توسط تدوین کننده گان قانون اساسی است . اکنون از تدوین آن و اصلاح و بازنگری آن سالها میگذرد خیلی از جاها ضعف مردم در روش مطالبه حقوق مصرح در قانون اساسی دیده میشود و در خیلی جاها هم ترس و واهمه های بیمورد برخی از دست اندرکاران ومسئولین دیده میشود که ربطی به شاکله اصلی نظام جمهوری اسلامی ندارد به نظر من برای تحقق حقوق تعیین شده در اصول فوق حفظ آرامش و پایداری و درخواست مستمر و مداوم مردم و از طرف دیگر اعتماد ، صعه صدر ، و پرهیز از برداشت های شخصی و تعمیم آن به حقوق اساسی شرط لازم و اساسی است . آنچه که در اصول قانون اساسی آمده حق مسلم ملت است و باید تمام و کمال اجرا شود اما تحقق کامل اهداف فوق زمان نیاز دارد باید ابزارهای دموکراسی خواهی در جامعه نهادینه شودتمرین دمکراسی زمان بروهزینه بر بوده و مسیری بسیار دشوار باید طی شودمن فکر میکنم بیشترین مسئولیت و رسالت را در دفاع از حقوق ملت و نظارت برحدود دولت نمایندگان مجلس به عهده دارند نمیشود هر روز برای مطالبه حقی مردم را به خیابانها ریخت این کارها اگرمنطقی و ضروری نباشد مخل آزادی و دموکراسی خواهی است . به غیر از حقوق تعیین شده درادیان الهی از جانب خداوند به خصوص دین اسلام و سیره نبوی و اعمال معصومین (ع) کجای دنیا رسم است که دولت ها برای مردم حقوق تعریف کنند و دست و پای خود را ببندندوقتی یک نماینده مجلس به هزاران ترفند و ساز و دهل وارد مجلس میشود و قبل از وارد شدن به مجلس وامدار صدهانفرحقیقی وحقوقی شده ودرحضورکمرنگ نهادهای قدرتمندمدنی و انجمن های صنفی وسیاسی  با سازوکارهای کوچه بازاری و کاسب کارانه وبا سوار شدن به امواج کاذب تبلیغاتی و با شعارها و وعده های دهن پرکن و سوء استفاده ناجوانمردانه از نیازهای حیاتی افراد جامعه وگروکشی بر سر نیازها و معاش مردم وارد مجلس شده و هیچ کس در زمان انتخابات او و نظریاتش را به چالش نکشیده و عقبه فکری او خالی از چهار خط مطالعه و تهی از سبک و صیاق مبتنی بر خواست مردم است انتظار داریم او در مجلس بنشیند و فارغ از زدوبندهای رایج کوچه و بازاربرای حقوق ملت و حدود دولت طرح بدهد و لایحه بالا پائین کند ؟! اغلب به مردم آدرس غلط داده میشود وما متاسفانه در حال آزمون خطا هستیم من فکر میکنم اگر اندیشمندان و متفکرین و دلسوزان جامعه و مردم اراده کنند خارج از چارچوب تنگ و ترش جریانهای سیاسی فعلی هم میشود به تحقق حقوق ملت کمک کرد باید با ترجمه صحیح و عامیانه، اندیشه های ناب و اصلاح گرایانه را از جمع نخبه گان به جمع توده های مردم منتقل کردواندیشه های نخبگان را با خواست توده ها همسو کرد متاسفانه برخی تنگ نظری ها و سوء برداشت هااغلب در زمان انتخابات جناحهای سیاسی راتمام و کمال به جنگ با هم و لگد مال کردن یکدیگر مشغول میکند و برای اینکارهمه ابزار پیدا و پنهان به کار بسته میشود در این بین هم یک عده از این فضاسوء استفاده میکنند و باروش های کذا و کذا بدون داشتن یک اندیشه مشخص رای مردم را با حیله و حقه و تطمیع و دادن وعده های دروغین و انتساب همه خدمات و برنامه های دولت به خوشان می قاپند وبا پرروئی و سوء استفاده از بعضی خلاء ها حتی سهم از جریانات سیاسی دو جناح رایج میخواهند و تصور میکنند مردم و صاحبان فکر و اندیشه رد کارهای آنها را نمیتوانند شناسائی کنند وپس از انتخاب شدن در مجلس برای اینکه افه بلدی بگیرند به زور خودشان را به یک جناح سیاسی می چسبانند! بسیار دیده ایم کاندیداها در یک دوره عضو یک دسته سیاسی بوده اند و دور بعد سر از جناح سیاسی رقیب درآورده اند ! من فکر میکنم چشمها را باید شست جور دیگری باید دید . مردم و اندیشمندان و فرهیختگان به خصوص فعالین سیاسی اول ببینند! و برخی عینک دودی های عاریه وسفارشی وتحمیلی این وآن را از چشم بردارند ودر، خواست خود ثابت قدم باشند و هر روز از این شاخه به آن شاخه نپرند خیلی چیزها حل میشود این توصیه من به فعالین هر دو جریان سیاسی عمده حاضر در مرند و جلفا ست باید شجاع بود و باحفظ آرامش و تدبیرازاندیشه جریان سیاسی خود دفاع کردوبه جد از درگیری و بداخلاقی و پرخاشگری سیاسی پرهیز کرد در عصر حاضر بزرگترین خواست مردم ایران دگرگونی رژیم سلطنتی بود که دیدیم چگونه با بیان ساده و عوام پسند امام امت (رض) و اراده ملت و استقامت و پایداری آنها تحقق یافت.اصلاح چند قانون و به تصویب رساندن چند طرح ولایحه در باب حقوق شهروندی کاری ندارد در فضای پر نشاط و اعتماد انگیز و به دور از القاعات بوق و کرناهای دشمنان به راحتی میشود بر سر حقوق ملت به توافق رسید و نتایج خوبی گرفت که هم جریانات سیاسی سود میبرند هم دولت اسلامی و هم صاحبان اصلی این مملکت و نظام یعنی مردم .

3- در قانون اساسی اصل 15 آمده است : زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است . اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید بااین زبان و خط باشد ولی استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس ، در کنار زبان فارسی آزاد است . نظر جنابعالی در این خصوص چیست ؟

 

به قول شاعر توانای ما : حق سیل کیمی دریایه آخیب یول تاپاجاخدیر !

جانم فدای آذربایجان و ادب و معرفت و دیانت و غیرت و شرف مردم آذربایجان ! من به عنوان یک آذربایجانی خواهان اجرای تمام و کمال اصل 15 قانون اساسی هستم و این خواسته را جزو خواست های ملت آذربایجان و به خصوص مردم مرند و جلفا میدانم و به زبان مادری ام و آذربایجانی بودنم افتخار میکنم وقتی رهبر معظم انقلاب یافردی مثل آقای خاتمی یا رئیس جمهور فعلی در سفر به آذربایجان به زبان ما یک جمله خوش و بش میکند و سوت و کف ملت بلند میشود یعنی اینکه ما عاشق زبان و آداب و سنن و فرهنگ آذربایجان هستیم باید حق همه اقوام به خصوص آذربایجانی ها طبق اصل 15 تمام و کمال به رسمیت شناخته شده و بی کم و کاست پرداخت شود .

4- دانستن حق اساسی مردم است و از مهمترین حقوق شهروندی به شمار می آید به نظر شما مردم چگونه از این حق میتوانند برخوردار باشند ؟

 

به نظر من همه ارکان نظام جمهوری اسلامی متعلق به مردم است و مالک اصلی ایران و نظام جمهوری اسلامی ملت هستند بنابراین مردم حق دارند از همه چیز که متعلق به خودشان است باخبر شوند فکر میکنم یکی از بهترین راه های دانستن مردم تحقق اصل 24 قانون اساسی است باید نشریات و مطبوعات برای تولید جریان صحیح اطلاع رسانی فعال شوند مردم محرمترین افراد برای دانستن هستند در دهکده جهانی که ما هم عضوی از آن هستیم و اطلاعات با سرعت برق و باد از طریق ماهواره و اینترنت و ... مبادله میشود و روزانه میلیونها صفحه نوشته و تحلیل وخبر در معرض دید مردم قرار میگیرد ایجاد محدودیت برای مطبوعات و رادیو و تلویزیون نتیجه ای جز ایجاد دغدغه در جامعه ندارد مردم اخبار واقعی را در کنار هزاران خبر دروغ و بزک شده به شیوه های حرفه ای از ماهواره و اینترنت و ... دریافت میکنند و این خطرناک است نباید برای جلوگیری از ورود پشه به داخل حریم و چارچوب تعریف شده و قانونی با بستن پنجره راه ورود هوا را بگیریم ! با توجه به ابلاغ سیاست های اصل 44 قانون اساسی از طرف مقام معظم رهبری و واگذاری بسیاری از امتیازات و وظائف اصل 44 به بخش خصوصی باید به کمک دولت و مجلس و شورای محترم نگهبان و مشورت و مساعدت مقام معظم رهبری راه برای باز شدن راه اندازی رادیو و تلویزیون خصوصی هموار شود بر کسی پوشیده نیست که هر روز ماهواره های مختلف در طول 24 ساعت مشغول پخش برنامه های مختلف برای مخاطبین خود هستند و علی رغم محدودیت و ممنوعیت قانونی مردم هم از آن استفاده میکنند. راه اندازی رادیو و تلویزیون بخش خصوصی در کنار صدا و سیما بسیاری از کاستی های موجود را جبران میکند البته اینها نباید منجر به بی بند وباری و هتک حرمت دیگران و وسیله ای برای تخریب بشود و رعایت الزامات قانونی امری حتمی است و همه چیز باید در چارچوب قانون انجام شود .

5- راجع به هویت ملی و فرهنگ و تمدن ماندگار آذربایجان ونقش آن در تحولات سیاسی ایران و امتیاز و برجستگی ویژه آذربایجان نظرتان را بفرمائید .

 

آذربایجان و فرهنگ برجسته آن نگین درخشان فرهنگ و تمدن ایران است هیچ یک از اقوام ایرانی به اندازه آذربایجان در شکل گیری تمدن پرآوازه ایرانی نقش نداشتند ما آذربایجانی ها بارها ایران را از نو ساخته ایم مگر آذربایجانی ها نبودند که بندر گامبرون (بندرعباس فعلی ) را از اشغال پرتغالی ها درآوردند هرصنعت و ابنیه ای که در اصفهان فعلی و جای جای ایران هست اغلب به دست و پنجه صنعتگران و هنرمندان و معماران آذربایجان ابداع و ساخته شده است به نظر من اعلام اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی ایران ظلم بزرگ به فرهنگ و ادب وهنر آذربایجان است . بر خلاف نعل وارونه زدن های امروز بعضی تحلیلگران کوته بین ستارخان و باقرخان برای نجات ایران جنگیدند و آذربایجانی های راستین بر سر منافع ایران هیچ وقت سر سفره سازش ننشسته اند چه کسی میتواند نقش اول لشکرعاشورا را در دوران دفاع مقدس کتمان کند در همه عملیات های بزرگ بر علیه دشمن بعثی لشکر عاشورا خط شکن بوده است . آقا مهدی باکری جوهرو عصاره یک آذربایجانی مسلمان ، آزاده و شجاع بود و همیشه خواهد بود آذربایجان خاقانی ، شمس تبریزی ، شهریار و ... را به فرهنگ و ادب ایران و علامه طباطبائی ، علامه امینی ، استاد محمد تقی جعفری و شهید قاضی و مدنی ... را به جهان اسلام هدیه کرده است . آذربایجان آیات عظام و مراجع تقلید بزرگی همچون مرحوم آیت ا... العظمی خوئی و تبریزی و ... را به جهان تشیع هدیه کرده است هیچ عرصه ای را نمیتوان یافت که آذربایجانی ها صادقانه در آن به ایران و اسلام کمک نکرده باشند سوال من این است آیا ایران هم به اندازه لیاقت آذربایجان و شان آن به آذربایجان توجه کرده است ؟ علی رغم توجهات جمهوری اسلامی در طی سالهای گذشته اقدامات را کافی نمیدانم چطور ممکن است در کشوری ملت آذربایجان به این صفا و صمیمیت و صداقت و شجاعت و دینداری در کابینه دولت جمهوری اسلامی سهم اندکی داشته باشد ! آیا دربین این همه آذربایجانی سالم و صادق و تحصیل کرده و با تجربه نمیشد چند انسان شایسته برای تصدی وزارت پیدا کرد ؟ با هر شاخص و معیاری حساب کنیم سهم ما بیشتر از این است . به همین صیاق سهم آذربایجان از دستیابی به ثروت ملی بسیار ناچیز و اندک است و باید با همت مردم آذربایجان و تلاش نمایندگان مجلس و توجه ویژه جمهوری اسلامی این خلا ها پرشود! آذربایجان نیاز به توجه بیش از این دارد تا بتواند در مواقع لازم نقش خود را در دفاع از کیان ایران اسلامی با قدرت ایفا نماید متاسفانه بعضی وقت ها آدم در تلویزیون و نشریات مطالبی میبیندو میخواند که بسیار ناراحت کننده و مایه تعجب است و این کارها ظلم به حق ملت آذربایجان است متاسفانه دراین گیر و دار امر بر بعضی مسئولین منطقه ای هم مشتبه شده و بخش نامه های عجیب و غریب صادر میکنند که جای بسی تعجب و ناراحتی دارد .

6- علی رغم اینهمه مبارزات و افتخار آفرینی های بیشمار آذربایجانیان به ویژه در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی و ویژگی های خاص قیام 29 بهمن در تبریز چرا همواره آذربایجان در توزیع منابع ملی مورد بی مهری قرار گرفته است ؟

 

شاید بی مهری کلمه خوبی نباشد من فکر میکنم کلمه کم توجهی بگوئیم بهتر است قیام 29 بهمن نقطه عطف پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی بود و این تنها یکی از افتخارات و کمک های آذربایجان به جمهوری اسلامی است برخی از دلائل و مشکلات در وحله اول ناشی از مشکلات داخلی خود آذربایجان و عدم تمرکز خواست ها حول محور توسعه کیفی و اثرات اقلیم خشک تابستانی و سرد زمستانی و ... است و در بسیاری از موارد هم برداشت های غلط و ذهنیت های جهت دار ونگاه های تبعیض آمیز به مقوله توزیع ثروت ملی و جهت گیری های غلط در توسعه کلان کشور باعث مشکلات فعلی است و این تنها مشکل آذربایجان نیست نگاه تبعیض آمیز به موضوع توسعه بسیار فاجعه آمیز است همه جای دنیا مناطق مرزی به واسطه در معرض دید بودن به عنوان ویترین کشور تلقی میشوند و به آن مناطق بیشتر از بخش های داخلی توجه میشود نزدیکی به مرزها کمک بزرگی به توسعه صادرات میکند و صنعت باید درمناطق مرزی توسعه و گسترش یابد تا هزینه حمل ونقل مواد اولیه و صادرات محصولات تولیدی اقتصادی شود نباید به واسطه برخی ملاحظات به آذربایجان که تنها نقطه اتصال ایران به قاره اروپا است کم توجهی شود . انباشت خواست های توسعه ای مردم آذربایجان و دلسرد شدن آنها از توجه به سرنوشت شان باعث سرخوردگی و هرزروی سرمایه های انسانی آذربایجان میشود که پیامدهای بعدی آن برای منطقه آذربایجان و کشور ممکن است نامیمون باشد.

7- یکی از راهکارهای توسعه آذربایجان ، فعال سازی منطقه آزاد ارس است نظر خودتان را در این خصوص بیان فرمائید .

سوال کاملا به جائی است قانون مناطق آزاد قانون خوبی است و امتیازات ویژه ای دارد که زمین ارزان ، دسترسی به تاسیسات زیربنائی از پیش مهیا شده مثل آب ، برق ، گازو تلفن و بخشودگی های مالیاتی بلند مدت و تخفیف ویژه در عوارض گمرگی و تمرکز اختیارات مدیریتی و .... امتیازهای ویژه مناطق آزاد است متاسفانه با کم توجهی به روند رشد صنعت و نبود برنامه جامع برای توسعه صنعت  در آذربایجان و توسعه طولی و عرضی اغلب شهرها صنایع در محدوده شهرها قرار گرفته و با مشکل جدی روبرو کرده است و خطرات زیست محیطی و آلودگی های صنعتی حیات شهرها را تهدید میکند از طرفی انتقال این صنایع از محدوده شهرها علاوه بر هزینه بر بودن ، مشکلات اجتماعی ناشی از انتقال و جابجائی نیروی انسانی  را در برخواهد داشت من فکر میکنم وجود پتانسیل مهمی همچون منطقه آزاد ارس که قبلا به منطقه آزاد مرندو جلفا معروف بود میتواند پل ویژه ارتباطی برای صادرات محصولات تولیدی آذربایجان به کشورهای همجوار باشد انتقال صنایع تبدیلی کوچک و اشتغال زا مکمل زنجیره ارزش تولید کار و درآمد برای منطقه مرند و جلفا و آذربایجان بوده و به رفع بیکاری کمک میکند عدم معرفی و دادن شناخت کافی از پتانسیل های منطقه آزاد ارس به مردم و صاحبان صنایع در مرند و جلفا و آذربایجان انتقاد بزرگ به مدیریت منطقه آزاد است با توجه به همجواری این منطقه با نخجوان وکشور آذربایجان و نزدیکی به ارمنستان و ترکیه تا کنون باید کارهای زیادی در منطقه انجام میشد برای رونق این منطقه تصور میکنم باید با کار کارشناسی حلقه های ارتباط با مراکز علمی ، پژوهشی ، صنعتی و بازرگانی تشکیل شود .

مهندس عیسی حیدری

(مردبارانی)

یاعلی مدد

 


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن1386 و ساعت 9:3 توسط یاران مرد بارانی |


مصاحبه جامع مردبارانی با نشریه مهرند

آقای مهندس حیدری در صحبت دوستانه با شما در نشریه قبلی به عنوان فرزند کارکرده و با تجربه منطقه ، شما بی برنامه گی و سرمایه گریزی را بزرگترین درد منطقه مرند و جلفا اعلام کردید در چند روز گذشته با توزیع نشریه مهرند و خوش خبر در سطح منطقه تماسهای زیادی از مردم داشتیم که ضمن تشکر از صراحت لهجه و سخنان صادقانه و دلسوزانه شما ، خواهان توضیح بیشتردر مورد این مطلب و اساسا ارائه راهکار شما برای رفع دو مشکل طرح شده بودند دوست داریم در این صحبت دوستانه به این موضوع بپردازیم .

 

شما و مردم منطقه به من لطف دارید و این بزرگی و ادب مردم و شماست من خدمتگزار بی ادعای مردم هستم و دوست دارم علم و تجربه ام را صادقانه در اختیار همه مردم بگذارم  در جمهوری اسلامی خدمت به مردم عبادت است و هیچ کس حق ندارد در قبال خدمتی که میکند بر مردم منت بگذارد مردم ولی نعمت مسئولین هستند من فکر میکنم با ابلاغ سیاست های اصل 44 قانون اساسی توسط مقام معظم رهبری باید انقلاب بزرگ خدمت ، برای رفع مشکلات مردم انجام شود و دست دولت از همه کارهای تصدی گری قطع و طبق ابلاغیه فوق به مردم واگذارگردد دولت باید سیاست گذاری و برنامه ریزی کند و مسیر را برای کارهای اقتصادی مردم هموار کند و مردم بایداقتصاد جامعه را خودشان اداره کنند دولت حق ندارد در کارهای اقتصادی با مردم رقابت کند دولت باید امنیت سرمایه گذاری را تامین و صدرصد تضمین کند و برنامه عادلانه ای برای جریان سرمایه در کشور ارائه دهد تا همه بتوانند به راحتی و به دور از تشریفات زائد و پیچیده به منابع مالی و پولی دست پیدا کنند امروز ضوابط بانک های دولتی برای دادن تسهیلات به مردم بسیار سخت وپیچیده و توام با بی اعتمادی است کجای دنیا پنج میلیون تومان وام میدهند و دو سه برابر آنرا از مردم پس میگیرند کجای این کار خدمت به مردم است ؟ باید سرمایه گذاری با هدف اشتغال زائی و خلاقیت و نوآوری و تولیدبیشتر، امری مقدس باشد متاسفانه در مرند و جلفا برای فرهنگ  سرمایه گذاری و جذب سرمایه و مقدس شمردن سرمایه گذاری هیچ کاری نشده است . در منطقه ما همیشه اینگونه القا شده که برای رفع مشکلات باید کارخانجات بزرگ تاسیس شود برای همین در هر دوره از انتخابات کاندیداها به ساختن ذوب آهن و پالایشگاه و نیروگاه و فرودگاه ورزشگاههای صد هزارنفری و بیمارستانهای هزار تختی و .... روی می آورند گنده گوئی میکنند و به مردم وعده میدهند ! در حالی که کوچکترین اطلاعی از شاکله نظام برنامه ریزی و سرمایه گذاری در ایران ندارند و وقتی پا به مجلس میگذارند سالهای اول نمایندگی را در بهت و حیرت و سرگردانی سپری میکنند ! وعده های بزرگی به مردم داده اند و هیچگاه قادر به عملی کردن آن نیستند ! من به جرات میگویم ما در طی 30 سال گذشته حتی برای 10 درصد از پتانسیل های منطقه برنامه نداشتیم ما را خواب کرده اند امروز با غفلت ما مرزهای جغرافیائی شهر تبریز به باغات کندلج رسیده و اغلب فرصت های شغلی در بخش گردشگری توسط تبریزی ها تسخیر شده است ! در اندک زمانی ما در مرند وجلفا مالک حتی سایه یک درخت هم نخواهیم بود !  صنعت فرش منطقه با بیش از چهل هزار شاغل عاجز از تامین معاش خود بوده و روز به روز به سمت نابودی میرود در حالی که این صنعت زمینه جذب و اشتغال بالائی برای نیروی کار پائین دست میتواند ایجاد کند مقرون به صرفه نبودن کارهای در حال انجام باعث تعطیلی کارگاهها و روی آوردن نیروهای آن به فضاهای ناامن کاری وتشدید مشکلات و دغدغه های امنیتی مسئولین جامعه و آلوده شدن جوانان وهدررفتن منابع انسانی شده است نبودن برنامه و عدم شناخت صحیح از فرصت های اقتصادی و نامشخص بودن میزان عرضه و تقاضا در بخش تولید محصولات کشاورزی همه ساله خسارتهای زیادی به کشاورزان منطقه وارد میکند ما هنوز با الفبای صنایع تبدیلی آشنائی نداریم و عمدتا محصولات تولیدی ما مثل خاک چینی و انواع سردرختی باغات و محصولات کشاورزی به قیمت ارزان به عنوان مواد اولیه به خارج از منطقه فرستاده میشود درآمد حاصل از فروش اقلام فوق زیر قیمت تمام شده محصول اولیه بوده و همیشه مردم متضرر میشوند در حالی که اگر یک زنجیره ارزش داشته باشیم پول و درآمد در چرخه آن زنجیره ارزش تولید میشود به جهت نزدیکی به مرز های بین المللی فرهنگ وارداتی بیشتر از مناطق مرکزی باورهای فرهنگی منطقه را تهدید میکند در حالی که تمام ابزارهای فرهنگی منطقه نابود شده است چرا باید در منطقه ای که صدها هزار نفر زندگی میکنند یک سالن سینما یا یک سالن تئاتر نباشد ؟ متاسفانه با وجود میزان بالای باسوادی در جامعه زنان مرند وجلفا آمادگی لازم برای حضور بانوان در محیط های کار وجود ندارد و فضای کاری برای بانوان عفیف و مومن مهیا نیست این مایه شرمساری است که بانوئی از روی اجبارباداشتن تحصیلات دانشگاهی در دفتری کار های غیرتخصصی انجام دهد و ماهیانه زیرصد هزارتومان حقوق دریافت کند و تحت پوشش هیچ بیمه ای هم نباشدچه کسی پاسخگوی این مشکلات است ؟چرا نباید زمینه لازم برای بهره ور شدن این همه نیروی کار آماده خدمت که میلیاردها تومان از پول ملت برای آن هزینه شده فراهم شود آیا بانوان در مرند و جلفا حق حیات و حق تعیین سرنوشت ندارند ؟! این کدام قدرت پنهان است که در یکی دو سال اخیر قیمت مسکن و زمین را در مرند و جلفا ده ها برابر کرده است ؟ امروز سرمایه مرندی ها درداخل کشورتهران و اصفهان و ... در خارج از کشور ارمنستان و آذربایجان و ترکیه و دبی را آباد میکند آن وقت جوانان وبانوان تحصیل کرده مرندوجلفا بیکار و عاجز از تشکیل خانواده و تحصیل و داشتن یک زندگی آبرومند هستند این کار تا کی باید ادامه پیدا کند؟ 30 سال از انقلاب میگذرد30 سال یک عمر است ! من فریاد میزنم همه بشنوند ! منطقه مرند و جلفا هم از ایران و آذربایجان است چرا باید مرند و جلفا در توسعه و عمران و آبادانی از شهرهای کوچکی که تا همین چند سال پیش بخش بودند در همه شاخص های توسعه عقب بماند ؟ باید با همت مردم و جوانان ، کوته فکران و تنگ نظران و حتی برخی سیاسیون ناآگاه را که همه مقدرات ملت را به بازی های کودکانه سیاسی خود گره زده اند از مراکز تصمیم سازی و تصمیم گیری منطقه مرند وجلفا پاک سازی کنیم و شایسته سالاری ودین باوری و برنامه محوری براساس دانائی و کمال جوئی را جایگزین جمود فکری کنیم تا ثروت مرند وجلفا را به منطقه برگردانیم وکارودرآمد تولید کنیم . ما سهم و حق خودمان را از توسعه ، عمران و آبادانی کشور و آذربایجان میخواهیم ! بعضی ها در شهرهای خود کوچکترین عزت و احترام ندارند ! در حالی که در منطقه مرند و جلفا به کمک بعضی ها  بر مردم منطقه آقائی میکنند . باید همه کارهای منطقه به دست فرزندان منطقه مرند و جلفا سپرده شود البته مردم همیشه قدردان خدمتگزاران صدیق بوده وهستند .

به عنوان فرزند این منطقه میگویم : مردم حق گرفتنی است دادنی نیست !

برای برنامه ریزی وجلو گیری از سرمایه گریزی و تولید کارودرآمد بنیاد توسعه ، عمران ، آبادانی مرند و جلفا را تاسیس میکنم و از تمام ظرفیت های فرزندان تحصیل کرده و اندیشمند و فرهیخته و قدرتمند این منطقه که دستی در آتش دارند برای استفاده از فرصت ایجاد شده درابلاغیه اخیر سیاست های اصل 44 قانون اساسی استفاده میکنیم تا مرند و جلفا را از فقر و بیکاری و نبود درآمد نجات دهیم این بنیاد غیرانتفاعی وصد درصد خصوصی است و خدمات آن در اختیار همه مردم منطقه خواهد بود در این بنیاد تمام تجربه مدیریتی و اجرائی چند ساله بنده وفرزندان معتقد به توانمندی های مرند و جلفا در خدمت تولید کارودرآمد برای مردم منطقه خواهد بود دیگر دوره دادن شکلات و وعده های دروغین وگنده گوئی های غیرعملی ودهن پرکن و آقائی برای مردم تمام شده است اگر این فرصت طلائی برای سرمایه گذاری و تولید کار و درآمد در منطقه از دست برود معلوم نیست چه بلائی به سر معاش و معاد مردم می آید ! بنیاد توسعه ، عمران ، آبادانی  مرند و جلفا پنج کمیته خواهد داشت که عبارتند از : کمیته های برنامه و پژوهش ، اقتصاد و سرمایه گذاری ، جوانان و فرصت های شغلی ، عمران و آبادانی ، اموراجتماعی و فرهنگی وهنری . بنیاد دفتر ثابت و همیشگی در مرندو جلفا خواهد داشت و درب آن به روی همه مردم منطقه از شهرها و روستاها باز خواهد بود و همه مردم در استفاده از خدمات این بنیاد از حقوق مساوی برخوردار خواهند بود انتظار من از همه مردم منطقه این است که با گفتن حرفهای دلشان و مشکلات و حمایت صادقانه به تاسیس این بنیاد کمک کنند به زودی با کسب اجازه از هیئت موسس آرمان و منشور اخلاقی و چشم انداز و استراتژی های این بنیاد را اعلام و در آینده نزدیک اطلاعات بیشتری را در اختیار مردم شریف منطقه قرار خواهم داد .

 

آقای مهندس حیدری مطالب آنقدر شیرین و جالب است که دلمان میخواهد بیشتر بدانیم ما در ایام دهه فجر هستیم و شما فرزند محترم شهید هستید بسیار مایلیم به مناسبت ایام الله دهه فجر و برای یادآوری خاطرات آن دوران پر افتخار مطالب شما را در این مورد بشنویم .

 

وظیفه خودم میدان  فرا رسیدن این ایام را به همه همشهریان عزیزدرمرندوجلفا تبریک بگویم . تقارن این ایام  را با ایام شهادت اباعبدالله (ع) که اسوه مبارزه بر علیه ظلم و جور بود را به فال نیک میگیرم چرا که در این ایام ملت ایران با پیروی از راه پرافتخار امام حسین (ع) بر طاغوت زمان پیروز شد این انقلاب ثمره تلاش و زحمت و تحمل مرارت ها و مشقت های ملت بزرگ ایران در راه اسلام خواهی و آزادی خواهی است تمام حجت مسلمانی و آزادگی و آزادیخواهی ما امام حسین (ع) است و امیدوارم خداوند به همه ما توفیق خدمت در راه اعتلای فرهنگ و نهضت حسینی را عنایت فرماید .حرکت انقلابی ملت ایران به رهبری حضرت امام (رض) و همراهی شاگردان با وفایش همچون مقام معظم رهبری ودیگر مبارزان گفتن یک نه ! بزرگ به خودکامگان و نوکران استعمار بودکه با قلدری و قیم بازی وحمایت استعمارگران و به زور سرنیزه حقوق این ملت را دو دستی به آنها تقدیم میکردند پیروزی انقلاب اسلامی نتیجه ادامه راه مبارزان و از جان گذشتگانی چون رئیس علی دلواری ، ستارخان و باقرخان و علمای بزرگی چون شهید مدرس ،شیخ فضل الله نوری ،شیخ محمد خیابانی ،آیت الله طالقانی ، آیت الله بهشتی و .... بود.

 

سوال : آقای مهندس به نظر شما دست آورد بزرگ این انقلاب چیست ؟

 

من دستاورد بزرگ این انقلاب را خودباوری و حس مشارکت همه مردم در مدیریت جامعه با تکیه بر اصول و مبانی دین اسلام و گسترش و رواج و ایجاد حس همه چیز در ایران متعلق به همه ایرانیان و تحقق جمهوری خواهی برمبنای اسلامیت میدانم با پیروزی انقلاب اسلامی شرایطی ایجاد شد که همه مردم آزادانه و با اختیار خود به پیروزی انقلاب کمک کردند کسی مردم را با زور وارد عرصه حرکت اجتماعی نکرد چون مردم به سران انقلاب و به خصوص حضرت امام (رض) اعتماد داشتند . همه آزادی با عزت میخواستند نه آزادی توام با نخوت و خواری و تحمیلی که در خیلی از جاهای دنیا وجود دارد ! مردم اسلام حقیقی و اسلام ناب محمدی (ص) میخواستند نه اسلام درباری و اسلام آمریکائی ! یکی از دست آوردهای بزرگ انقلاب زدن دست رد بر سینه استعماراز نوع شرقی و غربی بود نظام کمونیستی که توزیع فقر را عدالت میدانست و نظام سرمایه داری غرب که عدالت را قربانی اندوختن ثروت بی حدو حصری میکرد هر دو طرد شد و مردم سالاری دینی با تکیه بر میزان بودن رای و نظر مردم و پیاده شدن احکام اسلام ناب محمدی (ص) درچارچوب جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر تحقق یافت . ملت ایران با پیروزی انقلاب با قاطعیت به دو اصل جمهوریت و اسلامیت نظام رای دادواین خواست مردم در همه زمان ها ادامه یافته و تاکنون مردم با حضور گسترده خود در همه عرصه ها و به خصوص انتخابات مختلف شوق و ذوق خود را برای استفاده از سهم خود برای تحقق دمکراسی و جمهوریت مبتنی بر احکام اسلام به نمایش گذاشتند و فکر میکنم جمهوریت و اسلامیت خواست همیشگی و تفکیک ناپذیر ملت ایران بوده و خواهد بود.

 

آقای مهندس حیدری اکنون که در آستانه ورود به 30 سالگی انقلاب اسلامی هستیم فکر میکنید مسئولیت دولت و ملت در قبال این انقلاب چیست و چگونه باید از دستاوردهای این انقلاب پاسداری کرد؟

 

به نظر من وظیفه اصلی مردم حضور آگاهانه و به موقع در همه عرصه ها و بیان مطالبات و خواست ها و مشکلات و پیگیری بی وقفه حقوق خود از دولت ونگهبانی و پاسداری ودفاع از دست آوردها و آرمان های انقلاب اسلامی و نقد عالمانه و منصفانه و مشفقانه عملکرد دولت است . درخواست حقوق حقه از دولت باعث فعالترشدن دولت و اهتمام و جدیت آنها برای رفع مشکلات کشورمیشودکه یکی از اهداف بزرگ جمهوری اسلامی است البته متقابلا مردم هم باید با همکاری و همدلی به تحقق اهداف دولت کمک کنند وظیفه دولت خدمت بی منت به مردم و رفع مشکلات مردم و اقدام فوری برای توسعه ، عمران و آبادانی کشور ازراه های منطقی و کارشناسی شده با رعایت همه جوانب است باید از حرکت های شتابزده و مطالعه نشده به شدت خودداری کرد چرا که اقدامات عجولانه به شدت زندگی عادی مردم را تحت تاثیر قرار داده و مردم را در فشار قرار میدهد دولت نباید راههائی را که رفتن آن باعث هدر رفتن فرصت ها و توان و سرمایه مردم وافزایش گرانی و تورم میشود انتخاب کند مسئولین باید گوش شنوا برای شنیدن صدای مردم داشته باشد انتقاد مردم راهگشاست دولت باید پرسیدن برای دانستن را حق مردم بداند و با تعقل و تدبیرخواست های مردم را به برنامه تبدیل کندوبایدحق نظارت همگانی مردم بر اعمال و رفتار دولت و همه مسئولین به رسمیت شناخته شود ودولت باید به خواست مردم احترام بگذارد مردم همیشه حق دارندچون پدید آورنده این نظام مردم هستندوکل نظام متعلق به مردم است جمهوری اسلامی ارث پدری هیچ کس نیست که بخواهد با تکیه بر مسندی بر مردم آقائی کند . مسئولین باید خدمتگزار صدیق مردم باشند و مردم باید همه چیز را بدانند نباید به نام مصلحت حق دانستن مردم از آنها گرفته شود البته مواردی که افشای آنها موجب سوء استفاده دشمنان ملت میشود استثناست .

 

آقای مهندس حیدری شما پرسیدن و دانستن را حق مردم دانستید و خطاب به مسئولین فرمودید فریاد میزنید منطقه مرند و جلفا هم از ایران و آذربایجان است بفرمائید مطالبات مردم از دیدگاه شما از دولت چیست ؟

 

ملت ایران در راه این مملکت و اسلام عزیز از همه چیز خود گذشته اند این ملت تحریم های تنگ نظرانه و دشمنی پراز کبر و غرور آمریکای جنایتکار را تحمل کرده وهمیشه آمریکای جنایتکار را ناامید کرده است آمریکائی که عامل اصلی خیلی از مشکلات ما در جامعه جهانی است ودستش تا مرفق به خون فرزندان این ملت آلوده است و هنوز دشمنی او با ملت ایران ادامه دارد . مردم در 30 سال گذشته زخم های زیادی در قالب ترور توسط عوامل استعمار و جنگ تحمیلی و انواع اعمال خرابکارانه و دخالت های بین المللی و حتی داخلی را تحمل و توطئه ها را خنثی کرده اند کجای دنیا چنین مردم وفادار و پر دل و جرات سراغ داریم جمهوری اسلامی به پشتوانه حمایت مردم در همه صحنه های داخلی و خارجی بر نقشه ها و توطئه ها غلبه کرده و میکند من خطابم به مسئولین از باب آگاهی دادن و اعتماد کردن و گوش کردن به حرف مردم است این کشور هرچه دارد از مردم دارد حضرت امام (رض) به مردم اعتقاد و اعتماد داشتند برخی ها منافع باندی و گروهی و جناحی خود را با سرنوشت نظام یکی میدانند این ظلم بزرگ به مردم و جمهوری اسلامی است باید همه امور به مردم واگذار شود و باید به خواست ملت احترام گذاشت اگر این ملت بعضی روشها و شیوه ها را نپسندد و از راههای قانونی و اسلامی بخواهد در روش ها تغییر ایجاد کند باید این اجازه به مردم داده شود تا خواست خود را عملی کند نمیشود که همیشه مردم هزینه پرداخت کند و گوش به فرمان باشد ! مردم معاش و معاد دارند دولت اسلامی باید زمینه تامین معاش مردم را تامین کند شکم گرسنه دین و ایمان نمیشناسد اگر دولت برای معاش مردم و تامین زندگی آبرومند برنامه ارائه کند و بستر فراهم نماید مردم همیشه حامی دولت خواهند بود نباید به واسطه بی تدبیری فقر و تنگدستی به مردم تحمیل شود . با وجود فقر و تنگدستی آستانه صبر و تحمل مردم کم میشود و امید زندگی از بین میرود و این یعنی سوختن تر و خشک با هم !

مهندس عیسی حیدری

مردبارانی

یاعلی مدد


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه 15 بهمن1386 و ساعت 2:9 توسط یاران مرد بارانی |


طلوع فجر

طلوع  فجر انقلاب بر همه فجرآفرینان و

 ملت شریف و متعهد مرند و جلفا و حومه مبارکباد

مهندس عیسی حیدری

مردبارانی

یاعلی مدد


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 14 بهمن1386 و ساعت 11:13 توسط یاران مرد بارانی |


تئاتر بي‌اعتراض، مرده است

مصاحبه نادر برهانی مرند هنرمند برجسته کشور

 

منبع : http://www.tabnak.ir/pages/?cid=5904

 

نادر برهاني مرند، پيشينه هنري‌اش بدين شرح است:

1. كارشناس ادبيات نمايشي از دانشكده سينماتئاتر

2. كارشناس ارشد كارگرداني و بازيگري از همان دانشكده

3. سابقه تدريس در دانشكده سينما تئاتر

4. و نويسنده و كارگردان

 

وي پانزده سال است كه كار تئاتر مي‌كند و نمايش‌هايي كه نوشته و كار كرده، بدين شرح است: شكارگاه ممنوع، تولد، پاييز، چيستا، ببين چه برفي مي‌آد! باران اگر بخواهد، تيغ كهنه، مرگ فروشنده، تهران زير بال فرشتگان و آخرين آن كه در سالن «چهارسو» در حال اجراست «مرغابي وحشي».

 

وي همچنين مؤسس گروه تئاتر معاصر است و هفده سال سابقه فعاليت در راديو دارد. عموما در زمينه نمايش راديويي در مقام كارگردان و سردبير فعاليت داشته و سردبير برنامه‌هايي مثل «درآدينه با نمايش» از شبكه سراسري راديو (شبكه اول)، «پرده دوم» از شبكه فرهنگ، «از رمان تا نمايش» از شبكه فرهنگ نيز هست؛ او «جمعه‌ها با تئاتر» از شبكه فرهنگ. در راديو گفت‌وگو هم، گفتني‌هاي هنر و گفت‌وگوي روز جمعه‌ها و سرانجام در مقام دبير بخش راديو تلويزيوني جشنواره تئاتر فجر، از وضعيت تئاتر فجر امسال مي‌گويد.

 

وضعيت «جشنواره تئاتر فجر»، امسال را چگونه ارزيابي مي‌كند؟

امسال به لحاظ كميت بسيار پر و پيمان است. بخش‌هاي زيادي گنجانده شده و بايد جشنواره برگزار شود تا ببينيم چقدر كيفيت مهم بوده.

 

ولي جشنواره تئاتر فجر امسال در شرايطي برگزار مي‌شود كه نبض تپنده تئاتر ايران ـ تأكيد مي‌كنم ايران نه تهران ـ يعني «تئاتر شهر» به مدت هفت ماه به بهانه بازسازي تعطيل بود و در نتيجه امسال، بسياري از هنرمندان نتوانستند نمايش اجرا كنند.

 

و به جرأت مي‌توان گفت كه امسال تئاتر تعطيل بود. جز همين يك ماه اخير كه در واقع تئاتر شهر راه افتاد و چند نمايش روي صحنه آمد، اما تا دلتان بخواهد جشنواره موضوعي برگزار شد و به تجربه ثابت شده كه تئاتر ما از جشنواره و برگزاري آن، منهاي جشنواره تئاتر فجر و جشنواره تئاتر عروسكي، هيچ خيري نبرده كه ضربه هم ديده است.

 

جشنواره تئاتر فجر، زماني اتفاق جذاب، مفيد و كاملا رويداد فرهنگي است كه برآيند اجراهاي عمومي باشد.

وضعيت تئاتر شهرستان هم به دليل سياستگذاري‌هاي چند سال اخير، وضعيت بساماني نداشته و اين در حالي است كه امسال بودجه تئاتر، دو يا سه برابر سال‌هاي گذشته بوده است.

 

حال پرسش مهم اين است كه اين بودجه، با وجود تعميرات و تعطيلي تئاتر، صرف چه چيزي شده است؟

ظاهرا آن‌گونه كه گفته مي‌شود، مجلس محترم، بودجه را تصويب مي‌كند، اما نظارتي بر چگونگي هزينه شدن اين بودجه ندارد. خانواده تئاتر امسال با وجود افزايش بودجه، نه تنها احساس تغيير و بهبودي در اوضاع مالي تئاتر نكرد، بلكه شرايط نامطلوب‌تري هم داشت. گويا، بودجه تئاتر در سطح وزارتخانه، صرف برنامه‌هاي فرهنگي ديگري مي‌شود كه هيچ ربطي به تئاتر و هنرهاي نمايشي ندارد.

 

طرفه آن‌كه بودجه سال 87 تئاتر، دو برابر بودجه 86 اعلام شد. اگر رشد بودجه تئاتر، باعث شكل‌گيري و رشد قارچ‌گونه و فزاينده جشنواره‌هاي موضوعي و مناسبتي و سفارشي غيرتئاتري مي‌شود، همان بهتر كه نشود!

 

به نظر مي‌رسد متوليان امر در حوزه سياستگذاري كلان فرهنگ، هيچ‌گونه شناخت جامعي از مقوله هنر به مفهوم عام و ضرورت فرهنگي تئاتر به طور خاص ندارند.

 

اصلا نگاه مسئولان به تئاتر و نقش تئاتر چيست؟ مشكل از كجاست؟

متوليان امر، از هنر انتظار ديگري دارند و بيشتر به وجه تبليغي آن بها مي‌دهند. گويي، آنان اعتقاد دارند هنر بايد در خدمت يك تفكر يا يك ايدئولوژي خاص باشد، در حالي كه اساسا ساحت هنر، مخصوصا هنر تئاتر، چنين رويكردي را برنمي‌تابد.

 

تئاتر، هنر منتقد است. تئاتر، معترض است. تئاتر، در مفهوم توسعه پايدار، نقد توسعه مي‌كند و اگر قرار باشد اين وجه را از تئاتر بگيريم و تنها به شكل يك تريبون به آن نگاه كنيم، درواقع كمر به قتل آن بسته‌ايم و با چنين رويكردي، ما دقيقا نتيجه عكس خواهيم گرفت.

 

تئاتر سفارشي، نويسنده سفارشي‌نويس، هنرمند سفارش‌پذير هيچگاه مورد اقبال حتي تماشاگر سفارشي هم قرار نخواهد گرفت، چراكه سخني كز دل برآيد، لاجرم بر دل نشيند.

 

براي هر هنرمندي، هيچ انگيزشي بالاتر و قدسي‌تر از انديشه، دغدغه‌مندي و تعهد اجتماعي نيست و نخواهد بود. براي همين، حتي هنرمنداني كه رويكرد ايدئولوژيك و غيرسفارشي دارند موفق‌تر در حوزه ارتباط‌اند.

 

من دست هنرمندان تئاتري را كه بدون مواجب مادي و قرارداد و سفارش، كار مذهبي مي‌كنند، مي‌بوسم، چون آنان با هنر معامله نمي‌كنند، همچنان كه با اعتقادشان و در اين شرايط وانفسا، ما چقدر هنرمند يا هنرمنداني از اين دست داريم؟ حاصل چنين رويكردي به هنر، اتفاق نابي است كه امروز روز، بازار رايجي ندارد و شايد به همين دليل است كه عموم نمايش‌ها و فيلم‌هاي مذهبي و دفاع مقدس به عنوان نمونه محصولات پربار و موفقي از آب درنيامده‌اند؛ سفارش‌ها راه را براي انگيزش‌هاي فردي ناب بسته‌اند.

 

تئاتر پس از پيروزي انقلاب در سه، چهار مقطع جنگ، سازندگي، اصلاحات و امروز را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ افت و خيزهايش را بگوييد. آيا نقطه عطف درخشش تئاتر كشور را داشتيم يا نه؟

 

پس از انقلاب، تئاتر به دليل تغيير ماهيت فرهنگي جامعه در سه، چهار سال نخست، در دوران فترت خود بود و يا اگر چيزي هم به نام تئاتر وجود دارد، بيشتر در خدمت هيجان ناشي از وقوع رخداد عظيمي مثل انقلاب هستيم. تئاتر مثل بسياري از عناصر فرهنگي ديگر، احتياج به بازنگري عميق دارد. در نتيجه، بسياري از هنرمندان نامي تئاتر پيش از انقلاب، يا حذف شده‌اند يا مهاجرت كرده و يا در ميدان نيستند؛ سه، چهار سال پس از انقلاب (پيش از جنگ)، «تئاتر انقلابي» خودي مي‌نماياند.

 

جواناني كه در صف اول مبارزات سياسي بوده‌اند، اينك قصد كار فرهنگي دارند؛ موضوعاتي مثل ظلم دوران شاهنشاهي، مسائل ارباب و رعيتي و مبارزات كارگري به صحنه‌هاي تئاتر كشيده مي‌شود.

 

اما يكباره جنگ...

همه چيز تغيير ماهيت مي‌دهد و همه اقشار جامعه از جمله هنرمندان و فعاليت‌هاي هنري‌شان تحت‌الشعاع اين رخداد غيرمترقبه قرار مي‌گيرند. تئاتر دوران جنگ، تئاتري است كه بيشتر در خدمت تهييج اقشار جامعه براي حضور در جبهه‌ها و دفاع از تماميت ارضي كشور است. محصولات هنري اين دوره هم با تمام ارزشمندي‌شان بيشتر رويه تهييجي دارند تا ساحت انديشگي.

 

نمايش‌هاي اين دوره يا مستقيما به مفهوم جنگ مي‌پردازند يا به مفاهيم كلي مبارزه با ظلم، حب وطن و تقديس روحيه شهات‌طلبي با رنگ و بوي مذهبي روي مي‌آورند. حتي نخستين دوره‌هاي جشنواره تئاتر فجر، انباشته از نمايش‌هايي با گرايش‌هايي از اين دست است. چون اتفاقات، خودجوش و مردمي‌اند. تئاتر، يكباره با اقبال مخاطب نسبت به سال‌هاي اوليه پس از انقلاب روبه‌رو شده و جنگ تمام مي‌شود.

 

دوران سازندگي آغاز مي‌شود، اما پيامدهاي جنگ هنوز ادامه دارد.

 

سياست‌هاي كلي از جبهه سياست‌هاي فرهنگي ميل به سازندگي و بازسازي خرابي‌هاي ناشي از جنگ دارند. هنر، فرصت مناسبي است تا دوباره شادابي را به جامعه بازگرداند. مردم و بالطبع هنرمندان، فارغ از هياهوي جنگ، اكنون فرصتي پيدا كرده‌اند تا به بحران‌هاي پي در پي گذشته تأملي عميق كنند. اجتماع جنگ‌زده و حرمان‌هاي دوران جنگ كه كم كم خودنمايي مي‌كند، سوژه محصولات هنري مي‌شوند. تئاتر ما به تحليل مي‌نشيند. نمايشنامه‌نويسان دست به قلم مي‌برند و تفكر و تعمق، دستمايه اوليه آثار هنري از جمله نمايشنامه‌هاست؛ هرچند تلخ و گاه شخصي و سياسي‌اند.

 

مردم چندان ميلي به تئاتر ندارند، چون هنوز خيلي از دوران جنگ و پيامدهاي اقتصادي آن فاصله نگرفته‌اند، اما در همين اوضاع، رشته‌هاي تحصيلي هنري از جمله تئاتر كه در سال‌هاي پاياني جنگ شكل گرفته‌اند، فضاي آكادميك هنر از جمله همين تئاتر، جاني دوباره گرفت. تئاتر دانشجويي شكل مي‌گيرد، اما هنوز مردم دغدغه ديگري دارند.

 

تئاتر هست و نيست. سياستگذاري‌ها عموما ميل سياسي و اقتصادي دارند تا فرهنگي. هرچند رخدادهاي مهم پس از دوران سازندگي در همين ايام پي‌ريزي مي‌شود. اكنون جامعه سمت و سوي سازندگي محض گرفته است. دولتمردان پس از دوران سازندگي كه ديگر از زير فشارهاي اقتصادي دوران جنگ درآمده‌اند، فرصت و رغبت بيشتري براي بازسازي فضاي فرهنگي كشور پيدا مي‌كنند.

 

شادابي و طراوت خاصي در جامعه فرهنگي و هنري از جمله تئاتر پديدار مي‌شود. هنرمندان نسل جديد و تحصيل‌كرده در كنار پيشكسوتان خود و با سياست‌هاي حمايت‌گرانه دولت، نقطه عطفي را در تاريخ تئاتر معاصر ايران رقم مي‌زنند.

 

تئاتر اين دوره به لحاظ قدرت در طرح خلاقانه موضوعات اجتماعي و رويكرد علمي به تئاتر، عموما با دوران طلايي نيمه دوم دهه چهل مقايسه مي‌شود؛ دو نقطه عطفي كه در تئاتر ايران انكارناشدني‌اند.

 

تئاتر ايران به دليل برخورداري از زبان بين‌المللي، به سرعت در منطقه و جهان زبانزد مي‌شود. جشنواره‌هاي تئاتر فجر، اعتباري بين‌المللي پيدا مي‌كند؛ آنچنان كه هنرمندان بزرگ جهان براي حضور در جشنواره تئاتر فجر، سر و دست مي‌شكنند. در همين دوره است كه هنرمندان ايراني نيز قدرت تئاترنويسي ايران را به رخ جهانيان مي‌كشند.

 

نسل جديد نمايشنامه‌نويس، پربار و قدرتمند وارد ميدان شده و مخاطب نيز با درك عميق اين تحول و با روحيه‌اي دوچندان، حمايت خود را اعلام مي‌كند؛ تئاتر ديگر بحران تماشاگر ندارد.

 

چاپ نمايشنامه‌ها در انتشارات دولتي و خصوصي روز به روز بيشتر مي‌شود. ويترين كتابفروشي‌ها پر از نمايشنامه‌ها و كتب مربوط به تئاتر است. هنرمند تئاتر اعتباري صد چندان پيدا كرده و تئاتر، نوك پيكان روشنگري و روشنفكري است. هجوم چهره‌هاي سينمايي و تلويزيوني كه تا ديروز فقر و فاقه تئاتر را برنمي‌تابيدند، به تئاتر آغاز مي‌شود.

 

هنرمندان پيشكسوت تئاتر كه امكان حضور نداشتند، فرصت دوباره‌اي پيدا مي‌كنند. نسل جوان در كنار هنرمندان قديمي‌تر مي‌بالند تا قامتي استوار از تئاتر ايران به رخ جهانيان بكشند. تئاتر شهرستان، رونقي دو چندان گرفته و طرفه آن‌كه چندين هنرمند شهرستاني اعتباري جهاني پيدا مي‌كنند. نيز به دليل تقاضاي زياد، چندين سالن نمايش جديد با شتاب راه‌اندازي مي‌شود؛ سالن‌هايي كه تا ديروز خاموش بودند، آكنده از تئاتر و تماشاگران مشتاق است. اين اشتياق روزافزون چنان بالا گرفته كه مديريت تئاتر، دچار بحران مي‌شود. چون سازوكار و امكانات سخت‌افزاري تئاتر، پاسخگوي اين همه رغبت و مطالبه هنرمند و تماشاگر نيست.

 

كم‌كم مردم عادي نيز راه به سالن‌هاي تئاتر پيدا كرده‌اند. ديگر مخاطب تئاتر، حوزه وسيعتري را شامل مي‌شود. اقشار و طبقات گوناگون جامعه، نرم نرم با تئاتر و حوزه تأثيرگذاري آن آشنا مي‌شوند. حتي شكل‌گيري شتاب‌زده فرهنگسراها توسط شهرداري هم پاسخگوي اين همه نياز نيست.

 

بايد قدر اين موهبت تاريخي را دانست و فكر عاجلي كرد، اما سياستگذاران كلان جامعه، گويي تئاتر را به اين اهميت نمي‌خواهند؛ مديران مياني و متوليان مستقيم تئاتر در تناقض عجيبي به سر مي‌برند كه سرانجام آيا تئاتر باشد يا نباشد؟!

 

بحران جديدي آغاز شده است. مديران مياني چگونه بايد پاسخگوي اين همه نياز و اشتياق باشند، در حالي كه در سطح كلان رغبت جدي به تئاتر به عنوان يك ضرورت فرهنگي نيست؟

 

امروزه اين چالش، شكل جدي‌تر و مهيب‌تر و از طرفي خنده‌دارتري به خود گرفته است؛ تا چه پيش آيد ... .


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 14 بهمن1386 و ساعت 10:49 توسط یاران مرد بارانی |


طنازی های عارف و شور سماع مریدان

نیم نگاهی به تاریخ  ، شب و تار من  و نگاهی گذران . نگاه درخشان زیبارویی که حس تعلق اش توام با غرور است و داشتن اش پر از بیم و التهاب های نگاهبانی اش از دیدگان اغیار. هایدگر را به خاطر می آورم که در توصیفی مجمل گون از  حیات ارسطو رسمی  اینگونه  می نگارد: " او زاده شد ، کار کرد و مرد". هایدگر اصالت و جوهر زندگی یک دانشمند را مسیر اندیشه اش می داند و در این راه حیات و آثار وی را فاقد اثر می انگارد.و انجیل نصارا که در آیه ای یادآور می شود:" ایشان را از میوه هایشان بشناسید نه از ریشه هایشان."
سکانس بعدی همان طنازی ها و دلبری ها و سما مریدان است. سالخورده ای مجرب در آغازین نمای پلان تکیه بر انفاس و زمزمه این شعر از خلیل جبران خلیل: " درباره خویشتن خویش اندیشیدن وحشتناک است اما این تنها راه میانه کار است."
 

دلبری دل آرام و طناز در آستانه حلول دهه سوم از سالیان عمر خویش و شعله های عشقی که بر جان نا آرام هزاران عاشق خسته بیافروخته و چه شمعها که در درد فراقش نسوزاند و با آموزه های از عارفی شهره به طنازی و سما عارفانه در تلاطم امواج و موج نگاه نامردان و نا محرمان در پی خویشتن خویش بود و از آنچه در کوران حوادث اندک شبهه ای ندارد ادامه حیات است و کافتن و یافتن مسیر دلبری که آن عارف سالخورده به انگشت اشارت داده و رفته است.

نفحات وصلک اوقدت جمرات شوقک فی الحشا

ز غمت به سینه کم آتشی که نزد زمانه کماتشا

                                                                                   
ما بودیم و ما و کشتی سرمنزل مقصود که ملودی اش
  نوای خوش آن طنازی های همان عارف که در شکل امواج پرتلاطم اقیانوس است و از اطاقکی شیشه ای که اهالی ساحل نظاره گر مهارت ناخدا و هنر نمایی جاشوان. مسافران کشتی هرکدام دسته دسته  آبراهی برای آرام گرفتن کشتی بر لب ساحل  می جویند و نشان می دهند اما چه سود که علم دریانوردی از آن ناخدای عارف و یاران دریا دیده اوست و هموست که تنها وسیله ارتباطی مسیر نما و بی سیم را در اختیار دارد. فانوس دریایی و مرکز ارتباط و ساحل از او می شنوند و به او می گویند.  ناخدای عارف  همواره در مورد بادبانهای کشتی به همراهان خود هشدار داده است. اما ناگهان ....

...باد و بوران دریایی و ناخدا که به جز خود استاد تر در تنظیم بادبانها نمی یابد. صعودی به تیرک بادبان و حرکت باد و جان ناخدای عارف و آرامش ابدی....

 رفت و رفت آن کشتی چندان که بیم نبود تدابیر ناخدا جان خسته مسافران را هم به تالم آورده بود که یاد آور این سخن عارف که چندان سما بیاموختمتان که هردم عارفی بزاید و شما را به مقصد و مقصود رهنمون شود و شد و کشتی بزرگ  به ساحل نزدیک بود که راکبان را ندا رسید . این کشتی و عارف عهد ازلی و ابدی خوبان و بدان است و تو ای کشتی نشین امید بسته به موج و بادبان خود را به نور عرفان بسپار و از موج هراسان نباش. تنها به مقصد و مسیر واحد کشتی بیاندیش و از بادبانهایی که در جهت های مختلف نصب شده اند دل آزرده و مایوس نباش. گرچه بادبانها به سان برادران در یک خانه گاهی در آرا مختلفند اما برایند جهت آنها کشتی را به یک جهت می راند و آن همان سرمنزل مقصود که ناخدای عارف به انگشت نشان داده و رفته است .


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 14 بهمن1386 و ساعت 10:26 توسط یاران مرد بارانی |


تاسیس بنیاد توسعه عمران آبادانی

 

به یاری خداوند متعال و به کمک طیف وسیعی از اندیشمندان ، تحصیلکردگان و متخصصین وفرهیختگان منطقه مرند و جلفا به زودی پس از طی مراحل قانونی بنیاد توسعه ، عمران ، آبادانی مرندو جلفا را ثبت و راه اندازی خواهیم کرد در حال حاضرجمعی از نیروهای فکری در حال تدوین اساسنامه این بنیاد هستند . این بنیاد در همه عرصه های اجتماعی ، فرهنگی ، علمی و اقتصادی فعالیت خواهد کرد در صدد هستیم مجموعه ای کارآمد و ماندگاربا مشارکت فرزندان دلسوز مرند و جلفا ایجاد کنیم تا فارغ از گرایش های رایج سیاسی با همراهی و همدلی نیروهای کیفی منطقه را زیر چتر این بنیاد جمع کنیم این بنیاد علاوه بر آقایان از بانوان نیز عضو گیری خواهد کرد و شرایط عضویت در آن تابع آئین نامه ای خواهد بود که توسط هیئت موسس در حال تدوین است . انشا ا... در آینده نزدیک جزئیات بیشتری از برنامه ها و سیاست ها و اهداف این بنیاد را پس از تصویب نهائی در هیئت موسس اعلام خواهیم کرد .


موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن1386 و ساعت 3:3 توسط یاران مرد بارانی |


برای داشتن فردائی بهتر از امروز ما همیشه نیازمند به اصلاحات در امورهستیم

 

گفتگوی صمیمی نشریه خوش خبر مرند با مردبارانی

 

سوال : آقای مهندس شما یکی از فرزندان کار کرده این منطقه هستید دوست داریم سرنوشت زندگی شما را از زبان خودتان بشنویم

وظیفه خود میدانم در آغاز سخن ایام شهادت سالار شهیدان حضرت اباعبدالله (ع) و همراهانش را به پیشگاه حضرت ولی عصر عج و ملت فهیم و معتقد و عاشق مکتب امام حسین (ع) منطقه تسلیت بگویم .

من در زمستان سرد 1347 در ماه بهمن که علاوه بر سرما ، سیلی سنگین فقر صورت پدرومادرم را سرخ میکرد در یک خانواده مستضعف ولی پاک وباایمان و عاشق امام حسین (ع) در محله یالدور مرند به دنیا آمدم پدر و مادرم زاده روستای اسداغی هستند من فرزند اول خانواده هستم و یک برادر و دو خواهر دارم . مادرم از نعمت سواد بی بهره بود اما فاضله ای پاکدامن و مومنی عامل به احکام و خانه دار بود و پدرم سواد قرآنی و خواندن و نوشتن داشت و نجار بود او در خیابان ایستگاه قدیم و شهید رجائی فعلی مغازه نجاری داشت و به خاطردرست کاری و ابتکار و خلاقیتش به استاد ناقلا معروف بود پدرم از مداحان اهل بیت بودو یکی از تعزیه خوانان دستگاه اباعبدالله (ع) بود و دست خیر داشت و جزو فعالین سیاسی زمان شاه بود و خودش میگفت جزو معدود کسانی بود که از سال 1342 مقلد امام (رض) بود و در زمان انقلاب سال 1357 چوب دستی های معروف ساخته شده از درخت چنارتوسط او ابزار مبارزه مبارزین مرندی در راه پیمائی ها بر علیه مامورین رژیم بود بعد از انقلاب با تاسیس پایگاه مقاومت بسیج به عضویت بسیج سپاه پاسداران مرند در آمد و درسال 1361 در عملیات بیت المقدس در حوالی خرمشهربه شهادت رسید وپیکررنج کشیده و درمند و خون آلودش در باغ رضوان مرند آرام گرفت و هفتمین شهید دوران دفاع مقدس از مرند هستند مادرم هم در سال 1374پس از تحمل سنگینی بار سخت تربیت چهار فرزند یتیم آن شهید بالاخره به او پیوست واکنون در باغ رضوان مرند آرمیده است .

پدرم و زن فاضله ای به نام کبری خانم اولین معلمین قرآن من بودند و تکمیل قرآن را درنزد مرحوم حاج ابوالفضل کسائی پدر شهیدان عزیزمان کسائی ها آموختم ودوران ابتدائی و راهنمائی را در مدرسه فرخی و نوراسلام مرند به پایان رساندم و درخرداد سال 1367 از دبیرستان شهید سیدزاده دیپلم ریاضی فیزیک گرفتم و با رتبه 48 وارد دانشگاه تبریز در رشته مهندسی برق الکترونیک شدم و پس از سه ترم به جهت علاقه شخصی تغییر رشته دادم و مهندسی عمران را به پایان بردم واخیرا فراغتی دست داد تا در دانشگاه علم و صنعت ایران دوره عالی مدیریت اجرائی گرایش استراتژیک را بگذرانم .

دوران دبیرستان دوران شیرینی بود هم درس میخواندم و هم در انجمن اسلامی دانش آموزان فعالیت میکردم و عضو فعال پایگاه بسیج بودم آن دوران بسیجی بودن حال و هوای معنوی خاصی داشت با امورتربیتی مرند و سپاه و هلال احمر همکاری هنری داشتم و بازیگر و کارگردان چند نمایشنامه از جمله نمایشنامه قلعه ، شلمچه در خون ، نیستان و ...  بودم از همکاران آن دوره نادر برهانی مرند و مصطفی طالبی و جواد قامتی و رزاقی و سید کریم حسنی و علی امینی و .... بودندکه خیلی از آنها در کشور و منطقه بی نظیر بوده و هستند و استاد برجسته من در کارهای هنری حسن شکوهمند هنرمند باسابقه شهرمان بود و یک فیلم کوتاه هم به نام آخرین مسافر کار کردیم که نقش اول آن را بازی میکردم . در دوران دانشگاه هم با انجمن اسلامی دانشجویان همکاری داشتم و همزمان هم کار میکردم و هم درس میخواندم .

در جاهای مختلفی افتخار کارهای اجرائی و مدیریتی و خدمت به ملتم و ایران عزیزرا داشتم از جمله :

کارشناس فنی شهرداری صوفیان و مرند ، مدیرپروژه های عمران روستائی بنیاد مسکن استان آذربایجان شرقی، مسئولیت توسعه آبهای معدنی استان اردبیل ، عضویت هیئت مدیره شرکت بالاست راه آهن با حکم مرحوم دکتر دادمان وزیرفقید راه و ترابری آقای خاتمی . معاون فنی مدیرعامل شرکت بالاست راه آهن جمهوری اسلامی ، نائب رئیس هیئت مدیره شرکت تراورس راه آهن جمهوری اسلامی  ، معاون روسازی و قائم مقام مدیرعامل شرکت تراورس راه آهن جمهوری اسلامی ، مجری برج مدرن 23 طبقه راه آهن جمهوری اسلامی ، عضویت سازمان نظام مهندسی استان تهران ، مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره شرکت مهندسی عمران مسیر ایرانیان ، مشاور و همکارچند شرکت خصوصی برای ساخت راه آهن  .

ازدواج کرده ام و دو فرزند پسر به نام های جواد و محمد دارم همسرم مهندس عمران آب بوده و زنی مومن و با تقوا بوده وهمیشه کمک حال بنده بوده و بخش زیادی از موفقیت هایم در نتیجه کمک و همراهی ایشان است عاشق خانواده ام هستم وبه وجودشان افتخار میکنم اغلب به خاطر شرکت در انجام کارهای عمرانی در ماموریت اداری و کارگاهها بودم که آنها دوری مرا تحمل کردندومدیریت تحصیل و زندگی بچه ها اکثرا با همسر فداکارم بوده است . یکی از خواهرانم کارشناس علوم اجتماعی است و دیگری پزشک بوده و برادرم هم کارشناس مدیریت بازرگانی است .

سوال : در رابطه با اندیشه سیاسی شما در محافل مختلف حرف و حدیث های متفاوتی بیان شده است دوست داریم دیدگاههای سیاسی خودتان را از زبان خودتان بشنویم ؟   

بنده ازهفت سالگی که نزد پدرم در مغازه بودم با کار سیاسی آشنا شدم ایشان علی رغم کم سوادی یکی از عوامل توزیع اعلامیه های حضرت امام رض بود یادم هست به جد از شرکت من در مراسم پیش آهنگی در مدرسه جلوگیری میکرد و به خاطر ندادن پول برای خرید لباس به مدرسه جهت شرکت در مراسم پیش آهنگی و توهین به مراسم و برگزارکنندگان آن توسط مدیر مدرسه و مامورین شهربانی مورد تعرض قرار گرفت من با شرکت در کلاسهای قرآنی و انجمن های اسلامی دانش آموزان و دانشجویان با جریانات سیاسی آشنا شدم در زمان حیات حضرت امام (رض) که آغاز ایام نوجوانی و جوانی بنده بود جریان غالب سیاسی تفکری بود که اعضای آن دور حضرت امام (رض) حلقه زده بودند و بسیاری از یاران صدیق و واقعی حضرت امام و انقلاب همچون آقای کروبی و خاتمی و محتشمی و میرحسین موسوی و موسوی خوئینی ها و... در این جریان حضور داشتند و اعضای انجمن های اسلامی دانشجویان هم نزدیکترین جریان در دانشگاها به جریان فوق بود که بعد ها به دوم خرداد منتهی شد . من تاکنون عضو رسمی هیچ یک از احزاب سیاسی کشور نبودم و این به جهت تغییر مکان های متعدد زندگی ام به تبعیت از شغلم بوده است و افتخارم مقلدی حضرت امام (رض) بوده که هنوز هم با واسطه باقی به آن هستم اندیشه سیاسی حضرت امام که میزان را رای ملت میدانست همیشه الگوی حرکت سیاسی بنده بوده و هست هر آنچه مردم در چارچوب حقوق اساسی خواهان آن باشند باید ملاک عمل قرار گیرد مردم همیشه حق دارند و ثابت کرده اند که هیچگاه اشتباه نمیکنند قیم بازی برای مردم ایران و تصمیم گیری پشت پرده در جمع چند نفره برای سرنوشت مردمی که زنجیرهای استبداد 2500 ساله را پاره کردند کاری عبث و بیهوده است که اگر بعضی ها دنبال آن باشند قطعا راه به جائی نخواهند برد . بنده معتقد هستم اسلام دینی کامل است و به تبع آن اندیشه سیاسی اسلام اندیشه ای پویا و پاسخگو به نیاز همه عصرها بوده وهست من معتقدم اسلام ناب محمدی (ص) و احکام و دستورات آن و فقه پویا و تعابیر و تفاسیر و راه کارهای آن بر اساس مقتضیات زمان چاره ساز همه مشکلات است . اصلاحات در زندگی یک مسلمان امری واجب و الزامی است و تعطیل بردار نیست به طریق اولی تر اصلاحات در جامعه امر حتمی است اگر جامعه ایران نیاز به اصلاح نداشت حضرت امام (رض) هیچگاه وارد عرصه اصلاح طلبی نمیشدند تمام اجزا حکومت از جنس انسان هستند و انسان هم جائزالخطاست برای داشتن فردائی بهتر از امروز ما همیشه نیازمند به اصلاحات در امورهستیم امروز نظارت و بازنگری و ارتقاء روش ها و بازبینی مدلها و روش ها امری است که علم مدیریت هم ثابت کرده و امری پذیرفته شده است نمیشود با یک حکم ثابت همیشه جامعه را اداره کرد . من جریان اصلاح طلبی را خواست اکثریت مردم ایران میدانم و خودم را نیز از مردم میدانم .

سوال : نظر شما در رابطه با دموکراسی و آزادی و نقش این دو در رشد سیاسی مردم چیست؟   

من لازم میدانم در مورد سیاست بگویم معتقدم سیاست راه و روش و ابزار است نه هدف . حسب الزام و تکلیف شرعی به مسلح شدن مسلمان به دو وسیله و ابزار سیاست و کیاست برخود فرض واجب میدانم که آدمی سیاسی باشم و کار سیاسی انجام دهم و راه و روش ها را بشناسم اما هیچ اعتقادی به سیاسی کاری وسیاست زدگی ندارم . مقدمه کار سیاسی دمکراسی است و الفبای دمکراسی آزادی است و آزادی را نفس کشیدن و حیات نباتی در این طرف میله ها نمیدانم بلکه آزادی را اختیار بدون دغدغه درداشتن تفکر و اندیشه و انتخاب راه و روش و حق عمل بر اعتقادات و باورها در چارچوب قانون و شرع میدانم . در هر جامعه ای به خصوص جامعه اسلامی آزادی چارچوب پذیرفته شده ای دارد که همه ملزم به رعایت چارچوب آن هستیم و تفکرما و اندیشه و عمل ما نباید مخل آزادی های دیگران باشد با حاکم شدن فضای آزاد بر اندیشه و عمل در عرصه های پذیرفته شده پایه های اولیه دمکراسی شکل میگیرد و با شکل گیری دمکراسی آحاد مردم نقش فعالی در خلق جامعه آرمانی خود به عهده میگیرند و چون خود را در خلق آن سهیم میدانند تمام تلاش خود را برای مشارکت در ساخت و بقا ء آن بکار میگیرند و در همه امور جامعه عقل جمعی حاکم میشود حاکم شدن عقل جمعی و توافق بر سر معیارها همسوئی و هم افزائی ایجاد میکند و این نقطه آغاز تحمل همدیگر بر سر آرمان های مشترک ،  افزایش روحیه نقدپذیری ، گسترش و مراقبت نظارتهای عمومی و طلوع بارقه های رشد و تعالی جامعه است . هیچ چیزی نمیتواند به اندازه آزادی و دموکراسی حیات ملت ها و حکومت ها و تمدن ها را دوام و بقاء ببخشد و تاریخ گواه حاضر آن است در هر جامعه ای آزادی غروب کرده و بساط نقد و نظر برچیده شده و حق تعیین سرنوشت از ملت ها سلب شده ، دمکراسی از آن جامعه رخت بربسته و موجبات کجروی حاکمان فراهم شده و با حاکم شدن استبداد موجبات جنبش ها و انقلاب ها و فروپاشی ها فراهم شده است . در دین اسلام آزادی به اندازه ای پاس داشته شده که خداوند همه را در انتخاب حتی دین اسلام آزاد گذاشته و تکلیف و بازخواست را به اندازه وسع هر انسانی معین کرده و امر به شور ومشورت در همه امورعین سفارش خداوند به حاکم شدن دمکراسی است . آزادی و دمکراسی نباشد موتور توسعه سرد و خاموش بوده و تمام چرخ های آن قفل است و هل دادن شعاری ماشین توسعه کاری عبث و بیهوده است .

سوال : امروزه یکی از اساسی ترین بحث هایی که می تواند مورد توجه قرار گیرد بحث توسعه و شاخصهای آن در سطح کلان مملکتی می باشد اما ما می خواهیم این بحث را در چارچوب منطقه ای آن که همان حوزه مرند و جلفا می باشد بحث کنیم لطفا در این رابطه توضیحات لازمه را بیان نمایید ؟

سخن از توسعه مرند و جلفا گفتن خیلی سخت و دردآور است اولا باید بگویم توسعه یک امر اتفاقی نیست برنامه میخواهد و به نظر من توسعه ای ، توسعه است که پایدار باشد توسعه پایدار مجموعه مرکبی از شاخص های اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، علمی ، آموزشی ، پژوهشی و فن آوری و تکنولوژی و صنعتی و حتی مذهبی و دینی و ....  است . متاسفانه در جامعه ما وقتی صحبت از توسعه میشود اغلب ذهن ها روی مسائل اقتصادی قفل میشود در حالی که رشد اقتصادی یکی از وجوه توسعه است منطقه مرند و جلفا علی رغم داشتن بسیاری از فاکتورهای بالقوه برای توسعه بسیار ازقافله توسعه ایران که سهل است حتی از همسایگانی که در زمانی نزدیک اقلام معیشتی آنها از مرند و جلفا تامین میشد فاصله گرفته و عقب مانده است اقلیم سرشار از منابع طبیعی ، دشت های مستعد ، کانی های طبیعی ، همجواری با کشورهای آذربایجان ، ارمنستان و نزدیکی به مرز ترکیه و همجواری با شاه راه ارتباطی کشوربا اروپا و طبیعت مستعد برای جذب گردشگر داخلی و خارجی و آثار متعدد باستانی و از همه مهمتر منابع سرشار انسانی همگی سرمایه هائی هستند که اسباب بالقوه برای دگرگونی و تحول عظیم منطقه هستند که با بی برنامه گی سالهاست که دچار هرزروی شده و به جای توسعه پایدار و مستمر فقط قبض و بسط های کمٌی اتفاق افتاده است . برای توسعه منابع سرمایه ای از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است بکارگیری ناعادلانه و تبعیض آمیز نیروی انسانی ، تعابیر و تفاسیر شخصی از قانون و بکار گیری ابزاری آن و تنگ نظری های خلاف عقل و منطق و مقدس نبودن امر سرمایه گذاری و عدم توجه به نیروی انسانی باعث سرمایه گریزی و فرار نیروی انسانی مستعد و آموزش دیده از منطقه شده است فرزندان آموزش دیده منطقه نقش های کلیدی در توسعه جای جای ایران بر عهده دارند و هنگام روی آوردن به منطقه نه کار آبرومندی دارند و نه سرمایه ای و نه حامی ! و اغلب اسیر تیرهای زهرآگین تهمت و افترا و تمسخر بعضی ناآگاه بریده از خدا و خلق خدا میشوند .

در سالهای گذشته مدیران منطقه اغلب غیر بومی بوده اند و ظاهرا منطقه مرند و جلفا مرکز آموزش و تمرین مدیران غیر بومی بوده است . منطقه ای که وزیر و معاون وزیر و استاندار و ده ها مدیرکل و استاد دانشگاه دارد امروز اسیر دست برخی مدیران تنگ نظری است که مرند و جلفا حیات خلوت آنهادر استان است البته حساب خدمتگزاران خدوم جداست مردم مرندو جلفا قدردان خدمتگزاران هستند. متاسفانه وضعیت جلفا اسفناک تر از مرند است و نیاز به توجه ویژه دارد من توسعه مرند و جلفا را به هم پیوسته میدانم و تصور میکنم پتانسیل های دو شهرستان برای ایجاد هم افزائی و تسریع در توسعه به شدت به هم وابسته هستندمردم شهرستان جلفا انسانهای آگاه و فهمیده و با استعدادی هستند به نظر من اعتبارات منطقه ای و درآمد های استانی برای روشن کردن موتور توسعه مرند و جلفا بسیار ناچیزند با توجه به اینکه اقتصاد در کشور ما به شدت دولتی است و سرمایه گذاری های بزرگ عمدتا توسط دولت انجام میشود به نظر من در طی دوره های گذشته منطقه مرند و جلفا در مجلس نماینده ای برنامه محور ، کلان نگر ، آشنا به ابواب توسعه و عامل و آگاه به امور عمرانی و اجرائی نداشته است و علی رغم احترامی که به همه منتخبین دوره های گذشته قائل هستم آنها را در انتقال خواست های مردم منطقه به حاکمیت و توجیه نیازها و پیگیری مطالبات مردم از حکومت و جذب و هدایت سرمایه های ملی و سرمایه های سرشار بخش خصوصی به منطقه موفق نمیدانم مردم مرند و جلفا خواهان یک حرکت انقلابی و جهادی در همه عرصه ها هستند مردم منطقه مرند و جلفا خاطره غم انگیز احداث کارخانه لامپ تصویر و سرنوشت تلخ و نامعلوم آن و فروپاشی گمرگ جلفا و انبارهای عمومی را که باعث آوارگی و بیکاری بسیاری از خانواده ها و رکود راه آهن منطقه که سالانه سه میلیون تن کالای مورد نیاز کشور از طریق آن حمل میشد راهیچگاه فراموش نخواهند کرد . مسئولین امر چه گلی به سر مردم منطقه زده اند ؟! همه آنها مدیون و بدهکارمردم منطقه مرند و جلفا هستند و باید پاسخگوی کوتاهی های خود باشند ! مرند و جلفا از نظر وسعت سرزمینی و جمعیتی مقام دوم و سومی استان را دارد ولی در شاخص های توسعه در مقایسه با سایر نقاط استان جزو محرومترین مناطق شده است اگر شما مرند و جلفا را با شهرهای بناب و ملکان مقایسه کنید عمق فاجعه را بیشتر خواهیم فهمید !من فقط میتوانم بگویم متاسفم و اگرخون گریه کنیم کمترین وظیفه ای است که به جا آورده ایم .

سوال : به عنوان یک شهروند اگر بخواهید مشکلات منطقه را اولویت بندی کنید چه مشکلاتی و به چه ترتیبی قابل طرح هستند در ضمن به عنوان یک شهروند  ویژگی های یک نماینده مجلس را نیز از نگاه خودتان بیان نمایید ؟

بی برنامه گی و سرمایه گریزی بزرگترین درد منطقه مرند و جلفاست ! بیکاری بیداد میکند عدد های بزرگی برای نرخ بیکاری نقل قول شده است که دردآوراست . بیشتر بانوان عفیف و زنان مرندو جلفا درس خوانده و آموزش دیده و درخانه ها محبوس شده و بیکار هستند ! آمارها نشان میدهد روستاها به جهت نبود درآمد مکفی در حال تخلیه شدن و هجوم به مناطق شهری هستند و باغ شهر قشنگ و سبز مرند ما نابود شده است درآمد مناسب و زندگی آبرومند و اشتغال جوانان و ازدواج و ناتوانی از ادامه تحصیل به جهت هزینه های سرسام آور دغدغه های اصلی مردم منطقه مرند و جلفا است کمتر خانه ای را میشود یافت که یکی دو بیکار در آن نباشد ! بعضی ها مردم منطقه را تحقیر کرده اند مدرسه ، برق ، مخابرات ، گاز و .... هر چه نیم بند به مردم که حقشان بود داده اند را وجه المصالحه بازی های خود قرار داده و همیشه منت آن را بر سر مردم نهاده اند. دانائی محوری کنار گذاشته شده و دانشجویان و دانش آموختگان به حاشیه رانده شده اند و هیچ توجهی به آنها و نظریاتشان نمی شود میدان داران طبل کوبان ساده اندیش هستند که اغلب نوک دماغشان را فقط میتوانند ببینند . فرهنگ و هنرو شاخه های آن چون شعر ، نقاشی ، موسیقی محلی ، لباس های سنتی ، گویش های محلی ، سینما ، تئاتر نابود شده است . مرند و جلفا با سابقه دینی امروز از داشتن یک مدرسه دینی آبرومند محروم است ! بیمارستان و کارهای درمانی و توسعه مراکز درمانی دستخوش سلیقه ها و اسیر سیاست زدگی است ! صنایع منطقه آسیب دیده و فعالیت نیم بندی دارند . مطبوعات از بی مهری ها فلج شده اند و اغلب تعطیل هستند هیچ یارانه ای به آنها پرداخت نمیشود . زمین و مسکن به قدری گران شده که تامین مسکن برای خیلی ها آرزوی دور و دراز است ! علی رغم گذشت سالها هنوز مشکل تصفیه آب به خوبی حل نشده و این دشمن پنهان هنوز مشغول درو کردن کلیه های مردم منطقه است ! عمران شهرها با سرعت لاک پشتی در حال انجام است ! و چه بگویم که ناگفتنم بهتر است همه این عقب ماندگی ها مایه شرمساری و خجالت ما در مقایسه با مناطق دیگر استان است .

به عنوان یک شهروند مرندی میگویم نماینده مردم مرند وجلفا باید فردی متعهد ، خداترس ، عالم و عامل به احکام الهی ، دردآشنا ، متخصص ، دارای بینش سیاسی مشخص ، دارای سابقه و تجربه کافی ، کلان نگر ،آشنا به ساختار حکومت در کشور، قسم خورده خدمت و متعصب به سرنوشت منطقه مردم مرندو جلفا ، مهربان و دوست همه ، شجاع ، صادق ، امین ، درستکار و عاشق خدمت باشد وبه شدت از دسته بازی و گروه گرائی و شخص پرستی بپرهیزد و در یک کلام مخلص همه مردم مرند و جلفا باشد !

سوال : نقش احزاب و جریان های سیاسی در انتخابات را چگونه ارزیابی می کنید ؟

احزاب شناسنامه دار اولا باید در چارچوب قانون اساسی حرکت کنند ثانیا در هر انتخاباتی مصادیق درست مورد نظر را برای مردم بشناسانند با مردم و برای مردم باشند ودرد آنها را بشناسند و برای رفع آلام ملت برنامه علمی و عاقلانه ارائه دهند و به شدت از تنگ نظری و تند روی بپرهیزند تا مردم به آنها اعتماد کنند به نظر من مرندو جلفا هم جدا از سایر نقاط کشور نیست مردم به حرف احزاب و حرکت آنها توجه دارند فکر میکنم احزاب باید در معرفی کاندیدا به مردم صادقانه و از روی تعهد عمل کنند و افراد شایسته مرام خود و شان مردم را به مردم معرفی کنند افرادی که هر روز باری به هر جهت زیرهرپرچمی که بیشتر به آن باد میخورد سینه میزنندودم به دم رنگ به رنگ میشوند یا افرادی که انجام وظیفه خود را چماقی برای کوبیدن به سر مردم کرده و همیشه منت آن را بر سر مردم میگذارند و کارهای انجام یافته را نردبان ترقی خود قرارداده و خواهان کسب امتیاز های ویژه از مردم هستند نه درشان نمایندگی احزاب از هر مرام و مسلکی هستند و نه شایسته نمایندگی مردم متعهد و فروتن مرند وجلفا را دارند . احزاب اگر میخواهند بمانند باید قسم خورده های واقعی خدمت به مردم را به عنوان کاندیدا انتخاب و به مردم معرفی کنند پرواضح است که با معرفی شخصی مطمئن و قاطع و آگاه به مقتضیات زمان خواست های مردم و آنها هم تامین میشود نباید مرام حزبی فدای مصلحت اندیشی و سهم خواهی بعضی ها قرار گیرد . به نظر من آویزان شدن احزاب به هر کاندیدای غیر معتقد به آرمان حزبی به خاطر منافع زود گذرخیانت به مردمی است که از جان و دل معتقد به مرام حزبی هستند و هیچ گاه مردم از خطاهای اینچنینی احزاب نمیگذرند چه اصلاح طلب باشند چه اصول گرا .

یاعلی مدد


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 4 بهمن1386 و ساعت 8:44 توسط یاران مرد بارانی |


تکذیب میشود !!!

همشهریان فهیم وبا ایمان شهرستان مرند و جلفا و حومه

اصحاب قلم و مطبوعات وصاحبان سایت های اینترنتی

ضمن آرزوی قبولی عزاداری های ایام جانسوز سالار شهیدان عالم و آرزوی سلامتی و عزت همه همشهریان اعلام میدارد برخی افراد طی چند روز گذشته در سایت های خود خبر کذب عدم احراز صلاحیت اینجانب را در قالب نظر یا شنیده ها منعکس نموده بودند که در سطح منطقه نیز برخی با حرص و ولع زیاد اخبار کذب فوق را منتشر کرده بودند بدینوسیله اعلام میدارد در پایان روز اداری روز سه شنبه 2/11/86 با مراجعه حضوری به فرمانداری شهرستان مرند مراتب احراز صلاحیت اینجانب و کامل بودن مدارک و سوابق اینجانب به بنده اعلام گردید .

اینجانب به عنوان سرباز کوچک و خدوم همیشگی ملت ایران و فرزند خدمتگزار شما از کلیه عزیزان و دست اندرکاران امر انتخابات و مراکز مربوطه که در طی چند روز گذشته زحمات زیادی را برای فراهم کردن اسباب برگزاری انتخابات متحمل شده اند تشکر می نمایم .

مهندس عیسی حیدری

مردبارانی

یا علی مدد

 


موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه 2 بهمن1386 و ساعت 16:58 توسط یاران مرد بارانی |


تحریف کنندگان اندیشه امام ، رای مردم را نادیده می گیرند

آیت الله توسلی عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز در مراسم شب تاسوعای این تشکل گفت : نتیجه تحریف اسلام پس از پیامبر این بود که مفاهیم اسلام تحریف شد و در نهایت امام حسین (ع) از خاندان پیامبر به دست جاهلان به شهادت رسید.

به گزارش "نواندیش" وی افزود : این تحریف را ما در تاریخ انقلاب نیز می بینیم. آنجا که پس از گذشت 29 سال از پیروزی انقلاب و سپس رحلت امام ، تحریف اندیشه و کلام امام نیز آغاز می شود.

آیت الله توسلی ادامه داد : بعنوان مثال امام خمینی (ره) فرمودند جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد. در پاریس وقتی خبرنگاران پرسیدند جمهوری اسلامی یعنی چه؟امام گفتند جمهوری مانند جمهوری شما اما با محتوای اسلام.

وی تاکید کرد : اما امروز کسانی که هیچ نقشی در انقلاب و مبارزه نداشتند تئوریسین و مدعی امام و انقلاب شده اند و می گویند هدف از انقلاب جمهوری اسلامی نبود و با این کار ،  مردم و رای آنها را نادیده می گیرند.

آیت الله توسلی افزود : این نگاه بسیار خطرناک است چرا که حاضر می شود حتی به نام مصلحت و... آرای مردم را محترم نشمارد.

عضو مجمع روحانیون مبارز همچنین  به رواج  برخی خرافات در عزاداری ها اشاره و  با توجه به دیدگاه های مراجع و رهبر انقلاب ، خواهان انتقال پیام واقعی امام حسین به مردم و نسل جدید شد.


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه 1 بهمن1386 و ساعت 9:20 توسط یاران مرد بارانی |


هل من ناصر ینصرنی !؟

مگر نمي داند كه كسي نيست كه او را ياري كند؟

علي شريعتي

...خواهران، برادران!

اكنون شهيدان مرده‌اند، و ما مرده‌ها زنده هستيم. شهيدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستيم، آنها كه گستاخي آن‌ را داشتند كه ـ وقتي نمي‌توانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بي‌شرمان مانديم، صدها سال است كه مانده‌ايم. و جا دارد كه دنيا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبوني ـ بر حسين(ع) و زينب(س) ـ مظاهر حيات و عزت ـ مي‌گرييم، و اين يك ستم ديگر تاريخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزيزان باشيم.

امروز شهيدان پيام خويش را با خون خود گذاشتند و روي در روي ما بر روي زمين نشستند، تا نشستگان تاريخ را به قيام بخوانند.

در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاريخ ما، تشيع، عزيزترين گوهرهايي كه بشريت آفريده است، حيات بخش ترين ماده‌هايي كه به تاريخ، حيات و تپش و تكان مي‌دهد، و خدايي ترين درسهايي كه به انسان مي‌آموزد كه مي‌تواند تا «خدا» بالا رود، نهفته است و ميراث همه اين سرمايه‌هاي عزيز الهي به دست ما پليدان زبون و ذليل افتاده است.

ما وارث عزيزترين امانت‌هايي هستيم كه با جهادها و شهادت‌ها و با ارزش‌هاي بزرگ انساني، در تاريخ اسلام، فراهم آمده است و ما وارث اينهمه هستيم، و ما مسؤول آن هستيم كه امتي بسازيم از خويش، تا براي بشريت نمونه باشيم. «وكذالك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا» خطاب به ماست.

ما مسئول اين هستيم كه با اين ميراث عزيز شهدا و مجاهدانمان و امامان و راهبرانمان و ايمانمان و كتابمان، امتي نمونه بسازيم تا براي مردم جهان شاهد باشيم و شهيد باشيم و پيامبر(ص) براي ما نمونه و شهيد باشد.

رسالتي به اين سنگيني، رسالت حيات و زندگي و حركت بخشيدن به بشريت، بر عهده ماست، كه زندگي روزمره‌مان را عاجزيم!

خدايا! اين چه حكمت است؟

و ما كه در پليدي و منجلاب زندگي روزمره جانوريمان غرقيم، بايد سوگوار و عزادار مردان و زنان و كودكاني باشيم كه در كربلا براي هميشه، شهادتشان و حضورشان را در تاريخ و در پيشگاه خدا و در پيشگاه آزادي به ثبت رسانده‌اند.

خدايا اين باز چه مظلوميتي بر خاندان حسين؟

اكنون شهيدان كارشان را به پايان رسانده‌اند. و ما شب شام غريبان مي‌گرييم، و پايانش را اعلام مي‌كنيم و مي‌بينيم چگونه در جامعه گريستن بر حسين (ع)، و عشق به حسين (ع)، با يزيد همدست و همداستانيم؟ او كه مي‌خواست اين داستان به پايان برسد.

اكنون شهيدان كارشان را به پايان برده‌اند و خاموش رفته‌اند، همه‌شان، هر كدامشان، نقش خويش را خوب بازي كرده‌اند. معلم، مؤذن، پير، جوان، بزرگ، كوچك، زن، خدمتكار، آقا، اشرافي و كودك، هر كدام به نمايندگي و به‌عنوان نمونه و درسي به همه كودكان و به همه پيران و به همه زنان، و به همه بزرگان و به همه كوچكان! مردني به اين زيبايي و با اينهمه حيات را انتخاب كرده‌اند.

اينها دو كار كردند، اين شهيدان امروز دو كار كردند، از كودك حسين (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاري قرآن تا آن معلم اطفال كوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خويشاوند يا بيگانه، و تا آن مرد اشرافي و بزرگ و باحيثيت در جامعه خود و تا آن مرد عاري از همه فخرهاي اجتماعي، همه برادرانه در برابر شهادت ايستادند تا به همه مردان، زنان، كودكان و همه پيران و جوانان هميشه تاريخ بياموزند كه بايد چگونه زندگي كنند ـ اگر مي‌توانند ـ و چگونه بميرند ـ اگر نمي‌توانند.

اين شهيدان كار ديگري نيز كردند: شهادت دادند با خون خويش ـ نه با كلمه ـ شهادت دادند، در محكمه تاريخ انسان. هر كدام به نمايندگي صنف خودشان. شهادت دادند كه در نظام واحد حاكم بر تاريخ بشري ـ نظامي كه سياست را و اقتصاد را و مذهب را و هنر را، و فلسفه و انديشه را و احساس را و اخلاق را و بشريت را همه را ابزار دست مي‌كند تا انسان‌ها را قرباني مطامع خود كند و از همه چيز پايگاهي براي حكومت ظلم و جور و جنايت بسازد ـ همه گروه‌هاي مردم و همه ارزش‌هاي انساني محكوم شده است.

يك حاكم است بر همه تاريخ، يك ظالم است كه بر تاريخ حكومت مي‌كند، يك جلاد است كه شهيد مي‌كند و در طول تاريخ، فرزندان بسياري قرباني اين جلاد شده‌اند، و زنان بسياري در زير تازيانه‌هاي اين جلاد حاكم بر تاريخ، خاموش شده‌اند، و به قيمت خونهاي بسيار، آخور آباد كرده‌اند و گرسنگي‌ها و بردگي‌ها و قتل عام‌هاي بسيار در تاريخ از زنان و كودكان شده است، از مردان و از قهرمانان و از غلامان و معلمان، در همه زمانها و همه نسلها.

و اكنون حسين (ع) با همه هستي‌اش آمده است تا در محكمه تاريخ، در كنار فرات شهادت بدهد:

شهادت بدهد به سود همه مظلومان تاريخ.

شهادت بدهد به نفع محكومان اين جلاد حاكم بر تاريخ.

شهادت بدهد كه چگونه اين جلاد ضحاك، مغز جوانان را در طول تاريخ مي‌خورده است.با علي اكبر (ع) شهادت بدهد!

و شهادت بدهد كه در نظام جنايت‌ و در نظامهاي جنايت چگونه قهرمانان مي‌مردند. با خودش شهادت بدهد!

و شهادت بدهد كه در نظام حاكم بر تاريخ چگونه زنان يا اسارت را بايد انتخاب مي‌كردند و ملعبه حرمسراها مي‌بودند يا اگر آزاد بايد مي‌ماندند بايد قافله‌دار اسيران باشند و بازمانده شهيدان، با زينبش!

و شهادت بدهد كه در نظام ظلم و جور و جنايت، جلاد جائر بر كودكان شيرخوار تاريخ نيز رحم نمي‌كرده است. با كودك شيرخوارش!

و حسين (ع) با همه هستي‌اش آمده است تا در محكمه جنايت تاريخ به‌ سود كساني كه هرگز شهادتي به سودشان نبوده است و خاموش و بي دفاع مي‌مردند، شهادت بدهد.

اكنون محكمه پايان يافته است و شهادت حسين (ع) و همه عزيزانش و همه هستي‌اش با بهترين امكاني كه در اختيار جز خدا هست، رسالت عظيم الهي‌اش را انجام داده است.

دوستان!

در اين تشيعي كه، اكنون به اين شكل كه مي‌بينيم درآمده است و هر كس بخواهد از آن تشيع راستين جوشان بيدار كننده، سخن بگويد، پيش از دشمن، به دست دوست قربانيش مي‌كنند، درسهاي بزرگ و پيامهاي بزرگ، و غنيمت‌هاي بسيار و ارزش‌هاي بزرگ و خدايي و سرمايه‌هاي عزيز و روح‌هاي حيات بخش به جامعه و ملت و نژاد و تاريخ نهفته است.

يكي از بهترين و حيات‌بخش‌ترين سرمايه‌هايي كه در تاريخ تشيع وجود دارد، شهادت است.

ما از وقتي كه، به‌گفته جلال «سنت شهادت را فراموش كرده‌ايم، و به مقبره‌داري شهيدان پرداخته‌ايم، مرگ سياه را ناچار گردن نهاده‌ايم» و از هنگامي كه به جاي شيعه علي (ع) بودن و از هنگامي كه به‌جاي شيعه حسين (ع) بودن و شيعه زينب (س) بودن، يعني «پيرو شهيدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهيدان شده‌اند و بس، در عزاي هميشگي مانده‌ايم!

چه هوشيارانه دگرگون كرده‌اند پيام حسين (ع) را و ياران بزرگ و عزيز و جاويدش را، پيامي كه خطاب به همه انسانهاست.

اين كه حسين (ع) فرياد مي‌زند ـ پس از اين كه همه عزيزانش را در خون مي‌بيند و جز دشمن و كينه توز و غارتگر در برابرش نمي‌بيند ـ فرياد مي‌زند كه «آيا كسي هست كه مرا ياري كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ينصرني؟» مگر نمي داند كه كسي نيست كه او را ياري كند و انتقام گيرد؟ اين سؤال، ‌سؤال از تاريخ فرداي بشري است و اين پرسش از آينده است و از همه ماست. و اين سؤال انتظار حسين (ع) را از عاشقانش بيان مي‌كند و دعوت شهادت او را به همه كساني كه براي شهيدان حرمت و عظمت قايلند اعلام مي‌نمايد.

اما اين دعوت را، اين انتظار ياري از او را، اين پيام حسين (ع) را ـ كه «شيعه مي‌خواهد» و در هر عصري و هر نسلي، شيعه مي‌طلبد ما خاموش كرديم به اين عنوان كه به مردم گفتيم كه حسين (ع) اشك مي‌خواهد. ضجه مي‌خواهد و دگر هيچ، پيام ديگري ندارد. مرده است و عزادار مي‌خواهد، نه شاهد شهيد حاضر در همه جا و همه وقت و «پيرو».

آري، اين چنين به ما گفته‌اند و مي‌گويند!

هر انقلابي دو چهره دارد: چهره اول: ‌خون، چهره دوم: پيام.

و شهيد يعني حاضر، كساني كه مرگ سرخ را به دست خويش به عنوان نشان دادن عشق خويش به حقيقتي كه دارد مي‌ميرد و به عنوان تنها سلاح براي جهاد در راه ارزشهاي بزرگي كه دارد مسخ مي‌شود انتخاب مي‌كنند، شهيدند حي و حاضر و شاهد و ناظرند، نه تنها در پيشگاه خدا كه در پيشگاه خلق نيز و در هر عصري و قرني و هر زمان و زميني.

و آنها كه تن به هر ذلتي مي‌دهند تا زنده بمانند، مرده‌هاي خاموش و پليد تاريخند، و ببينيد كه آيا كساني كه سخاوتمندانه با حسين (ع) به قتلگاه خويش آمده‌اند و مرگ خويش را انتخاب كرده‌اند، در حالي كه صدها گريزگاه آبرومندانه براي ماندنشان بود، و صدها توجيه شرعي و ديني براي زنده ماندنشان بود، توجيه و تاويل نكرده‌اند و مرده‌اند، اينها زنده هستند؟ آيا آنها كه براي ماندشان تن به ذلت و پستي رها كردن حسين (ع) و تحمل كردن يزيد دادند؟ كدام هنوز زنده‌اند؟

هركس زنده بودن را فقط در يك لش متحرك نمي‌بيند، زنده بودن و شاهد بودن حسين (ع) را با همه وجودش مي‌بيند، حس مي‌كند و مرگ كساني را كه به ذلت‌ها تن داده‌اند، تا زنده بمانند، مي‌بيند.

آنها نشان دادند، شهيد نشان مي‌دهد و مي‌آموزد و پيام مي‌دهد كه در برابر ظلم و ستم، اي كساني كه مي‌پنداريد: «نتوانستن از جهاد معاف مي‌كند»، و اي كساني كه مي‌گوييد: «پيروزي بر خصم هنگامي تحقق دارد كه بر خصم غلبه شود»، نه! شهيد انساني است كه در عصر نتوانستن و غلبه نيافتن، با مرگ خويش بر دشمن پيروز مي‌شود و اگر دشمنش را نمي‌كشد، رسوا مي‌كند.

و شهيد قلب تاريخ است، هم‌چنان‌كه قلب به رگهاي خشك اندام، خون، حيات و زندگي مي‌دهد. جامعه‌اي كه رو به مردن مي‌رود، جامعه‌اي كه فرزندانش ايمان خويش را به خويش از دست داده‌اند و جامعه‌اي كه به مرگ تدريجي گرفتار است، جامعه‌اي كه تسليم را تمكين كرده است، جامعه‌اي كه احساس مسؤوليت را از ياد برده است، و جامعه‌اي كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است، و تاريخي كه از حيات و جنبش و حركت و زايش بازمانده است، شهيد همچون قلبي، به اندام‌هاي خشك مرده بي‌رمق اين جامعه، خون خويش را مي‌رساند و بزرگ‌ترين معجزه شهادتش اين است كه به يك نسل،‌ ايمان جديد به خويشتن را مي‌بخشد.

شهيد حاضر است و هميشه جاويد.

كي غايب است؟

حسين (ع) يك درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نيمه‌تمام گذاشتن حج و به سوي شهادت رفتن است. حجي كه همه اسلافش، اجدادش، جدش و پدرش براي احياي اين سنت، جهاد كردند. اين حج را نيمه‌تمام مي‌گذارد و شهادت را انتخاب مي‌كند، مراسم حج را به پايان نمي‌برد تا به همه حج‌گزاران تاريخ، نمازگزاران تاريخ، مؤمنان به سنت ابراهيم، بياموزد كه اگر امامت نباشد، اگر رهبري نباشد، اگر هدف نباشد، اگر حسين (ع) نباشد و اگر يزيد باشد، چرخيدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوي است. در آن لحظه كه حسين (ع) حج را نيمه‌تمام گذاشت و آهنگ كربلا كرد، كساني كه به طواف، هم‌چنان در غيبت حسين، ادامه دادند، مساوي هستند با كساني كه در همان حال، بر گرد كاخ سبز معاويه در طواف بودند، زيرا شهيد كه حاضر نيست در همه صحنه‌هاي حق و باطل، در همه جهادهاي ميان ظلم و عدل، شاهد است، حضور دارد، مي‌خواهد با حضورش اين پيام را به همه انسان‌ها بدهد كه وقتي در صحنه نيستي، وقتي از صحنه حق و باطل زمان خويش غايبي، هركجا كه خواهي باش!

وقتي در صحنه حق و باطل نيستي، وقتي كه شاهد عصر خودت و شهيد حق و باطل جامعه‌ات نيستي، هركجا كه مي‌خواهي باشد، چه به نماز ايستاده باشي، چه به شراب نشسته باشي، هر دو يكي است.

شهادت «حضور در صحنه حق و باطل هميشه تاريخ» است.

و غيبت؟!

آنهايي كه حسين (ع) را تنها گذاشتند و از حضور و شركت و شهادت غايب شدند، اينها همه با هم برابرند، هرسه يكي‌اند:

چه آنهايي كه حسين (ع) را تنها گذاشتند تا ابزار دست يزيد باشد و مزدور او، و چه آنهايي كه در هواي بهشت، به كنج خلوت عبادت خزيدند و با فراغت و امنيت، حسين (ع) را تنها گذاشتند و از درد سر حق و باطل كنار كشيدند و در گوشه محراب‌ها و زاويه خانه‌ها به عبادت خدا پرداختند و چه آنهايي كه مرعوب زور شدند و خاموش ماندند. زيرا در آن‌جا كه حسين(ع) حضور دارد ـ و در هر قرني و عصري حسين (ع) حضور دارد ـ هركس كه در صحنه او نيست، هركجا كه هست، يكي است، مؤمن و كافر، جاني و زاهد، يكي است. اين است معنا اين اصل تشيع كه قبول هر عملي يعني ارزش هر عملي به امامت و به رهبري و به ولايت بستگي دارد! اگر او نباشد، همه چيز بي‌معناست و مي‌بينيم كه هست.

و اكنون حسين حضور خودش را در همه عصرها و در برابر همه نسل‌ها، در همه جنگ‌ها و در همه جهادها، در همه صحنه‌هاي زمين و زمان اعلام كرده است، در كربلا مرده است تا در همه نسل‌ها و عصرها بعثت كند.

و تو، و من، ما بايد بر مصيبت خويش بگرييم كه حضور نداريم.

آري، هر انقلابي دو چهره دارد؛ خون و پيام! رسالت نخستين را حسين(ع) و يارانش امروز گزاردند، رسالت خون را، رسالت دوم، رسالت پيام است. پيام شهادت را به گوش دنيا رساندن است. زبان گوياي خونهاي جوشان و تن‌هاي خاموش، در ميان مردگان متحرك بودن است. رسالت پيام از امروز عصر آغاز مي‌شود. اين رسالت بر دوش‌هاي ظريف يك زن، «زينب» (س)! ـ زني كه مردانگي در ركاب او جوانمردي آموخته است! ـ و رسالت زينب (س) دشوارتر و سنگين‌تر از رسالت برادرش.

آنهايي كه گستاخي آن را دارند كه مرگ خويش را انتخاب كنند، تنها به يك انتخاب بزرگ دست زده‌اند، اما كار آنها كه از آن پس زنده مي‌مانند دشوار است و سنگين. و زينب مانده است، كاروان اسيران در پي‌اش، وصف‌هاي دشمن، تا افق، در پيش راهش، و رسالت رساندن پيام برادر بر دوشش، وارد شهر مي‌شود، از صحنه برمي‌گردد، آن باغهاي سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پيراهنش بوي گلهاي سرخ به مشام مي‌رسد، وارد شهر جنايت، پايتخت قدرت، پايتخت ستم و جلادي شده است، آرام، پيروز، سراپا افتخار، بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور، و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فرياد مي‌زند:

«سپاس خداوند را كه اين همه كرامت و اين همه عزت به خاندان ما عطا كرد: افتخار نبوت، افتخار شهادت...»

زينب رسالت رساندن پيام شهيدان زنده اما خاموش را به دوش گرفته است، زيرا پس از شهيدان او به جا مانده است و اوست كه بايد زبان كساني باشد كه به تيغ جلادان زبانشان برده است.

اگر يك خون پيام نداشته باشد، در تاريخ گنگ مي‌ماند و اگر يك خون پيام خويش را به همه نسل‌ها نگذارد، جلاد، شهيد را در حصار يك عصر و يك زمان محبوس كرده است. اگر زينب پيام كربلا را به تاريخ باز نگويد، كربلا در تاريخ مي‌ماند، و كساني كه به اين پيام نيازمندند از آن محروم مي‌مانند، و كساني كه با خون خويش، با همه نسل‌ها سخن مي‌گويند، سخنشان را كسي نمي‌شنود. اين است كه رسالت زينب سنگين و دشوار است. رسالت زينب پيامي است به همه انسان‌ها، به همه كساني كه بر مرگ حسين(ع) مي‌گريند و به همه كساني كه در آستانه حسين سر به خضوع و ايمان فرود آورده‌اند، و به همه كساني كه پيام حسين(ع) را كه «زندگي هيچ نيست جز عقيده و جهاد» معترفند؛ پيام زينب به آنهاست كه:
 
«اي همه! اي هركه با اين خاندان پيوند و پيمانداري، و اي هركس كه به پيام محمد مؤمني، خود بينديش، انتخاب كن! در هر عصري و در هر نسلي و در هر سرزميني كه آمده‌اي، پيام شهيدان كربلا را بشنو، بشنو كه گفته‌اند: كساني مي‌توانند خوب زندگي كنند كه مي‌توانند خوب بميرند. بگو اي همه كساني كه به پيام توحيد، به پيام قرآن، و به راه علي (ع) و خاندان او معتقديد، خاندان ما پيامشان به شما، اي همه كساني كه پس از ما مي‌آييد، اين است كه اين خانداني است كه هم هنر خوب مردن را، زيرا هركس آن‌چنان مي‌ميرد كه زندگي مي‌كند. و پيام اوست به همه بشريت كه اگر دين داريد، «دين» و اگر نداريد «حريت» ـ آزادگي بشر ـ مسؤوليتي بر دوش شما نهاده است كه به عنوان يك انسان ديندار، يا انسان آزاده، شاهد زمان خود و شهيد حق و باطلي كه در عصر خود درگير است، باشيد كه شهيدان ما ناظرند، آگاهند، زنده‌اند و هميشه حاضرند و نمونه عمل‌اند و الگوي‌اند و گواه حق و باطل و سرگذشت و سرنوشت انسان‌اند.»

و شهيد، يعني به همه اين معاني.

هر انقلابي دو چهره دارد:

خون و پيام
 
و هركسي اگر مسؤوليت پذيرفتن حق را انتخاب كرده است و هر كسي كه مي‌داند مسؤوليت شيعه بودن يعني چه، مسؤوليت آزاده انسان بودن يعني چه، بايد بداند كه در نبرد هميشه تاريخ و هميشه زمان و همه جاي زمين ـ كه همه صحنه‌ها كربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ بايد انتخاب كنند: يا خون را، يا پيام را، يا حسين بودن يا زينب بودن را، يا آن‌چنان مردن را، يا اين‌چنين ماندن را. اگر نمي‌خواهد از صحنه غايب باشد.

عذر مي‌خواهم، در هر حال وقت گذشته است و ديگر فرصت نيست و حرف بسيار است و چگونه مي‌شود با يك جلسه، از چنين معجزه‌اي كه حسين در تاريخ بشر ساخته است و زينب پرداخته است، سخن گفت؟

آن‌چه مي‌خواستم بگويم حديث مفصلي است كه در اين مجمل مي‌گويم به عنوان رسالت زينب، «پس از شهادت» كه:

«آنها كه رفتند، كاري حسيني كردند،

و آنها كه ماندند، بايد كاري زينبي كنند، وگرنه يزيدي‌اند»!...


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه 1 بهمن1386 و ساعت 9:17 توسط یاران مرد بارانی |


ایران آرمان مشترک همه ما

آرمان مشترک ، در بین همه اولویت های فردی یا توافقات جمعی تنها هدفی است که همه افراد جامعه بر سر آن توافق دارند و نزدیکترین نقطه تلاقی اهداف فردی با توافقات و اهداف جمعی است و در اولویت بندی اهداف هر جا سخن از آرمان مشترک به میان می آید همه اولویت ها تغییر جهت داده و همسو با آرمان مشترک میشوند و بودن آنها برای بقاء آرمان مشترک است . بسیار طبیعی و مسلم است که در جامعه همه انسانها به دنبال منافع شخصی باشند و باز هم بسیار طبیعی است که افراد گاها برای تسریع در وصول مطالبات خود گروههای رسمی و غیر رسمی تشکیل دهند البته پرواضح است که جنس این گروهها از نوع گروههای رسمی یا غیر رسمی معارض با قرار اجتماعی نبوده و صبغه مثبت داشته و در جهت هم افزائی و ارزش آفرینی مضاعف برای تحقق اهداف فردی یا اجتماعی در چارچوب قرار اجتماعی است در این حالت فرض همه اعضا گروه در ورای منافع شخصی به دست آوردن جزئی از چیز وسیع تر و بزرگتر است که برای همه غنیمتی بسیار گران بهاست در این فرض همه اعضاء گروه به شدت علاقمندند در ساخت بنائی ماندنی مشارکت نمایند و برای همه اعضا مهم است که با دیگران در این زمینه سهیم باشند . اگر از تعصبات فامیلی ، دوستی ، منطقه ای و .... ذهن خود را رها کنیم به سادگی در خواهیم یافت همه ما چیز باارزش ومهمی به نام وطن داریم که همگی در آن به دنیا آمده ایم و او همه ما را به گرمی به آغوش کشیده و از کودکی ما را بر پشت هموارش نشانده و بر خوبی های ما افتخار کرده و با صبر و حوصله بر بد خلقی های ما چشم پوشیده و ایران ، وطن ما اقلیمی است که همیشه همه ما با هر مرام و مسلکی از اعماق جان فریاد برآورده ایم چون ایران مباشد تن من مباد !

امروز ایران ما از بیرون در معرض طمع برای تعرضات دشمنانی است که سالهاست کمر همت به قلم کردن قامت با عزت و سربلند آن بسته اند آنها روزگاری با حمله و اشغال مستقیم ، ایامی با مسلط کردن دیکتاتورهای داخلی ، روزی با کودتاهای خون آلود ، روزگاری با تشویق همسایگانگان هوسباز و فرصت طلب و به راه انداختن اختلافها و جنگ های منطقه ای و ادعا های ناپاک وناحقی به گوشه گوشه وطن از شمال تا جنوب و غرب تا شرق و روزی با سختگیری های واهی بین المللی و .... به دنبال تسخیر و نابودی وطن ما هستند .

در کنار همه فتنه های خارجی ، بعضی اظهار نظرهای ساده انگارانه داخلی واتخاذ تصمیمات بلند پروازانه و بیان حرفهای بی حاصل برای آرمان مشترک ما ، همچون پرداختن به موضوع هولوکاست که راست یا دروغ بودن آن هیچ مشکلی از ما حل نکرده و اساسا صحت یا عدم صحت آن مسئله امروز وطن ما نیست ویا تحلیل های غیرکارشناسی از تحولات سیاسی جهان و منطقه و فرو رفتن در خود بزرگ بینی ناشی از حمایت های بی حد و حصری که آقایان اغلب از پرداخت هزینه های مستقیم یا غیر مستقیم آن معاف بوده و هستند و نگاه ساده توام با اعتماد بی حد و حصر و غیر ضروری به همسایگان و حتی سوسیالیست های ظاهرا وفادار در آمریکای لاتین که تنها اشتراکشان با ما فشارهای نه چندان سخت دشمن مشترک ما بر آنهاست کار را به جائی رسانده که همسایه غربی ما بدون اینکه هزینه تجاوز به وطن مارا پرداخت کند و بدون اینکه بندی از تعهدات قطعنامه 598 در مورد او به اجرا گذاشته شود گستاخانه مدعی تغییر توافقنامه الجزایرمیشود ! در شمال کشور همه آنها که عزت خود را از کوتاهی ما به ارث برده اند به دنبال کم کردن سهم ایران از ذخایر دریای خزر که درایامی نه چندان دورهمگی متعلق به ایران بود هستند و در جنوب کشور امارات سالهاست برادعای جعلی خود بر جزائر سه گانه اصرار میکند و اعراب هم به آرامی در صدد تغییر نام خلیج همیشه فارس هستند و درشرق ما ناامنی موج میزند !

امروز در داخل کشور موج خطرناک گسیل نقدینگی ناشی از درآمد بادآورده ناشی از افزایش قیمت نفت به بازار مصرف و افزایش روز افزون تورم و گرانی و نابسامانی بازار مسکن و بیکاری جوانان و قلع و قمع توام با شتابزدگی مدیران باسابقه کشور و بی توجهی به نصحیت های بزرگان و پرداختن به حاشیه ها و معلول ها به جای پرداختن به علت ها و ساختن و زیر سوال بردن غیر منصفانه گذشته و ....  مزید بر علت شده است .

درچنین فضائی چه اولویتی بالاتر از همت برای نجات آرمان مشترکمان و برون رفت از این فضای سنگین بین المللی و داخلی میتواند وجود داشته باشد ؟

به راستی اگر این آرمان مشترک با بی احتیاطی بعضی ها به وضعیت عراق و افغانستان دچار شود جائی برای طرح اولویت های دیگری چون خواست ها و ترجیهات منطقه ای ، محله ای و دوست و رفیق بازی های ظاهری و زود گذر و عهد و پیمان های پوچ برای تصرف غنیمت های خیالی و .... وجود خواهد داشت ؟

آیا خشکی خواهد ماند که همه ترها را با یک چوب براند و بسوزاند و اتهام بزند و راحت هتک حرمت کند و فحاشی کند وچون کبک سر به برف کند و خود نبیند و به خیال خود فکر کند دیگران نیز چشم ندارند ببینند .... ؟!

آیا جائی برای اظهار فضل و بستن انواع و اقسام دروغ ها و تهمت ها و بی ادبی های بعضی ها در سایتهای معجول و خالی از فکر و اندیشه به نام مرند ومرندی ها و تلاش کودکانه آنها به ایجاد اختلاف بین منتخبین و کاندیداها که همگی فرزندان منطقه و قابل احترامند خواهد بود ؟

مردم آگاه و بیدار منطقه مرند و جلفا ، اندیشمندان ، متعهدین ، متخصصین ، صاحبان قلم ، همه دلسوزان و .... بیائید همگی در این ایام حساس به ایران این آرمان مشترکمان که همه هویت ما در حیات او معنی پیدا میکند بیندیشیم . حیات ایران به اتحاد ما و انتخاب آگاهانه همه ما بستگی دارد فردا دیر است ، باید همین امروز بیندیشیم و اقدام کنیم بیداری فردا و پشیمانی از امروزمان هیچ دردی را از امروز و فردایمان حل نخواهد کرد .

والسلام علی اهل التقوی

من الله التوفیق

مهندس عیسی حیدری

مردبارانی

یاعلی مدد

 


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 27 دی1386 و ساعت 20:23 توسط یاران مرد بارانی |


درگذشت استاد شهیدی

سيدجعفر شهيدي، استاد زبان و ادبيات فارسي و پژوهشگر تاريخ، صبح امروز پس از تحمل رنج بيماری طولانی درگذشت. سيدجعفر شهيدي فرزند سيدمحمد سجادي كه از دانشمندان و مفاخر بزرگ ادبي ايران به‌شمار مي‌رفت، در سال 1297 هجري شمسي در شهر بروجرد به دنيا آمد.اواسلام شناسی آگاه و اندیشمندی با تقوا بوده و عمری را به ترویج فرهنگ و ادب فارسی وفرهنگ دین اسلام و قرآن و شناساندن اهل بیت صرف کرد .

روحش شاد


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 23 دی1386 و ساعت 22:17 توسط یاران مرد بارانی |


آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی درگذشت

آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی، رئیس حوزه علمیه ملا محمدجعفر تهران، پس از يك دوره بيماري در چهارمين روز ماه محرم، همزمان با ايام عزاداري سالار شهيدان(ع) دار فانی را وداع گفت. اهمیت و معروفیت آیت‌الله مجتهدی به مدیریت کم‌نظیر ایشان بر مدرسه ملامحمد جعفر بود که بیشتر به نام خود وی شناخته می‌شد و نقطه آغاز آموزش بسیاری از جوانان تهرانی برای ورود به حوزه‌های علمیه بود. افرادی چون آیت‌الله استادی، علی‌اکبر ناطق نوری و سید علی‌اکبر محتشمی از دانش‌آموختگان مدرسه ایشان به شمار می‌روند.

روحش شاد


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 23 دی1386 و ساعت 22:12 توسط یاران مرد بارانی |


بحران سرما یا بحران مدیریت بحرانها!

چند روزی است که کشور به جهت تغییرات آب و هوا و نفوذ و ریزش جریان هوای سرد اسیر بحران ناخواسته ای است و هر روز از گوشه گوشه کشور خبرناگوار افت فشار و قطعی گاز و مشکلات گرمایشی هموطنان و تعطیلی مراکز خدمت رسانی مثل نانوائی ها و ... به گوش میرسد بسیاری از مدارس و دانشگاههای مناطق مختلف کشور به بهانه بارندگی و سرمای شدید و طبیعتا کمبود گاز برای گرم کردن مدارس و دانشگاهها تعطیل شده اند درطی چند روز گذشته با زیاد شدن سرما وسائل ارتباط جمعی مثل رادیو و تلویزیون مردم را به شدت به صرفه جوئی دعوت میکنند و مسئولین دولت گاه و بیگاه با مانورهای مختلف تلویزیونی به توجیه کمبود گاز پرداخته و گاها نیز نیم بند عذرخواهی میکنند و راهکارهای عهد قجری میدهند و صحبت از توزیع نفت سفید و چراغ والور و ... میکنند و گوئی فراموش کرده اند که عادت مصرف مردم کاملا تغییر کرده و شرایط استفاده از ابزار گرمایش قدیمی برای خیلی ها امکان پذیر نیست ! و... گوئی ما در کشوری زندگی میکنیم که گاز مصرفی با هزاران زحمت و با پرداخت هزینه گزاف مثل کشورهای اروپائی و ... از جاهای دیگر تامین میشود ! و ایران دارنده بزرگترین مخازن گازی جهان پس از روسیه نیست و جزو ده کشور صادرکننده گاز در جهان نیست !

پس چه شد این همه گاز صادراتی به هند و پاکستان وترکیه و اطریش و .... ؟! پس کجاست این  همه برنامه ریزی و سرمایه گذاری و ... در صنایع نفت و گاز؟! نکند مافیای نفتی ادعائی گاز این مملکت را هم بلعیده است ؟! به راستی اگر تمام قراردادهای صادرات گاز به نتیجه رسیده یا برسد با شرایطی که الان داریم چگونه میخواهیم به تعهدات بین المللی پاسخگو باشیم ؟ آقایان کدام گاز را میخواستند به این کشورها بفروشند ؟ آیا میتوانیم در صورت پیش آمدن اتفاق این چنینی به تعهدات عمل نکنیم و مردم آن کشورها را هم به صرفه جوئی و پوشیدن لباسهای گرم و دولت آنها را به دادن والور و ... به مردم دعوت کنیم و برای رفع مشکلات آنها بازدید های نامحسوس کنیم و جلسه تشکیل دهیم ؟ چه کسی قادر به محاسبه هزینه گزاف تعطیلی مدارس و دانشگاهها و مراکز دولتی و ... است ؟ آیا قطع گاز صنایع کشور و تزریق اجباری آن به شبکه مصارف خانگی راه حل بحران بوده وایجاد رکود درصنایع و وارد شدن هزینه های گزاف رکود تولیدات راه حل بحران است ؟ به راستی کمبود حاصل از عدم تولید محصولات در آینده نزدیک در بازار چگونه جبران خواهد شد ؟ آیا باعث کمبود عرضه و افزایش قیمت کالاها نخواهد شد؟

قصد نگارنده محکوم کردن یا مقصرجلوه دادن کسی یا دستگاهی نیست و جا دارد در این  مرقومه از تلاش همه مسئولین و همکاری مسئولانه همه ملت ایران تشکر شود اما نکته ای که مهم است و باید به آن پرداخت این است که واقعا بحران ایجاد شده بحران سرماست یا بحران مدیریت کلان و برنامه ریزی ؟ آیا تمام ساختارهای مدیریتی کشور و برنامه ریزی ها ، واقع بینانه و مبتنی بر محاسبات علمی است ؟ آیا درطی دو سال ونیم گذشته وزرای متعدد نه چندان پایدار نفت و همکارانشان تمام تلاش خود را بکار بسته اند ؟ و آیا با این عمر کوتاه مدیریت در وزارتخانه حساس نفت اصلا فرصت برنامه ریزی داشته اند ؟

امیدواریم با عبور سریع توده هوای سرد از فضای کشور ، هم مسئولین محترم دولت  بیش از این متحمل زحمت نشده و هموطنان عزیز نیز بیش از این دچار سختی سرما نشوند و هم فرصتی ایجاد شود تا با راهکارهای علمی و مهندسی مجدد فکری به حال صنعت گاز و روش های صرفه جوئی انرژی و ساخت ساختمانهای مناسب بشود . انشاا...

مهندس عیسی حیدری

مردبارانی

یاعلی مدد

 


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 22 دی1386 و ساعت 11:38 توسط یاران مرد بارانی |


هتک حرمت های اینترنتی در شان شهر مرند نیست

به قلم : اکبر خدادادی

منبع : http://www.akbarkhodadadi.com/

هتک حرمت های اینترنتی در شان شهر مرند نیست

کوران حوادث و گذران مناصب دنیوی انسان ناسی و فراموشکار را بیش از آنچه که خود و غرور خود را به باد فراموشی بسپارد به فراموشی اصل انسانی خود دعوت می کند و در این بین نقش دیو درون و نفس اماره به جد عجیب است و وسوسه هایش به سان تشبیه رسول عالمیان از شرک همانا چونان حرکت موری سیاه چرده و ریز بر سنگی سیاه در نیمه شبی تار اغفال کننده است.و در این بین مردان نیک به تعبیر کنفسیوس به فکر صفات خویش اند و مردمان پست در اندیشه جاه خویش. آن یکی از خطا های احتمالی خود در هراس است و این دیگری از بی مهری دیگران . چه ، مردان بزرگ همواره در جستجوی حق آن و معرفت  چنان که  دونان به دنبال کسب منفعت.

پدرانمان به شیرین ترین زبان دنیا افاده ای دارند که نگارش این دفتر مرغ اندیشه  ذهن حقیر نگارنده را بر  فراز آن به پرواز در آورد که : سوز چکر واختئنا !

به خاطر دارم روزی را که برای اولین بار به عنوان خبرنگار شبکه خبر گزارشی از 26 دی ماه سالروز فرار شاه از خیابانهای تهران تهیه کردم و در آن روز پر  هیجان پخش اولین گزارش تلویزیونی  من دانشجو و خبرنگار نیمه وقت  آنهم از جدی ترین کانال تلوزیونی ماهواره ای ایران و اولین شبکه خبری فارسی زبان تاریخ اجازه نمی داد که به این بیاندیشم که چه کارها میتوان کرد و خواهد شد.

.... زمان گذشت و و با گذشت همین زمان که گاهی جدی گرفته نمی شود آرام آرام به سان بادی آرام و نامحسوس بر بادبان سرنوشت، این کهنه خبرنگار را به سالهای 79-80 رسانید که در اوج دوران خبرنگاری تنها چهل گفتگوی تلوزیونی با چهل شخصیت تراز اول جهان بر کارنامه ام نقش بسته بود . از نمایندگان مجالس و پارلمانهای جهان گرفته تا وزرا و معاونین ریس جمهور و رهبران و روسای جمهور کشورهای مختلف جهان که با هرکدام از آنها به زبان اصلی و مادری خودشان و در برابر انظار میلیونها ایرانی در سراسر جهان گفتگو میکردم که آخرین آنها سرگی بوریسیچ ایوانف وزیر دفاع پیشین فدراسیون روسیه و دبیر شورای امنیت ملی این کشور و سید حسن نصرا... رهبر جنبش حزب ا... لبنان و جلال طالبانی رییس جمهور فعلی عراق و هانس فیشر ریس وقت پارلمان ملی جمهوری فدرال اتریش و ریس جمهور فعلی آن کشور بود که لوح فشرده این گفتگو ها به صورت مشروح و خلاصه در دسترس است.در آن زمان یا دورانی که در روزنامه های چاپ تهران قلم می زدم یا در مدتی که دبیر سرویس بین الملل روزنامه ابتکار بودم همواره این  نهیب حافظ شیراز را مکرر بر خود می زدم که :

 من آدم بهشتی ام اما در این سفر             حالی اسیر عشق جوانان مهوشم

و گذشت آن دوره و اکنون بر جای مانده تلی از خاطرات از گوشه و کنار جهان و انسانهایی که گرچه  به منصب درشت دیدمشان اما به سرشت نیکو و زشت و به کسوت رنگارنگ یافتم.

جهد آن کردم که احدی از آحادی که بر شمردم و خود از منزلت اجتماعیشان نیک مطلعید به ناتوانی و عجز و لابه متهم نکردم. گرچه گاهی از پاسخ ناتوان دیدم و همواره مراقبت از زبان را تاجایی که عنان نقد بر چهارچوب ادب نپیچد به تاسی از آیه مبارکه " قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین " همواره به زبان منطق و ادب سخن گفتم .این است که امروز به عنوان فردی از کسوت خودتان امید آن دارم که علی رغم بروز برخی گریز ناپذیریها ،سایت ها وبلاگها ،نشریات مرندی این اطفال نوپا و حاصل تلاش مرندیان نیک اندیش بیش از پیش از گزند کاستی ها و توهین ها رهایی یابد و عرصه بر وفاق و نفاق کمر شکن بسته گردد. صراحت لهجه و حقیقت جویی صفت خوب خبرنگاری است و پلشتیهارا به زیور آراستن چون استتار سیماب اندرون خاکستر ناجوانمردانه است. اما ادب زیور و زینت اهل قلم است و رعایت آن توصیه ادیان الهی و مایه بزرگی و منزلت صاحبان سخن. و ا... ولی النعم و الی ا... تصیر الامور 

هنر خبرنگار هم همین است و چه خوش هنری که چون قدم زدن در معبری باریک و پر از بیم ها و امیدها هیجان انگیز و ارزشمند است. چه بسا افرادی از این پیشه که به جویایی نام ارز و آبروها برده اند و رفته اند و چه اندک کسانی که ماندگار شده اند و حرص نان و جویای نام دو آفت عمده این هنر ورزی است.که به تعبیر مولانا :  

 آدمی اول حریص نان بود                        ز آنکه قوت و نان ستون جان بود

 چون به نادر گشت مستغنی زنان              عاشق نام است و مدح شاعران

تنها ذکرا... است که یاد و خاطر آشفته ما را آرامشی ابدی می بخشد . از خدا بترسیم و از یاد او روگردان نشویم. چه یاد او بازدارنده  این انسان ناسی از تهمت زدنها و آبروریزی هاست و وعده خود حق اش برای کسانی که از یادش رویگردانند و با امید قوتی لایموت یا نامی فانی انسانهای آبرومند را می رنجانند. غافل از اینکه به امید لایموت اند و سالهاست که مرده اند.و من اعرض عن ذکری فان له معیشته ضنکا


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 22 دی1386 و ساعت 11:27 توسط یاران مرد بارانی |


اصلاح طلبی فرازها و فرودها

روزها از پی هم می آیند و با خود خاطرات را زنده میکنند درست همین روزها بود درسال 1357 . پیامها از پیر مراد پیوسته می آمد و ملت جان برکف روزها در خیابانها رودرو با شیطان و عواملش میجنگید و شب ها با شعارهای روشنگرانه در پشت بام ها لرزه بر اندام رژیم انداخته و خواب راحت را از چشمان دیکتاتور و عواملش میگرفت و این بزرگترین و مردمی ترین شکل اصلاح خواهی ملت ایران در قرن اخیر بود . با پیروزی اصلاح خواهی ملت ایران با توجه به ماهیت معنوی و الهی این اصلاح خواهی دامنه این اصلاح خواهی از مرزهای ایران فراتر رفت و الگوئی شد برای تغییر هندسه سیاسی و حاکمیتی کشورهای اسلامی و منطقه و ملت های تحت ستم دولت های استعماری و دست نشانده های آن . و این کافی بود تا هجمه های داخلی و خارجی بر پیکره نحیف اصلاح خواهی ملت ایران آغازگردد روزی با ترور و روزی با جنگ و درگیری ناخواسته داخلی و روزی با تهاجم گسترده خارجی و و این توطئه ها همه به دست تدبیر پیر جماران و یاران صدیق و با وفایش همچون مقام معظم رهبری ، شهید بهشتی ، آقای هاشمی ، آقای کروبی ، آیت الله موسوی اردبیلی ، آیت الله صانعی و خیلی های دیگر که جملگی یاران باوفای انقلاب بوده و همگی از پیشگامان اصلاح خواهی ملت ایران بوده و هستند رمزگشائی و مدیریت میشد. و یاران اصلاح خواه امام (رض )در دو جبهه میجنگیدند یکی جبهه دشمن که ظاهری آشکار داشت و اقدامات آن نیز مشخص .و دیگری خودی های سرگردان که در اوج اصلاح خواهی حضرت امام (رض) نه درحوزه ها او را برتابیدند و به خاطرتاثیر امام درحوزه ها برای خنثی کردن اثرات عمیق آن جاهلانه کوزه آبی را که فرزند امام از آن نوشیده بود آب کشیدند و نه در ایام انقلاب اصلاح طلبانه ملت ایران که امام را به کشتن دادن مردم محکوم میکردند و نه در ایام دفاع مقدس ، که گستاخانه به او میتاختند و طلبکارانه امام را چون محکومی به پاسخگوئی به خون جوانان وطن فرا میخواندند! جوانانی که عاشقانه و به اختیار سر به راه دوست میدادند !  و با تعابیر و تفاسیر عجیب و غریب بیانات روشنگرانه امام را مولوی و ارشادی میخواندند و با بی عقلی تمام کلنگ کینه بر دیوار ولایت فقیه میزدند و جریده نه چندان معتبرشان بر خلاف اسم آن با رسالتی نامعلوم همیشه به نعل و میخ میزد و پشت جبهه جنگ را سرد میکرد تا کار به جائی رسید که از توزیع آن در جبهه های جنگ و بین رزمندگان جلوگیری شد و آقایان هر جا که امام و مردم با هم بودند و اصلاح میخواستند بر طبل نفاق و واسلاما واقرآنا میکوبیدند و علنا بر جلو حرکت امام و ملت و دولت اصلاح خواه وقت دیوار بلند میکشیدند و چه تعریف و تمجیدها از آنان که در بوق های تبلیغاتی دشمنان قسم خورده ملت ایران  نمیشد تا کار به جائی رسید که به رویه حکومت داری امام متعرض شدند و امام فرمودند آقایان قدرت اداره کردن یک نانوائی در قم را ندارند و ادعای کشورداری میکنند ! ( نقل به مضمون ).

اصلاح خواهی ملت ایران و فرزندان راستین آن جریانی پیوسته بوده و خواهد بود جریانی که با گذر از لایه های قدیمی تر جامعه ایران از نقاط عطفی چون مشروطه و نهضت ملی کردن نفت و عبور کرده و گره های کور و در هم پیچیده آن به دست و پنجه با تدبیر امام (رض) گشوده و با خیزش سال 1342 آغاز و تاکنون ادامه یافته و قطعا نیز ادامه خواهد یافت . این حرکت جریانی دائمی است و تعطیل بردار نیست چرا که تعطیلی اصلاح خواهی مساوی تعطیلی امربه معروف و نهی از منکر است که سفارش اکید قرآنی و توصیه جدی پیامبر و امامان معصوم است . جریان اصلاح خواهی هزینه های گزافی برای ملت ایران داشته و قطعا هم در آینده خواهد داشت بدون شک رنج ها و سختی  های فراوانی در راه است و بیابان پر است از خار مغیلان ! .

از قطار اصلاح طلبی ملت ایران در گذر ایام در ایستگاههای مسیر نه چندان همواربعضی ها پیاده شدند و به آغوش این وآن پناه برده اند خیلی ها هم در طول ایام به جمع مسافرین این قطار پیوسته اند و درچند سال اخیر برخی با تقلا سعی کردند با تغییر چهره وبدون بلیط سوار این قطار شوند تا گاهی با دادن آدرس های عوضی در روند این جریان پیوسته ایجاد اخلال نموده و هزینه به ناحق و گزافی را به این جریان پویا و مستمر تحمیل نمایند خیلی ها هم بدون اینکه زحمتی برای اصلاح خواهی ملت ایران کشیده باشند هر از چند گاهی برای برداشتن خرمن نکاشته در ایام انتخابات اصلاح طلب میشوند وهیچ کسی را به غیر از خود اصلاح طلب نمی شمارند بدون شک درشرایط حساس کشور و منطقه نیاز به هوشیاری اصلاح طلبان و تبیین مصادیق اصلاح طلبی و معرفی کاندیداهای شایسته و برازنده قامت اصلاح طلبی ملت ایران برای دفاع از جمهوریت و اسلامیت خواهی وکنترل حدود دولت و دفاع از حقوق ملت به دور از حب وبغض ها و دخالت دادن منافع فردی ، محله ای ، فامیلی و ...  بیش از پیش احساس میشود و قطعا این وظیفه بزرگ و امتحان سختی است که در این برهه حساس باید اصلاح طلبان با درایت و هوشیاری از عهده آن برآمده و گول برخی جریان سازی ها و فریبکاری برخی مدعیان اصلاح طلبی را نخورند .

 

مهندس عیسی حیدری

مردبارانی

یاعلی مدد


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 20 دی1386 و ساعت 19:1 توسط یاران مرد بارانی |


مرگی برای زندگی ...

 

غافله راه خود را طی کرده و در صحرای عرفات وقوف کرده بود تا یکبار دیگر نسل آدم خود را در همین سرزمین پیدا کند و به منزلگاه ابدی عاشقان برود و این آغاز از پی نامه های فراوان اهل کوفه بود که بارها به او نوشته بودند که دلشان از ظلم و بیداد عمال قدرت دهشتناک دستگاه اموی پرخون و طومار دین و دنیایشان در پس امواج وسوسه مافیای قدرت امویان در هم پیچیده و به طوفان فنی سپرده شده و همه میخواستند که او بیاید و امر به معروف کند و نهی از منکر !

او آمده بود با تمام دارائی اش نهضتی را آغاز کند که آغازش با مرگی بود دردناک که همه افلاک را گریان و عزادار همیشه تاریخ میکرد اما ابراهیم زمان باید کاروان عشق را به قربانگاهی میبرد با تفاوتی بزرگ ! این بار باید خود و دیگران را با هم قربانی میکرد و خدا میخواست چون کودکی اش که عرش نشین شده بود برای همیشه او را بر عرش آزادگی و دینداری بنشاند و تاج سروری همه عاشقان عالم را برای همیشه بر سر او بنشاند . او مرگ را و شمشیرها خود خواست مرگی که با پاره پاره شدن تن او و یاران اندکش تضمین کننده زندگی و حیات رسالتی بزرگ بود رسالت جد بزرگش رسول آخر خدواند  .که در دوران نه چندان فاصله گرفته از رسول خدا به قدرت زر سرخ و زور نیزه و ترفند و نیرنگ دغل بازان میرفت حقیقت پیام رسالت رسول خدا چون خورشید در پشت ابرهای هجویات دروغین ولی به ظاهر حق از دیده ها پنهان شود وبزرگترین منکر تاریخ در حال شکل گیری بود . حسین خواست بزرگترین نهی از منکرزمان خود را به همراه دعوت به بی نظیرترین معروف عالم یکجا و واضح به جا آورد و به زبانی که همگان بفهمند فریاد بزند که اگر دین ندارید آزاده باشید چرا دینداران و آزادگان هیچگاه به دروغ لباس حقیقت نمی پوشانند واین درس بزرگ حسین بود :

هرگز به دروغ ها لباس حقیقت نپوشانید . دیندار باشید یا آزاده !

و به راستی که هر کس به مرام آزادگی باشد چه بسا چون حر بن یزید ریاحی عاقبتش به دینداری با حاصل نیز ختم شود .انشاالله ...

 

یا حسین !

 

مهندس عیسی حیدری

 

مردبارانی

 

یاعلی مدد


موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه 18 دی1386 و ساعت 23:29 توسط یاران مرد بارانی |


ثبت نام

یاران ....

آمده ام به یاری خداوند متعال خاضع ترین بنده درگاه او ، با حفظ استقلال رای ، صادق ترین امانتدار مردم ، وفادار به آرمان های امام راحل (رض) و شهدا ، مدافع حقوق معطل مانده ملت ایران و مردم منطقه و با ارائه یک برنامه جامع و علمی به کمک تک تک شما مردم فهیم مرند وجلفا و حومه فرزند تلاشگر شما در عرصه توسعه ، عمران و آبادی منطقه و ساعی در راه عزت و سربلندی کشورم در همه عرصه ها باشم . من امیدم به فضل خداوند و یاری تک تک شما مردم فهیم و متعهد و با ایمان و شرافتمند منطقه مرند و جلفا و حومه است .

 همه با هم باران

 

به یاری خداوند علی رغم شلوغی سایت اینترنتی وزارت کشور ثبت نام اینترنتی انجام و به پایان رسید .

مهندس عیسی حیدری

مردبارانی

یاعلی مدد


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 15 دی1386 و ساعت 0:53 توسط یاران مرد بارانی |


احزاب موتور دمکراسی در جامعه

امروزه با گسترش ابزارهای تبادل اطلاعات در جهان اغلب ملت ها در کوتاهترین زمان از تغییرات و تحولات جوامع مختلف آگاهی پیدا میکنند هر چه علم بشر گسترش می یابد به تبع آن محصولات آن نیز افزایش می یابد و هر چه ساختارهای اجتماعی با تغییر و تحولات غالبا اجباری و تحمیلی مواجه میشوند درگیری های فکری جوامع انسانی نیز افزایش یافته و اغلب طوفانی از تهاجمات تبلیغی رسانه های مختلف نیز پرده ضخیمی بر روی حقایق میکشند و گاها حقایق را وارونه جلوه داده و اذهان و افکار عمومی را از کشف حقیقت و درک آن منحرف میکنند درچنین فضائی تنوع تبادل ، تعامل و تضارب آرا و اندیشه ها و برداشت های متفاوت از آنها نیز بر پیچیدگی درک مفاهیم افزوده و دامنه واکنش های متفاوت لایه های مختلف جامعه را وسیع تر میکند از طرف دیگر ملتها با بهره مندی از تجارب گذشته خود و دیگران همگی به دنبال بهره مندی از بالاترین سطح آزادی های فردی و اجتماعی در قالب مدنیت تثبیت شده و توافق شده در قرارهای اجتماعی هستند و هر روز دامنه دمکراسی خواهی گسترده شده و به تبع آن ریسک ها و خطرات دمکراسی خواهی هم گسترش می یابد رقابت نخبگان جامعه برای جذب توده ها و مقاومت صاحبان قدرت برای ماندن در قدرت و گسترده کردن دامنه اختیارات و مقاومت توده ها در برابر حاکمان و گاها نگاه همراه با تردید به پذیرش نظر نخبگان از طرف حکومت و مردم و مطالبه جدی حقوق وعده داده شده تحقق نیافته به مردم از طرف حاکمان راه برای رسیدن به سطح مطلوب از فهم اجتماعی از مسائل و ایجاد یک اجماع بین توده ها و نخبگان و حاکمان را مشکل کرده و در نتیجه درگیری های دمکراسی خواهی نیز افزایش می یابد و طبیعی است در چنین فضائی صداهای فردی قطعا به جای مشخصی نمیرسد و بسیاری از حق ها ، ناحق و بسیاری از ناحق ها ، حق جلوه داده شده و در خیلی از موارد سره از ناسره تشخیص داده نشده و اغلب اعمال اصل دعوت به معروف و نهی از منکر نیز با مشکل مواجه شده و امکان اجرا پیدا نمیکند . در چنین فضای متلاطم و اثر پذیر از شرایط محیطی و محاطی بدون شک برای نشر و گسترش و انتقال نظریات حکومت به مردم و نقد و تحلیل آنها از یک طرف و اعمال نظارت انسجام یافته توام با حضور مداوم و مستمر و با هویت مشخص آحاد مردم و اعلام آزادانه و نظم داده شده نظرات مردم و همچنین پیگیری مدبرانه و کارشناسانه خواست های مردم و ارزیابی انعکاس خواست های مردم از حکومت از طرف دیگر،  وجود احزاب قدرتمند و مستقل و با شناسنامه را امری الزامی و اجتناب ناپذیر کرده است .

باتوجه به تعیین جایگاه ویژه برای احزاب در قانون اساسی جمهوری اسلامی و بالاتر از آن توصیه خداوند متعال به انسجام مسلمانان و بسیج نیروهای خود و حضورجدی درهمه عرصه ها و توصیه به حفظ وحدت و تاکید جدی بر مشورت و استفاده از نظرات همدیگر و تاکیدات فراوان بر اهتمام بر موضوع مهم امربه معروف و نهی از منکر و به خصوص الزام تسری امر به مروف و نهی از منکر بر اعمال حاکمان همانگونه که از خواست صریح حضرت علی (ع) از مردم بر انجام وظیفه خود در قبال حکومت درقالب نصیحت مشفقانه ، حمایت صادقانه ، تذکر منصفانه ، وجود و اهمیت روز افزون احزاب را آشکار تر میسازد . همچنین با توجه به اختیاری بودن حضوروعضویت افراد و پذیرفتن مسئولیت آثار و تبعات ناشی از نظرات حزبی بدون شک مردمی ترین و دمکراتیک ترین شکل حضور مردم در تعیین سرنوشت خود و همچنین اعلام نظرات حمایتی یا انتقادی از اقدامات و برنامه های حاکمان و مشخص بودن اهداف و برنامه های حزبی در چارچوب اساسنامه و مرامنامه به جرات میتوان احزاب را موتور دمکراسی در جوامع بشری دانست .

مهندس عیسی حیدری

مردبارانی

یاعلی مدد

 


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 15 دی1386 و ساعت 0:17 توسط یاران مرد بارانی |


همشهريان عزيزمرندوجلفا

صاحبان سايت هاي اينترنتي

اصحاب قلم و نشريات مرندو جلفا

با سلام و عرض ادب

احتراما درطي روزهاي گذشته متاسفانه برخي افراد ناآگاه در برخي سايت هاي اينترنتي مطالبي در قالب مقاله ، مناظره و ... همچنين درقالب دادن نظر ، الفاظ دور از ادب و شان انساني به اينجانب و برخي دوستان و برخي فعالين سياسي شهرمان ايراد فرموده اند كه متاسفانه در برخي از نظردهي ها بنام اينجانب نيز مطالب هجوي درج فرموده اند كه اينجانب ضمن اعلام برائت از تمامي هجويات درج شده از خداوند متعال ميخواهم اين ناآگاهان را به راه راست هدايت فرمايد و از مديران محترم سايت ها تقاضا دارم جلو اين حركت ناشايست و هتاكانه را سد نمايد تا حرمت افراد محفوظ مانده و اسباب كدورت افراد از هم فراهم نگردد .

در پايان ضمن رد اكيد كليه مطالب و هجويات درج شده اعلام ميدارم تنها مرجع رسمي اعلام نظريات اينجانب سايت آنايوردومون سسي به مديريت خودم مي باشد .

مهندس عيسي حيدري

مردباراني

ياعلي مدد


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه 10 دی1386 و ساعت 9:10 توسط یاران مرد بارانی |


غدیرآغاز ولایت مولا علی (ع) مبارکباد ...

پيامبر اسلام (ص) فرمود :

يَومُ غَدير خُم أفضَلُ أعياد اُمتي، و هُوَ اليَومُ الذي أمَرَني اللهُ - تعالى ذكرُهُ - فيه بنَصب أخي علي بن أبي طالب عَلَما لاُمتي، يَهتَدون به من بَعدي، وهو اليَوم الذي أكمَل اللهُ فيه الدينَ وأتَمّ على اُمتي فيه النعمةَ و رَضيَ لهُمُ الإسلامَ دينا.


روز غدير خم برترين عيد امت من است. روز غدير روزى است كه خداوند متعال به من دستور داد برادرم على بن ابیطالب را به عنوان نشانى براى امتم منصوب كنم كه بعد از من به واسطه او راه راست را بپيمايند. روز غدير روزى است كه خداوند در آن دين را به كمال رساند، و نعمت را بر امتم تمام كرد، و اسلام را به عنوان دين براى آنان پسنديد.

اين عيد بزرگ برهمه مسلمين و همشهريان عزيز مرند و جلفا و حومه مباركباد

مهندس عيسي حيدري

مردباراني

ياعلي مدد


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 8 دی1386 و ساعت 14:55 توسط یاران مرد بارانی |


هجوم روشنائی ...

از هجوم روشنایی شیشه های در تکان می خورد.

صبح شد،‌آفتاب آمد.

چای را خوردیم روی سبزه راز میز.

***

ساعت نه ابر آمد، نرده ها تر شد.

لحظه های کوچک من زیر لادن ها نهان بودند.

یک عروسک پشت باران بود.

***

ابرها رفتند.

یک هوای صاف،‌یک گنجشک، یک پرواز.

دشمنان من کجا هستند؟

فکر می کردم:

در حضور شمعدانی ها شقاوت آب خواهد شد.

***

در گشودم: قسمتی از آسمان افتاد در لیوان آب من.

آب را با آسمان خوردم.

لحظه های کوچک من خواب های نقره می دیدند.

من کتابم را گشودم زیر ناپدید وقت.

***

نیمروز آمد.

بوی نان از آفتاب سفره تا ادراک جسم گل سفر می کرد.

مرتع ادراک خرم بود.

***

دست من در رنگ های فطری بودن شناور شد:

پرتقالی پوست می کندم.

شهر در آیینه پیدا بود.

دوستان من کجا هستند؟

روزهاشان پرتقالی باد!

***

پشت شیشه تا بخواهی شب.

در اتاق من طنینی بود از برخورد انگشتان من با اوج،

در اتاق من صدای کاهش مقیاس می آمد.

لحظه های کوچک من تا ستاره فکر می کردند.

خواب روی چشم هایم چیزهایی را بنا می کرد:

یک فضای باز،‌شن های ترنم، جای پای دوست ...

*****

 

سهراب

 


موضوع :
| +| نوشته شده در جمعه 7 دی1386 و ساعت 12:53 توسط یاران مرد بارانی |


اکبررادی هم رفت...

اكبر رادي از اواخر دهه‌ي 30 به‌عنوان يكي از اركان نمايشنامه‌نويسي جديد و معاصر ايران قلمداد مي‌شد چرا كه در اين دهه بود كه نويسندگاني كه منحصرا نمايشنامه‌نويس شدند ظهور پيدا كردند و اكبر رادي يكي از همين نويسندگان بود . ا كبر رادي نويسنده‌اي است كه همواره با آن چه نوشته است، زندگي كرده است و آنگونه كه ‌زيسته نوشته است او در سن 68 سالگي در حالي دار فاني را وداع گفت كه چند ماهي مي‌شد كه از بيماري سرطان مغز استخوان رنج مي‌برد از جمله نمايشنامه‌هاي او مي‌توان از "لبخند باشكوه آقاي گيل"، "در مه بخوان"، "آهسته با گل سرخ"، "منجي در صبح نمناك"، "هاملت با سالاد فصل"، "آميز قلمدون"، "شب روي سنگ‌فرش خيس"، "آهنگهاي شكلاتي"، "پايين گذر سقاخانه" و... نام برد.

روحش شاد و يادش گرامي باد

مهندس عيسي حيدري

مردباراني

ياعلي مدد


موضوع :
| +| نوشته شده در جمعه 7 دی1386 و ساعت 12:4 توسط یاران مرد بارانی |


بی نظیر بوتو کشته شد...!

 

                                هزينه گزاف دمكراسی براي مسلمين

مخالف ژنرال متكبر پاكستان در ميان مردم عادي و در جمع هوادارانش جلو چشم هزاران نفر ازمردم راولپندي پس از پايان سخنراني اش در يك انفجار انتحاري كشته شد ! او كه از نوادگان خاندان بوتو بود نخستين زني است كه در پاكستان به نخست وزيري رسيد . ترور بي نظير بوتو در آستانه انتخابات مجلس قانون گذاري پاكستان انجام يافته است .اين هزينه گزافي است كه مسلمانان در طول ساليان گذشته براي دمكراسي پرداخت كرده و ميكنند .

 


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 6 دی1386 و ساعت 21:6 توسط یاران مرد بارانی |


بم در پنج دی ماه هشتاد و شش دوباره لرزید....!

خاطره آنروزها ...

پس از زلزله وحشتناك شبانه بم در پنجم دي ماه هشتاد ودو ، با انبوهي از دردهاي روحي و جسمي و سوالات بيشمار بر ذهن كه چه خواهد شد؟ و پيامدهاي اين فاجعه طبيعي تا كجاي وجدان مديريتي و مهندسي كشور را تحت تاثير قرارخواهد داد وارد شركت شدم نائب رئيس هيئت مديره و معاون روسازي شركت بودم همه آماده كمك كردن بودند هركس هر چيزي به عقلش ميرسيد آورده بود . در طبقه چهارم شركت مهندس احتشامي مدير ماشين آلات سنگين شركت از اول صبح منتظر بود به محض ديدن من گفت : آقاي مهندس يك قطار كامل ماشين آلات تجيهز و بارگيري و آماده ارسال به منطقه است چه كنيم ؟

گفتم:اول بايد اطمينان حاصل كنيم مسير كرمان بم و پلهاو تاسيسات آسيبي نديده بعد درخواست اعزام قطار بكنيم وقرارشد با راه آهن يزد و ايستگاه كرمان و تيم ريلگذاري آقاي توانائي كه در محور چادرملو مشغول ريلگذاري بود تماس گرفته شود تا اطلاعات مسير اخذ و در صورت آزادبودن مسير تقاضاي اعزام قطار امداد شود . وارد اتاقم شدم بلافاصله مدير دفتر بلند صدا كرد: آقاي مهندس گوشي را برداريد مهندس افشار!

مهندس افشار معاون وزير در توسعه راه آهن بود بلافاصله گوشي را برداشتم از پشت گوشي صداي فرياد و هياهو مي آمد با تلفن ماهواره اي ثريا زنگ ميزد وبراي اينكه صدايش برسد بلند بلند حرف ميزد .

                        

میگفت : مهندس خرم (وزير راه وقت دولت خاتمي ) و مهندس سعيدنژاد (معاون وزير و مديرعامل وقت راه آهن) هم اينجا هستند بچه هاي خط رفتند مسير را بررسي كنند سريع يك قطار نصب تجهيز و به منطقه اعزام كن تا در ايستگاه بم يك خط مثلث ايجاد كنند قطارهاي اعزامي امكان عقب جلو كردن ندارند . ايستگاه بم در حال ساخت بود و علي رغم نبود اعتبار كافي به تازگي ما ريلگذاري را به ايستگاه بم رسانده بوديم و مسير در حال تكميل بالاست ريزي و رلواژ و آماده سازي بود .

به سختي توانستيم با تيم توانائي تماس بگيريم او با هوش و ذكاوت خود حدس زده بود كه به كمكش نياز خواهد بود خيلي از تجهيزات را بار واگن ها كرده بود با صدور دستور اقدامات و تعيين ماموريت او به همراه مهندس دهقانپور مدير روسازي وقت شركت (الان مديركل راه آهن شرق كشورهستند) با خودرو سواري شركت به سمت منطقه حركت كرديم با توجه به ترافيك هوائي شديد امكان رفتن با هواپيما صفر بود تا خود كرمان خوب رفتيم ولي بعد از آن ترافيك سنگين ماسين هاي سبك و سنگين تمام راهها را بسته بود به جهت آشنائي با مسيرهاي فرعي و همجوار با مسير راه آهن به بم رسيديم با وجود تمام تلاشمان 16 ساعت طول كشيد تيم توانائي زودتر از ما رسيده بود و مشغول عمليات بود بچه ها تا صبح سخت كار كردند تا خط مثلث نزديك هاي صبح آماده شد تا آن ساعت حركت آمد قطارها خوب بود ولي دربرگشت مجبور بودند 180 كيلومتر، تندرعقب (عقب عقب) تا كرمان بروند كه خيلي زمان بر و خطر آفرين بود . نزديك هاي صبح بود اولين لوكوموتيو روي خط مثلث عقب جلو كردوبچه ها با صلوات كار را به پايان رساندند مهندس افشار تشكركرد وبامركز امداد و مهندس خرم تماس گرفت و وضعيت را گزارش كرد درآن روزها راه آهن نيمه تمام كرمان بم بيشترين و حجيم ترين كمك و امداد را به زلزله زدگان بم رساند همه ما به همراه تمام تيم اجرائي با وجود خستگي زياد كار شبانه به شهر بم رفتيم تا به مردم بپوندنيم آنروزها همه روزهايش دردناک ولی باراني بود  ....

اين روزها ديگر نه از بم خبري ميگويند! نه از ايثارگران و امداد رسانان به بم كه كوله باري از تجربه را در خود دارند! همه چيز در گردوغبار سياستهاي ثانيه اي و تصميمات مديريتي لحظه اي و مستي ناشي از تغييرات مديريتي و عزل ونصب هاي رنگارنگ گم شده است و تجربه و دانائي و ... هيچ نقشی در عزل و نصب ها ي آقايان ندارد .

چند روز پیش تبریز لرزید وامروز بم بعد از چهار سال دوباره لرزيد اما همگی به خیر گذشت دعا ميكنيم بم و جاهاي ديگر ميهن عزيزمان هيچ وقت نلرزد به هزاران دليل .... !!!

مهندس عيسي حيدري

مردباراني

ياعلي مدد

 


موضوع :
| +| نوشته شده در چهارشنبه 5 دی1386 و ساعت 1:33 توسط یاران مرد بارانی |


آب را گل نکنیم ... !

آب را گل نکنیم :

در فرودست انگار، کفتری می خورد آب .

یاکه در بیشه دور، سیره ای پر می شوید .

یا در آبادی، کوزه ای پر میگردد . 

آب را گل نکنیم :

شاید این آب روان، می رود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی .

دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب .

زن زیبایی آمد لب رود،

آب را گل نکنیم : روی زیبا دو برابر شده است . 

چه گوارا این آب !

چه زلال این رود !

مردم بالا دست، چه صفایی دارند !

چشمه هاشان جوشان، گاوهاشان شیر افشان باد !

من ندیدم دهشان ،

بی گمان پای چپرهاشان جا پای خداست .

ماهتاب آنجا، می کند روشن پهنای کلام .

بی گمان در ده بالا دست، چینه ها کوتاه است .

غنچه ای می شکفد، اهل ده با خبرند .

چه دهی باید باشد !

کوچه باغش پر موسیقی باد !

مردمان سر رود، آب را می فهمند .

گل نکردندش، مانیز

آب را گل نکنیم . 

سهراب

 


موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه 4 دی1386 و ساعت 18:1 توسط یاران مرد بارانی |


مرندپرس رفت ...!

   ناگهان چقدر زود دیرشد!  

   مرندپرس رفت ...!؟  


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386 و ساعت 8:43 توسط یاران مرد بارانی |


دريلدا فقط بغض ها تركيد .... !

دريلداي امسال به دنبال تاخت و تازها و محبت هاي بعضي ها نسبت به اينجانب در سايت هاي مختلف به ابتكار و دعوت سايت مرنديميز كه بنا به اعلام مدير اين سايت تعدادي از اساتيد و دانشجويان دانشگاه آزاد مرند و ساير دانشگاهها هستند از ساعت 12 نيمه شب خيلي ها آمدندالبته با تاخير! و حرف زدند بعضي ها هم ناظربودند و فقط ديدند بعضي هاهم با تكبر ! افه روشنفكري آمدند ويه خورده كلاس گذاشتند و فخر فروختند و جمع را قابل ندانستند كه حرفي بزنند !

به هرحال قاسمي عزيز! هم آمد ولي حتي با اصرار مديريت مرنديميزسوالي نپرسيد و گفت در سايتم پرسيده ام و به مكاتبه كوتاهي رضايت داد وبه همراه مهرداد طهمورثي تقاضاي ملاقات حضوري و مذاكره دسته جمعي داشت جستجوي بنده براي يافتن سوالات ايشان از سايتشان هم در فرصت اندك نتيجه اي نداد . هر چند پاسخ همه سوالات ايشان در سايت بنده وجود دارد.

اما از لحن بعضي ها بر مي آمد كه دغدغه ها بسيارند و بغض هاي فروخورده و ايام بي حاصل سپري شده فراوان و سرمايه هاي هزينه شده گزاف و حسرت بي ثمر بودن هزينه ها براي توسعه و عمران و آبادي مرند و جلفا بسيار ! وخيلي گفتمان ها لازم است تا كشتي دغدغه ها بر ساحل اميد بنشيند !

بنده به نوبه خود از همه آقايان به خاطر حضورشان در مكاتبه و گفتگو و سايت مرنديميز به خاطر فراهم نمودن امكان چنين مذاكره اي تشكر ميكنم و اميدوارم شرايط مورد نظرمرنديميز در اندك زمان ممكن فراهم شود تا دوستان با پرچم مشخص براي تحقق آرزوها و اهداف مورد نظرشان در جمع انديشمندان حضور يابند .

مهندس عيسي حيدري

مردباراني

ياعلي مدد


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 1 دی1386 و ساعت 16:30 توسط یاران مرد بارانی |


عیدقربان مبارکباد

عيد قربان

روزاثبات بندگي وپيروزي بنده صالح خدا

 بروسوسه هاي شيطان مباركباد

اين عيد فرخنده رابرهمه همشهريان محترم مرندوجلفاوحومه تبريك ميگويم

شب يلدا وپاسداشت اين سنت ديرين ملي گراميباد

مهندس عيسي حيدري

مردباراني

ياعلي مدد


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 29 آذر1386 و ساعت 21:47 توسط یاران مرد بارانی |


حقیقت رنجور و همشه مغفول درمرند ...!

مردم عزيز شهرستان مرند و جلفا

با سلام و ادب واحترام

با توجه به هياهو و جنجال آفريني اخير همشهري عزيزم جناب آقاي غلامرضا قاسمي در سايتها و تحريك وتشويش اذهان عمومي توسط ايشان بر عليه بنده كه خودم را خادم و سرباز كوچك مردم ايران و منطقه ميدانم مجبور شدم چند خط را براي شما بنويسم . بنده هيچ وقت در سايتم و مصاحبه با سايتي يا نشريه اي اشاره اي به كار راه آهن عربستان نكرده ام و اگر هم كرده باشم و خبر صحت داشته باشد كه دارد و اقدامات صرفا در حد يك قصد و تلاش هم باشد كه خيلي فراترازاين بوده و هست بايد براي همه و به خصوص براي آقاي قاسمي و همشهريان عزيزم باعث فخر و مباهات باشد و كاش آقاي قاسمي از اين زاويه به موضوع نگاه ميكردند و براي كار و اقدامات بنده و سلامتي خودم و خانواده و موفقيت كار دعاي خير ميكردند و از اين باب حداقل يك ثواب كوچكي براي خود كسب ميكردند ولي متاسفانه آقاي قاسمي حسب وظيفه شرعي ! و قانوني و به حكم عقل خود ! با برداشت خود از عذر موجه اينجانب كه به صورت خصوصي به خودشان ارسال شده بود و اگر كذب باشد ايشان بايد پاسخگوي نشر و علني كردن يك خبر كذب در اين دنيا و آن دنيا باشند ! از تاخير در پاسخ دادن به سوالات ايشان كه قبلا در سايت خودم به آنها پاسخ داده ام و متاسفانه ايشان مطالعه نكرده اند ! و بنده را متهم به فراروطفره رفتن وجواب ندادن و ... غيره كرده اند ! و با سوء استفاده از مطلب يكي ازوبلاگها اين همه جنجال به پا كرده است و داعيه دفاع از شعور مردم و بالا بردن سطح آگاهي مردم را دارند نميدانم مردم مرند راچه فرض كرده اند كه به نام آن دست به هر كاري ميزنند و هر جور دلشان ميخواهد از طرف مردم حرف ميزنند و حق و حقوق مطالبه ميكنند ! گوئي مردم مرند صغيرند و عاجز از مطالبه حق و حقوق خود ! ودرك حقايق و عاجز از شناخت فرزندان خود ! انشاا ... خداوند ايشان و فرمان دهندگان ايشان را در انجام خدمت خداپسندانه موفق بدارد .

آخر برادر من ! : كل من عليها فان (سوره الرحمن آيه 25)  قطعا مرگي هم هست و حتما به سراغ بنده و جنابعالي هم خواهد آمد چرا با شعور مردم و آبرو و حيثيت مردم و ديگران بازي ميكنيد ؟ وبا طرح موضوعات انحرافي باب توهين و اهانت را به اين بنده بي مقدار خدا باز ميكنيد ؟ آيا من جزو آن مردم فهيم ادعائي جنابعالي نيستم ؟ آيا يك شهروند ايراني و مرندي نيستم ؟ آيا در قانون براي بنده و خانواده ام هيچ حقي تعريف نشده است ؟ آيا داشتن قصد كانديداتوري از مرند و جلفا و يا تغير دادن حوزه انتخابي !!!؟ و داشتن قصد خدمت جرم و گناه است ؟ چرا كاري ميكنيد كه هر كسي جرات ميكند ركيك ترين فحش ها را در صندوق نظريات سايت ها به من بنويسد و ....

جناب آقاي قاسمي ! شايد مافياي ادعائي سركار براي شما حريم امني تعريف كرده اند كه هر چي دلتان بخواهد ميكنيد ! اما بنده مطيع قانون هستم و عالم را محضر خدا ميدانم و سعي ميكنم در محضر خدا گناه نكنم و از خداوند استمداد مي طلبم و مي خواهم كه او در همه امور ياريم كند كه از اول زندگي ام تاكنون همين طور بوده و مطمئن هستم تا زنده هستم هم ياري ام خواهد كرد و به درستي كه : اليس الله بكاف عبده ( سوره زمر آيه 35 ) .

جناب آقاي قاسمي ! به عنوان يك شهروند از شما سوال دارم آيا مهندس حيدري سرتا پايش عيب و نقص است ؟ آيا مهندس حيدري در بين كانديداهاي احتمالي از هيچ سواد و هنر و سابقه و اعتبارو ارزشي به غير از گناه وبي سوادي و بي تجربه گي و... برخوردار نيست كه اين چنين با اورفتار ميكنيد؟ آقاي قاسمي اگر روزي مردم مرند و جلفا بنده را به نمايندگي خود انتخاب كردندبا اين اقدامات خود چه اسمي ميخواهيد روي انتخاب مردم بگذاريد؟

جناب آقاي قاسمي ! بنده ادعا دارم در اين مملكت به كمك  دوستان براي دوخطه كردن تهران مشهد 2000000 متر مكعب بالاست توليد كرده ايم و باكمك دوستان ده ها پل ساخته ایم هر چند به قول شما كج و كوله ! كه پاسخ ادعاهاي شما و نظريه فرستندگان بي ادب و ناآگاه را در سايتم دادم و شما هيچ وقت براي تنوير افكار عمومي و آگاهي مردم آنها را منتشر نكرده ايد ! بنده ادعا دارم با كمك دوستانم در دوران مديريتم 220 كيلومتر راه آهن از كرمان تا بم  را تكميل كرديم كه در زمان زلزله بم بيشترين كمك ها از اين طريق به زلزله زدگان ارسال شد . بنده ادعا دارم در ساخت و تكميل بزرگترين و پيچيده ترين پروژه راه آهن كشور ( بافق مشهد) به همراه دوستانم نقش كليدي داشتيم واقدامات همه دست اندكاران باعث شد پروژه دو سال زودتر افتتاح شود ؟ من ادعا دارم ساختمان بزرگ و پيچيده و مدرن راه آهن جمهوري اسلامي كشور را با 16 درصد پيشرفت فيزيكي (پس از پنج سال از شروع آن يعني 3.2 درصد در سال) در اسفند 83 در حالي كه سالها متوقف بود و هيچ اميدي به تكميل آن نمي رفت تحويل گرفتم و وقتي در آبان 86 بدون نياز به استعفا و به جهت عدم آسيب ديدن كار ملت به واسطه شلوغي كارهاي آتي خودم با مرخصي استحقاقي ذخيره شده تمام طول خدمتم به خدمتگزار ديگري تحول دادم آن پروژه را به پشرفت فيزيكي 81 درصد ( يعني با پيشرفت متوسط 26 درصدي در سال ) رسانده ومعاونت اصلي و كليدي بهره برداري و سير و حركت راه آهن را با سه اداره كل درآن ساكن كردیم و به زودي پنج اداره كل ديگر نيز در آن ساكن خواهند شد .

                     

(چند ماه بعد از تحویل گرفتن ساختمان راه آهن و فعال سازی مجدد آن )           

            

(بازدید معاون محترم وزیرومدیرعامل و اعضاء هیئت مدیره راه آهن از ساختمان دراسفندماه ۸۵)

آقاي قاسمي ! اگر واقعا راست ميگوئيد و براي خاطر خدا و آگاهي دادن به مردم كار ميكنيد از شما ميخواهم زندگينامه و سوابق اجرائي بنده را رايگان وبدون سانسور پس از تحقيق و اثبات صحت آنها با سفر به تهران به هزينه اينجانب و ملاقات با معاونين وزير و مديران و كارشناسان كه بنده افتخار كار با آنها را داشتم و ديدن پروژه ها به سليقه خود در كنار دروغ هاي اثبات شده ام در اين مملكت ! در نشريه خود چاپ كنيد بنده هم به شما كمك ميكنم تا كشف حقيقت كنيد ! شما را به خدا قسم ميدهم بيائيد و با تهيه گزارش و اطلاع رساني مردم مرند و جلفا را آگاه كنيد تا خداي ناكرده اشتباه نكنند !

شرمنده ام كه نميتوانم مثل بعضي از دوستان هزينه زياد چاپ مطلب از خود را براي شما بپردازم كه نه دارندگي عيب است و هنر ، نه بي پولي و قناعت به حقوق حلال كارمندي !

همشهريان و عزيزان چون كار عربستان و تعداد ديگري از كارها توسط بخش خصوصي دنبال ميشود و ربطي به ارگانها و سازمانهاي دولتي مثل وزارت راه يا انجمن مهندسي حمل و نقل ريلي ندارد بنده تا كسب اجازه از سه شركت بزرگ دولتي و خصوصي كه تفاهم نامه امظا كرده اند و اصل آن پيش بنده هست سكوت خواهم كرد تا روزي كه انشا ... با نتيجه بخش شدن اقدامات بتوان همه چيز را گفت تا سيه روي شود هر كه در او غش است ! قطعا آن روز دير نيست و انشا... آقاي قاسمي به خدا جواب خواهند داد .چون من در آن دنيا از حق خود نخواهم گذشت حق مردم هم حق الناس است كه امثال آقاي قاسمي سالهاست به سبك خود ازآن دفاع ميكنند ! آقاي قاسمي دانستن حق مردم است توصيه ميكنم پيشنهاد بنده را بپذيريد و به همراه تعدادي از مديران سايت ها و خبرنگاران ساير نشريه ها  با هزينه اينجانب به تهران سفر كنيد وپس از كشف حقيقت مردم مرند و جلفا را براي انتخاب صحيح كمك كنيد ! كه هر چه مردم بپسندند و انتخاب كنند مبارك است انشا ا... و همه ما شرعا و قانونا موظف به ياري منتخب مردم هستيم .

مدير محترم سايت مرند پرس

مديرمحترم سايت مرندي آباد ...

مديرمحترم سايت مرنديميز