تبليغاتX
آنا یوردومون سسی(سايت خبري مردباراني)
تلاش برای: توسعه - عمران – آبادانی((شهرستان های مرند وجلفا و حومه))



مصاحبه مهندی حیدری با نشریه پیام آذربایجان

  

مصاحبه مهندس حیدری با آقای غلامرضا قاسمی

(روزنامه نگار و خبرنگار پیام آذربایجان)

 

1-  آقای مهندس حیدری بعنوان یک مرندی وضعیت کنونی مرند را چگونه ارزیابی می کنید ؟

منطقه مرند و جلفا علی رغم داشتن بسیاری از فاکتورهای بالقوه برای توسعه بسیار ازقافله توسعه ایران که سهل است حتی از همسایگانی که در زمانی نزدیک اقلام معیشتی آنها از مرند و جلفا تامین میشد فاصله گرفته و عقب مانده است صنعت وضعیت خوبی ندارد و با تنگناهای جدی روبرو است بخش کشاورزی به جهت فقر منابع آبی و استفاده نکردن از روش های مکانیزه و مدل های مهندسی و همچنین تنوع شدید کاشت محصول و ادغام زراعت با باغداری و دامداری که مقولات کاملا جدا از هم هستند و نبود آگاهی کافی از روش های مدرن کاشت ، داشت و برداشت با مشکلات جدی روبرو است صنایع دستی و به خصوص صنعت فرش از بی برنامه گی و کمبود سرمایه و عدم ارتباط مستقیم و عدم آگاهی از بازارهای مصرف با مشکلات فراوانی روبرو است در بخش فرهنگ و هنر منطقه به این وسعت هیچ گونه سالن مناسب نمایش فیلم و تئاتر ندارد منطقه حتی از داشتن یک کتابخانه آبرومند بی بهره است بخش ورزش به خصوص ورزش بانوان مشکل جدی دارد وضعیت مراکز درمانی به جهت فرسودگی و قدمت اسفناک است و فقر و نبود درآمد کافی و بیکاری بی داد میکند در یک جمله باید بگویم وضع مرند و جلفا به بیماری می ماند که همین الان باید درمان شود فردائی برای آن وجود ندارد که برایش به انتظار بنشینیم .
2-در مورد (( بنیاد توسعه، عمران ، آبادانی )) و اهداف اصلی آن بیشتر توضیح دهید؟

بنیاد توسعه ، عمران ، آبادانی مرند و جلفا برای برنامه ریزی وجلو گیری از سرمایه گریزی و تولید کارودرآمد تاسیس میشود ودراین بنیاد از تمام ظرفیت های فرزندان تحصیل کرده و اندیشمند و فرهیخته و قدرتمند این منطقه که دستی در آتش دارند برای استفاده از فرصت ایجاد شده درابلاغیه اخیر سیاست های اصل 44 قانون اساسی استفاده میکنیم تا مرند و جلفا را از فقر و بیکاری و نبود درآمد نجات دهیم این بنیاد غیرانتفاعی وصد درصد خصوصی است و خدمات آن در اختیار همه مردم منطقه خواهد بود در این بنیاد تمام تجربه مدیریتی و اجرائی چند ساله بنده وفرزندان معتقد به توانمندی های مرند و جلفا در خدمت تولید کارودرآمد برای مردم منطقه خواهد بود اگر این فرصت طلائی برای سرمایه گذاری و تولید کار و درآمد در منطقه از دست برود معلوم نیست چه بلائی به سر معاش و معاد مردم می آید ! بنیاد توسعه ، عمران ، آبادانی  مرند و جلفا پنج کمیته خواهد داشت که عبارتند از : کمیته های برنامه و پژوهش ، اقتصاد و سرمایه گذاری ، جوانان و فرصت های شغلی ، عمران و آبادانی ، اموراجتماعی و فرهنگی وهنری . بنیاد دفتر ثابت و همیشگی در مرندو جلفا خواهد داشت و درب آن به روی همه مردم منطقه از شهرها و روستاها باز خواهد بود و همه مردم در استفاده از خدمات این بنیاد از حقوق مساوی برخوردار خواهند بود انتظار من از همه مردم منطقه این است که با گفتن حرفهای دلشان و مشکلات و حمایت صادقانه به تاسیس این بنیاد کمک کنند .

 

3- چرا تا کنون نتوانسته ایم از تمامی پتانسیل های بالقوه منطقه مرندو جلفا استفاده نمائیم ؟

بی برنامه گی و سرمایه گریزی مشکل اصل منطقه مرند و جلفا است منطقه ما استعداد سرمایه پذیری دارد ولی برنامه ای برای اینکاروجود ندارد یا حداقل بنده از وجود آن بی خبر هستم مردم میخواهند کار و اشتغال ایجاد شود سراب بزرگ احداث کارخانه لامپ تصویر و فروپاشی گمرگ جلفا و رکود راه آهن  و ... اعتماد مردم به سرمایه گذاری را از بین برده و باعث یاس و ناامیدی مردم از تحول شده است . در بین مردم خواست و ارداه جدی برای رفع مشکلات به شدت احساس میشود ولی همه این ها نیاز به تغییر نگرش مردم و مسئولین و ایجاد انقلاب نوین در مدیریت منطقه دارد که امیدواریم به همت خود مردم و تلاش فرزندان منطقه به زودی شاهد این اتفاق باشیم .
4- نظر خود را در مورد اصل 44 قانون اساسی بیان نمائید ؟

اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی منشور نظام اقتصادی جمهوری اسلامی است در این اصل اقتصاد جامعه ایران به سه بخش دولتی ، تعاونی و خصوصی تقسیم شده است شرایط اولیه حاکم بر فضای کشور در اوائل انقلاب باعث شده دست  دولت به بیش از 80 درصد اقتصاد کشور خواسته یا ناخواسته آلوده شود که عامل تنبلی و ضعف جدی در تولید درآمد ملی است با ابلاغ شجاعانه سیاست های اصل 44 توسط مقام معظم رهبری و تاکید جدی ایشان به اجرای برنامه های توسعه  با محوریت چشم انداز توسعه کشور امیدواریم میزان مشارکت مردم و بخش خصوصی در اقتصاد کشور هر روز بیشتر شود و دولت تمام تصدی گری های خود را رها کرده و به برنامه ریزی و سیاست گذاری و تامین امنیت سرمایه گذاری و تنظیم روابط بازارهای سرمایه ، تولید و بازرگانی بپردازد .
5- مشارکت مردم در انتخابات چه نقشی در سرنوشت آنان دارد ؟

انتخابات مانور آزادانه مردم در تعیین سرنوشت و اعمال نظر درمقبولیت یا رد جریان حاکم است اگرنماینده مجلسین  وشوراها یا رئیس جمهور کارو برنامه خودرا درست انجام داده و خواست های مردم را برآورده کرده باشند طبیعی است مجددا توسط مردم انتخاب میشوند در غیر این صورت توسط مردم حذف میشوند انتخابات تنها وسیله ابرازوجود و شریک شدن در سرنوشت خود وجامعه است با اعمال نظر مردم و تغییر آدمها و روش ها جوانی و نشاط به جامعه برمیگردد هیچ بهانه ای نباید باعث قهر مردم با صندوق های رای شود چرا که قهر با رای دادن محروم کردن خود از اعلام نظر و ابراز وجود در جامعه است . ما در منطقه ای زندگی میکنیم که هرروز آبستن حوادث سرنوشت ساز است و از شانس ما ایران کشوری است که ویژگی های منحصر به فردش چشم همه قدرت ها را خیره میکند و هوس و طمع به دسترسی به منابع سرشار ملت ایران همیشه در سر قدرت ها هست در این دنیا ملتی که شل بیاید سفت و محکم میخورد ! باید محکم بود و در صحنه حاضر شد و یک قدم هم عقب نگذاشت باید در انتخابات سرنوشت را از سر، نوشت .  

6- آقای مهندس حیدری مطالبی در مورد راه آهن 2000 کیلومتری عربستان عنوان شده و سوالاتی ایجاد شده اگر دوست دارید در این مورد توضیح دهید ؟

باید عرض کنم کشور ما توان و استعداد بالائی در ساخت راه آهن دارد ولی از سرمایه کافی برای بکار گیری این توان در داخل کشور و توسعه سریع راه آهن وجود ندارد در این راستا تصمیم مسئولین و بخش خصوصی برصدور خدمات فنی و مهندسی در این زمینه است تا این پتانسیل ها زنده و پویا بماند . کارساخت راه آهن به سه تخصص زیرسازی و روسازی و علائم و ارتباط تقسیم میشود و در دنیا کمتر شرکتی هست که توان انجام سه تخصص فوق را یکجا داشته باشد برای همین نیاز به تشکیل کنسرسیوم هست در این راستا در ایران هم کنسرسیومی از سه شرکت بزرگ ایرانی تشکیل شده است و این شرکت ها در تلاشند در مناقصه بزرگ احداث راه آهن 2000 کیلومتری عربستان که بین جده ، مکه و مدینه و مشعر و منا و عرفات احداث خواهد شد شرکت کنند و اگر این افتخار نصیب شرکت های ایرانی بشود کار بزرگی برای حیثیت و آبروی کشور و مهندسین ایرانی خواهد بود بنده نیز در تشکیل و مدیریت این کنسرسیوم نقش داشته و دارم و تا به نیتجه رساندن این کار راه طولانی داریم که باید طی شود .

7- آقای مهندس حیدری با توجه به سوالات مکرر مردم بفرمائید شما چه نسبتی با رئیس آموزش و پرورش شهرستان مرند دارید ؟

بنده و خانواد ه ام هیچ نسبتی با ایشان ندارم  من در محله یالدور مرند به دنیا آمده ام و پدر و مادرم هم اهل روستای اسداغی بود ه اند .

8- حرف ناگفته ؟

مردم عزیز و متعهد مرند و جلفا ، دغدغه های من وهمه شما یکی است من به عنوان فرزند خدوم وبی ادعای شما همه را به حضور جدی و آگاهانه در انتخابات دعوت میکنم حضور آگاهانه همه ما در انتخابات و انتخاب فرد مطمئن ، دلسوز ، خداترس ، تلاشگر، آشنا به درد جامعه ، کلان نگر ، متخصص و آشنا به ارکان نظام جمهوری اسلامی و رفیق همه مردم ، دانش محور و برنامه ریز باعث تغییر جدی در وضعیت درآمد و تولید کار و سرمایه گذاری و تحرک جدی د رمنطقه خواهد بود .


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 28 بهمن1386 و ساعت 19:38 توسط یاران مرد بارانی |


آیت الله توسلی هم طاقت نیاورد !

به امام سلام برسان بگو امام به بچه هات خیلی سخت میگذره !

 

تسلیت به همه یاران و فرزندان امام

 

مهندس عیسی حیدری

 

مردبارانی

 


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 27 بهمن1386 و ساعت 17:9 توسط یاران مرد بارانی |


مصاحبه مردبارانی در مورد حقوق شهروندی و اهمیت آذربایجان

 

 

مصاحبه مهندس حیدری با نشریه سهند تبریز

 

جانم فدای آذربایجان

 

 

حق سئل کیمی دریایه آخیب یول تاپاجاقدیر

 

1- شهروند کسی است که در یک جامعه از حقوق مدنی و حقوق شهروندی و حفظ کرامت انسانی و برخورداری از آزادی های فردی و اجتماعی مشروع و قانونی برابر به دور از هر گونه تبعیض یکی از مصادیق بارز حقوق شهروندی است به نظر شما آیا با این تعریف ، حقوق شهروندی در جامعه ما عملا تحقق یافته است یا نه ، چرا ؟

به عنوان مقدمه لازم میدانم عرض کنم اگردر جامعه جهانی به اطراف خود توجه کنیم متوجه میشویم کاملترین تعریف ازحقوق شهروندی در بین تمام ادیان و تمدن ها به دین اسلام و مدنیت ایرانی تعلق دارد و این افتخار بزرگ دین اسلام و تمدن ایرانی است دین اسلام برای حقوق شهروندی آنقدر ارزش قائل است که امام معصوم و مولای ما علی (ع) به صرف غفلت دولت اسلامی از توجه به خانواده یک مبارز چهره خود را بر آتش تنورداغ میگیرد در دین اسلام همه مردم به اندازه دندانه های شانه با هم برابر شمرده شده اند و هدف اسلام رساندن انسانها به کمال است.به نظر من علی (ع) درفرمان صدارت مالک اشتر نخعی دستورالعمل  برجسته حقوق شهروندی را ابلاغ کرده است حتی امام معصوم در مورد ضارب خود آنقدر به رعایت حقوق انسانی ارزش قائل است که غذای خود را با او تقسیم میکند وبه فرزندش امام حسن (ع) وصیت میکند اگر وفات کردم او را صرفا قصاص کنید و اگر زنده ماندم خود در مورد او قضاوت میکنم . تساوی ارزش انسانها و برخورداری از منزلت و حقوق شهروندی به دوراز رنگ ، نژاد ، طایفه ، قبیله و زبان و آئین نشان از اهمیت ویژه حقوق شهروندی در دین اسلام است غیرت مولا علی (ع) قبول نمیکند خلخال از پای یک زن یهودی کنده شود چرا که به عنوان حاکم دولت اسلامی خود را موظف به تامین امنیت جان و مال و حتی اندیشه و باوراومیداند بدیهی است امنیت جان و مال و اندیشه هم از مسلمات حقوق شهروندی است . اولین فرمان حقوق بشر بر خشت نوشته های ایرانی نقش بسته است اینها همه افتخار ملی و دینی ماست متاسفانه در بستر زمان ملت ایران مورد تاخت و تاز اقوام گوناگون قرار گرفته و مدنیت آن و به تبع آن حقوق شهروندی یک جریان پیوسته و رو به رشد را طی نکرده است و در زمان های مختلف با حقوق شهروندان ایرانی برخوردهای ضد ونقیض زیادی انجام شده و ملت ایران مشکلات زیادی را تحمل کرده است پس از انقلاب شکوهمند اسلامی علی رغم تاکید جدی قانون اساسی و توجه ویژه معمار بزرگ انقلاب در بعضی مواقع مشکلاتی مشاهده شده که حکایت از کم توجهی به حقوق شهروندی است و صدور فرمان هشت ماده ای معروف حضرت امام (رض) به منظور جلوگیری از برخی افراط و تفریط ها بود به نظر من قانون اساسی جمهوری اسلامی ظرفیت های بسیار بالائی برای پاسداشت حقوق شهروندی در دل خود دارد اگر ما به حقوق شهروندی از منظر دین اسلام و به خصوص باور مولایمان علی (ع) و قانون اساسی نگاه کنیم به نظر من علی رغم تلاش های انجام یافته توسط مردم و مسئولین و دلسوزان نظام تا رسیدن به مرز ایده آل و استفاده از تمام ظرفیت های دین اسلام و قانون اساسی  ما فاصله داریم و باید دولت و مردم برای استفاده ازاین ظرفیت ها تلاش کنند . دلائل زیادی میتوان برای ضعف ها پیدا کرد از جمله میتوان به تندروی و در خیلی از موارد تنبلی نهادهای مدنی و احزاب سیاسی ، شفاف نبودن تعاریف جرائم و تعدد زیاد تعاریف مجرمانه در قوانین ، وجود خلاء های قانونی ، ضعف آموزش های اجتماعی و سیاسی و مهمتر از همه عدم وجود آموزش های کیفی برای وارد شدن فرد از زندگی خانوادگی به زندگی اجتماعی است درمحیط خانواده رعایت حقوق دیگران بیشتر جنبه عاطفی دارد تا قانونی .در حالی که در جامعه قانونا همه مردم و دولت موظف به رعایت حقوق همدیگر هستند . البته به این انتقاد من نباید خرده گرفته شود چرا که زمینه تحقق کامل حقوق شهروندی به صورت کامل حتی در زمان معصومین (ع) هم عملی نشد وخواست های باطنی مولایمان علی (ع) که هم امام معصوم بود و هم رئیس دولت اسلامی از طرف مردم کاملا تحقق نیافت وحتی در خیلی جاها حق دولت اسلامی ضایع شد و نتیجه اش هم ضربت خوردن علی (ع) بود در خیلی از جاها هم دولت اسلامی نتوانست به واسطه نداشتن امکانات و ابزار لازم حقوق شهروندی را کامل پیاده کند ولی این دلیل عدم توفیق علی (ع) نیست بلکه نبود زمان و ابزار کافی بود در دنیای کنونی هم میبینیم بدترین نوع تضیع حقوق شهروندان دربین جوامعی یافت میشود که سینه چاکان و مدافعان ظاهری رعایت حقوق شهروندی هستند . به نظر من تحقق حقوق شهروندی یک تلاش دوسویه از طرف مردم و دولت اسلامی را می طلبد و قطعا حقوق شهروندی و تحقق آن با بخشنامه و دستورالعمل امکان پذیر نیست و ما میتوانیم از تجربیات دیگران برای رسیدن به هدف استفاده کنیم اما حق نداریم با کپی برداری مناسبات دینی و اجتماعی و سنت های کهن و دیرین خود را به مخاطره بیندازیم .

2- در فصل سوم قانون اساسی به حقوق ملت اشاره شده و از اصل 19 تا اصل 42 راجع به حقوق ملت صراحتا آمده است که در برگیرنده بخشی از حقوق شهروندی نیز هست اما متاسفانه به طور کامل اجرائی نشده است . شما عوامل عدم اجرائی شدن آن اصول را در چه میدانید ؟

 

من قامت قانون اساسی جمهوری اسلامی را در دفاع از حقوق ملت بسیار رشید و استخوان دارمیدانم و این نشان از هوش قوی و اعتماد به نفس و نگاه توام با اعتماد و اطمینان به بلوغ ملت ایران توسط تدوین کننده گان قانون اساسی است . اکنون از تدوین آن و اصلاح و بازنگری آن سالها میگذرد خیلی از جاها ضعف مردم در روش مطالبه حقوق مصرح در قانون اساسی دیده میشود و در خیلی جاها هم ترس و واهمه های بیمورد برخی از دست اندرکاران ومسئولین دیده میشود که ربطی به شاکله اصلی نظام جمهوری اسلامی ندارد به نظر من برای تحقق حقوق تعیین شده در اصول فوق حفظ آرامش و پایداری و درخواست مستمر و مداوم مردم و از طرف دیگر اعتماد ، صعه صدر ، و پرهیز از برداشت های شخصی و تعمیم آن به حقوق اساسی شرط لازم و اساسی است . آنچه که در اصول قانون اساسی آمده حق مسلم ملت است و باید تمام و کمال اجرا شود اما تحقق کامل اهداف فوق زمان نیاز دارد باید ابزارهای دموکراسی خواهی در جامعه نهادینه شودتمرین دمکراسی زمان بروهزینه بر بوده و مسیری بسیار دشوار باید طی شودمن فکر میکنم بیشترین مسئولیت و رسالت را در دفاع از حقوق ملت و نظارت برحدود دولت نمایندگان مجلس به عهده دارند نمیشود هر روز برای مطالبه حقی مردم را به خیابانها ریخت این کارها اگرمنطقی و ضروری نباشد مخل آزادی و دموکراسی خواهی است . به غیر از حقوق تعیین شده درادیان الهی از جانب خداوند به خصوص دین اسلام و سیره نبوی و اعمال معصومین (ع) کجای دنیا رسم است که دولت ها برای مردم حقوق تعریف کنند و دست و پای خود را ببندندوقتی یک نماینده مجلس به هزاران ترفند و ساز و دهل وارد مجلس میشود و قبل از وارد شدن به مجلس وامدار صدهانفرحقیقی وحقوقی شده ودرحضورکمرنگ نهادهای قدرتمندمدنی و انجمن های صنفی وسیاسی  با سازوکارهای کوچه بازاری و کاسب کارانه وبا سوار شدن به امواج کاذب تبلیغاتی و با شعارها و وعده های دهن پرکن و سوء استفاده ناجوانمردانه از نیازهای حیاتی افراد جامعه وگروکشی بر سر نیازها و معاش مردم وارد مجلس شده و هیچ کس در زمان انتخابات او و نظریاتش را به چالش نکشیده و عقبه فکری او خالی از چهار خط مطالعه و تهی از سبک و صیاق مبتنی بر خواست مردم است انتظار داریم او در مجلس بنشیند و فارغ از زدوبندهای رایج کوچه و بازاربرای حقوق ملت و حدود دولت طرح بدهد و لایحه بالا پائین کند ؟! اغلب به مردم آدرس غلط داده میشود وما متاسفانه در حال آزمون خطا هستیم من فکر میکنم اگر اندیشمندان و متفکرین و دلسوزان جامعه و مردم اراده کنند خارج از چارچوب تنگ و ترش جریانهای سیاسی فعلی هم میشود به تحقق حقوق ملت کمک کرد باید با ترجمه صحیح و عامیانه، اندیشه های ناب و اصلاح گرایانه را از جمع نخبه گان به جمع توده های مردم منتقل کردواندیشه های نخبگان را با خواست توده ها همسو کرد متاسفانه برخی تنگ نظری ها و سوء برداشت هااغلب در زمان انتخابات جناحهای سیاسی راتمام و کمال به جنگ با هم و لگد مال کردن یکدیگر مشغول میکند و برای اینکارهمه ابزار پیدا و پنهان به کار بسته میشود در این بین هم یک عده از این فضاسوء استفاده میکنند و باروش های کذا و کذا بدون داشتن یک اندیشه مشخص رای مردم را با حیله و حقه و تطمیع و دادن وعده های دروغین و انتساب همه خدمات و برنامه های دولت به خوشان می قاپند وبا پرروئی و سوء استفاده از بعضی خلاء ها حتی سهم از جریانات سیاسی دو جناح رایج میخواهند و تصور میکنند مردم و صاحبان فکر و اندیشه رد کارهای آنها را نمیتوانند شناسائی کنند وپس از انتخاب شدن در مجلس برای اینکه افه بلدی بگیرند به زور خودشان را به یک جناح سیاسی می چسبانند! بسیار دیده ایم کاندیداها در یک دوره عضو یک دسته سیاسی بوده اند و دور بعد سر از جناح سیاسی رقیب درآورده اند ! من فکر میکنم چشمها را باید شست جور دیگری باید دید . مردم و اندیشمندان و فرهیختگان به خصوص فعالین سیاسی اول ببینند! و برخی عینک دودی های عاریه وسفارشی وتحمیلی این وآن را از چشم بردارند ودر، خواست خود ثابت قدم باشند و هر روز از این شاخه به آن شاخه نپرند خیلی چیزها حل میشود این توصیه من به فعالین هر دو جریان سیاسی عمده حاضر در مرند و جلفا ست باید شجاع بود و باحفظ آرامش و تدبیرازاندیشه جریان سیاسی خود دفاع کردوبه جد از درگیری و بداخلاقی و پرخاشگری سیاسی پرهیز کرد در عصر حاضر بزرگترین خواست مردم ایران دگرگونی رژیم سلطنتی بود که دیدیم چگونه با بیان ساده و عوام پسند امام امت (رض) و اراده ملت و استقامت و پایداری آنها تحقق یافت.اصلاح چند قانون و به تصویب رساندن چند طرح ولایحه در باب حقوق شهروندی کاری ندارد در فضای پر نشاط و اعتماد انگیز و به دور از القاعات بوق و کرناهای دشمنان به راحتی میشود بر سر حقوق ملت به توافق رسید و نتایج خوبی گرفت که هم جریانات سیاسی سود میبرند هم دولت اسلامی و هم صاحبان اصلی این مملکت و نظام یعنی مردم .

3- در قانون اساسی اصل 15 آمده است : زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است . اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید بااین زبان و خط باشد ولی استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس ، در کنار زبان فارسی آزاد است . نظر جنابعالی در این خصوص چیست ؟

 

به قول شاعر توانای ما : حق سیل کیمی دریایه آخیب یول تاپاجاخدیر !

جانم فدای آذربایجان و ادب و معرفت و دیانت و غیرت و شرف مردم آذربایجان ! من به عنوان یک آذربایجانی خواهان اجرای تمام و کمال اصل 15 قانون اساسی هستم و این خواسته را جزو خواست های ملت آذربایجان و به خصوص مردم مرند و جلفا میدانم و به زبان مادری ام و آذربایجانی بودنم افتخار میکنم وقتی رهبر معظم انقلاب یافردی مثل آقای خاتمی یا رئیس جمهور فعلی در سفر به آذربایجان به زبان ما یک جمله خوش و بش میکند و سوت و کف ملت بلند میشود یعنی اینکه ما عاشق زبان و آداب و سنن و فرهنگ آذربایجان هستیم باید حق همه اقوام به خصوص آذربایجانی ها طبق اصل 15 تمام و کمال به رسمیت شناخته شده و بی کم و کاست پرداخت شود .

4- دانستن حق اساسی مردم است و از مهمترین حقوق شهروندی به شمار می آید به نظر شما مردم چگونه از این حق میتوانند برخوردار باشند ؟

 

به نظر من همه ارکان نظام جمهوری اسلامی متعلق به مردم است و مالک اصلی ایران و نظام جمهوری اسلامی ملت هستند بنابراین مردم حق دارند از همه چیز که متعلق به خودشان است باخبر شوند فکر میکنم یکی از بهترین راه های دانستن مردم تحقق اصل 24 قانون اساسی است باید نشریات و مطبوعات برای تولید جریان صحیح اطلاع رسانی فعال شوند مردم محرمترین افراد برای دانستن هستند در دهکده جهانی که ما هم عضوی از آن هستیم و اطلاعات با سرعت برق و باد از طریق ماهواره و اینترنت و ... مبادله میشود و روزانه میلیونها صفحه نوشته و تحلیل وخبر در معرض دید مردم قرار میگیرد ایجاد محدودیت برای مطبوعات و رادیو و تلویزیون نتیجه ای جز ایجاد دغدغه در جامعه ندارد مردم اخبار واقعی را در کنار هزاران خبر دروغ و بزک شده به شیوه های حرفه ای از ماهواره و اینترنت و ... دریافت میکنند و این خطرناک است نباید برای جلوگیری از ورود پشه به داخل حریم و چارچوب تعریف شده و قانونی با بستن پنجره راه ورود هوا را بگیریم ! با توجه به ابلاغ سیاست های اصل 44 قانون اساسی از طرف مقام معظم رهبری و واگذاری بسیاری از امتیازات و وظائف اصل 44 به بخش خصوصی باید به کمک دولت و مجلس و شورای محترم نگهبان و مشورت و مساعدت مقام معظم رهبری راه برای باز شدن راه اندازی رادیو و تلویزیون خصوصی هموار شود بر کسی پوشیده نیست که هر روز ماهواره های مختلف در طول 24 ساعت مشغول پخش برنامه های مختلف برای مخاطبین خود هستند و علی رغم محدودیت و ممنوعیت قانونی مردم هم از آن استفاده میکنند. راه اندازی رادیو و تلویزیون بخش خصوصی در کنار صدا و سیما بسیاری از کاستی های موجود را جبران میکند البته اینها نباید منجر به بی بند وباری و هتک حرمت دیگران و وسیله ای برای تخریب بشود و رعایت الزامات قانونی امری حتمی است و همه چیز باید در چارچوب قانون انجام شود .

5- راجع به هویت ملی و فرهنگ و تمدن ماندگار آذربایجان ونقش آن در تحولات سیاسی ایران و امتیاز و برجستگی ویژه آذربایجان نظرتان را بفرمائید .

 

آذربایجان و فرهنگ برجسته آن نگین درخشان فرهنگ و تمدن ایران است هیچ یک از اقوام ایرانی به اندازه آذربایجان در شکل گیری تمدن پرآوازه ایرانی نقش نداشتند ما آذربایجانی ها بارها ایران را از نو ساخته ایم مگر آذربایجانی ها نبودند که بندر گامبرون (بندرعباس فعلی ) را از اشغال پرتغالی ها درآوردند هرصنعت و ابنیه ای که در اصفهان فعلی و جای جای ایران هست اغلب به دست و پنجه صنعتگران و هنرمندان و معماران آذربایجان ابداع و ساخته شده است به نظر من اعلام اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی ایران ظلم بزرگ به فرهنگ و ادب وهنر آذربایجان است . بر خلاف نعل وارونه زدن های امروز بعضی تحلیلگران کوته بین ستارخان و باقرخان برای نجات ایران جنگیدند و آذربایجانی های راستین بر سر منافع ایران هیچ وقت سر سفره سازش ننشسته اند چه کسی میتواند نقش اول لشکرعاشورا را در دوران دفاع مقدس کتمان کند در همه عملیات های بزرگ بر علیه دشمن بعثی لشکر عاشورا خط شکن بوده است . آقا مهدی باکری جوهرو عصاره یک آذربایجانی مسلمان ، آزاده و شجاع بود و همیشه خواهد بود آذربایجان خاقانی ، شمس تبریزی ، شهریار و ... را به فرهنگ و ادب ایران و علامه طباطبائی ، علامه امینی ، استاد محمد تقی جعفری و شهید قاضی و مدنی ... را به جهان اسلام هدیه کرده است . آذربایجان آیات عظام و مراجع تقلید بزرگی همچون مرحوم آیت ا... العظمی خوئی و تبریزی و ... را به جهان تشیع هدیه کرده است هیچ عرصه ای را نمیتوان یافت که آذربایجانی ها صادقانه در آن به ایران و اسلام کمک نکرده باشند سوال من این است آیا ایران هم به اندازه لیاقت آذربایجان و شان آن به آذربایجان توجه کرده است ؟ علی رغم توجهات جمهوری اسلامی در طی سالهای گذشته اقدامات را کافی نمیدانم چطور ممکن است در کشوری ملت آذربایجان به این صفا و صمیمیت و صداقت و شجاعت و دینداری در کابینه دولت جمهوری اسلامی سهم اندکی داشته باشد ! آیا دربین این همه آذربایجانی سالم و صادق و تحصیل کرده و با تجربه نمیشد چند انسان شایسته برای تصدی وزارت پیدا کرد ؟ با هر شاخص و معیاری حساب کنیم سهم ما بیشتر از این است . به همین صیاق سهم آذربایجان از دستیابی به ثروت ملی بسیار ناچیز و اندک است و باید با همت مردم آذربایجان و تلاش نمایندگان مجلس و توجه ویژه جمهوری اسلامی این خلا ها پرشود! آذربایجان نیاز به توجه بیش از این دارد تا بتواند در مواقع لازم نقش خود را در دفاع از کیان ایران اسلامی با قدرت ایفا نماید متاسفانه بعضی وقت ها آدم در تلویزیون و نشریات مطالبی میبیندو میخواند که بسیار ناراحت کننده و مایه تعجب است و این کارها ظلم به حق ملت آذربایجان است متاسفانه دراین گیر و دار امر بر بعضی مسئولین منطقه ای هم مشتبه شده و بخش نامه های عجیب و غریب صادر میکنند که جای بسی تعجب و ناراحتی دارد .

6- علی رغم اینهمه مبارزات و افتخار آفرینی های بیشمار آذربایجانیان به ویژه در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی و ویژگی های خاص قیام 29 بهمن در تبریز چرا همواره آذربایجان در توزیع منابع ملی مورد بی مهری قرار گرفته است ؟

 

شاید بی مهری کلمه خوبی نباشد من فکر میکنم کلمه کم توجهی بگوئیم بهتر است قیام 29 بهمن نقطه عطف پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی بود و این تنها یکی از افتخارات و کمک های آذربایجان به جمهوری اسلامی است برخی از دلائل و مشکلات در وحله اول ناشی از مشکلات داخلی خود آذربایجان و عدم تمرکز خواست ها حول محور توسعه کیفی و اثرات اقلیم خشک تابستانی و سرد زمستانی و ... است و در بسیاری از موارد هم برداشت های غلط و ذهنیت های جهت دار ونگاه های تبعیض آمیز به مقوله توزیع ثروت ملی و جهت گیری های غلط در توسعه کلان کشور باعث مشکلات فعلی است و این تنها مشکل آذربایجان نیست نگاه تبعیض آمیز به موضوع توسعه بسیار فاجعه آمیز است همه جای دنیا مناطق مرزی به واسطه در معرض دید بودن به عنوان ویترین کشور تلقی میشوند و به آن مناطق بیشتر از بخش های داخلی توجه میشود نزدیکی به مرزها کمک بزرگی به توسعه صادرات میکند و صنعت باید درمناطق مرزی توسعه و گسترش یابد تا هزینه حمل ونقل مواد اولیه و صادرات محصولات تولیدی اقتصادی شود نباید به واسطه برخی ملاحظات به آذربایجان که تنها نقطه اتصال ایران به قاره اروپا است کم توجهی شود . انباشت خواست های توسعه ای مردم آذربایجان و دلسرد شدن آنها از توجه به سرنوشت شان باعث سرخوردگی و هرزروی سرمایه های انسانی آذربایجان میشود که پیامدهای بعدی آن برای منطقه آذربایجان و کشور ممکن است نامیمون باشد.

7- یکی از راهکارهای توسعه آذربایجان ، فعال سازی منطقه آزاد ارس است نظر خودتان را در این خصوص بیان فرمائید .

سوال کاملا به جائی است قانون مناطق آزاد قانون خوبی است و امتیازات ویژه ای دارد که زمین ارزان ، دسترسی به تاسیسات زیربنائی از پیش مهیا شده مثل آب ، برق ، گازو تلفن و بخشودگی های مالیاتی بلند مدت و تخفیف ویژه در عوارض گمرگی و تمرکز اختیارات مدیریتی و .... امتیازهای ویژه مناطق آزاد است متاسفانه با کم توجهی به روند رشد صنعت و نبود برنامه جامع برای توسعه صنعت  در آذربایجان و توسعه طولی و عرضی اغلب شهرها صنایع در محدوده شهرها قرار گرفته و با مشکل جدی روبرو کرده است و خطرات زیست محیطی و آلودگی های صنعتی حیات شهرها را تهدید میکند از طرفی انتقال این صنایع از محدوده شهرها علاوه بر هزینه بر بودن ، مشکلات اجتماعی ناشی از انتقال و جابجائی نیروی انسانی  را در برخواهد داشت من فکر میکنم وجود پتانسیل مهمی همچون منطقه آزاد ارس که قبلا به منطقه آزاد مرندو جلفا معروف بود میتواند پل ویژه ارتباطی برای صادرات محصولات تولیدی آذربایجان به کشورهای همجوار باشد انتقال صنایع تبدیلی کوچک و اشتغال زا مکمل زنجیره ارزش تولید کار و درآمد برای منطقه مرند و جلفا و آذربایجان بوده و به رفع بیکاری کمک میکند عدم معرفی و دادن شناخت کافی از پتانسیل های منطقه آزاد ارس به مردم و صاحبان صنایع در مرند و جلفا و آذربایجان انتقاد بزرگ به مدیریت منطقه آزاد است با توجه به همجواری این منطقه با نخجوان وکشور آذربایجان و نزدیکی به ارمنستان و ترکیه تا کنون باید کارهای زیادی در منطقه انجام میشد برای رونق این منطقه تصور میکنم باید با کار کارشناسی حلقه های ارتباط با مراکز علمی ، پژوهشی ، صنعتی و بازرگانی تشکیل شود .

مهندس عیسی حیدری

(مردبارانی)

یاعلی مدد

 


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن1386 و ساعت 9:3 توسط یاران مرد بارانی |


مصاحبه جامع مردبارانی با نشریه مهرند

آقای مهندس حیدری در صحبت دوستانه با شما در نشریه قبلی به عنوان فرزند کارکرده و با تجربه منطقه ، شما بی برنامه گی و سرمایه گریزی را بزرگترین درد منطقه مرند و جلفا اعلام کردید در چند روز گذشته با توزیع نشریه مهرند و خوش خبر در سطح منطقه تماسهای زیادی از مردم داشتیم که ضمن تشکر از صراحت لهجه و سخنان صادقانه و دلسوزانه شما ، خواهان توضیح بیشتردر مورد این مطلب و اساسا ارائه راهکار شما برای رفع دو مشکل طرح شده بودند دوست داریم در این صحبت دوستانه به این موضوع بپردازیم .

 

شما و مردم منطقه به من لطف دارید و این بزرگی و ادب مردم و شماست من خدمتگزار بی ادعای مردم هستم و دوست دارم علم و تجربه ام را صادقانه در اختیار همه مردم بگذارم  در جمهوری اسلامی خدمت به مردم عبادت است و هیچ کس حق ندارد در قبال خدمتی که میکند بر مردم منت بگذارد مردم ولی نعمت مسئولین هستند من فکر میکنم با ابلاغ سیاست های اصل 44 قانون اساسی توسط مقام معظم رهبری باید انقلاب بزرگ خدمت ، برای رفع مشکلات مردم انجام شود و دست دولت از همه کارهای تصدی گری قطع و طبق ابلاغیه فوق به مردم واگذارگردد دولت باید سیاست گذاری و برنامه ریزی کند و مسیر را برای کارهای اقتصادی مردم هموار کند و مردم بایداقتصاد جامعه را خودشان اداره کنند دولت حق ندارد در کارهای اقتصادی با مردم رقابت کند دولت باید امنیت سرمایه گذاری را تامین و صدرصد تضمین کند و برنامه عادلانه ای برای جریان سرمایه در کشور ارائه دهد تا همه بتوانند به راحتی و به دور از تشریفات زائد و پیچیده به منابع مالی و پولی دست پیدا کنند امروز ضوابط بانک های دولتی برای دادن تسهیلات به مردم بسیار سخت وپیچیده و توام با بی اعتمادی است کجای دنیا پنج میلیون تومان وام میدهند و دو سه برابر آنرا از مردم پس میگیرند کجای این کار خدمت به مردم است ؟ باید سرمایه گذاری با هدف اشتغال زائی و خلاقیت و نوآوری و تولیدبیشتر، امری مقدس باشد متاسفانه در مرند و جلفا برای فرهنگ  سرمایه گذاری و جذب سرمایه و مقدس شمردن سرمایه گذاری هیچ کاری نشده است . در منطقه ما همیشه اینگونه القا شده که برای رفع مشکلات باید کارخانجات بزرگ تاسیس شود برای همین در هر دوره از انتخابات کاندیداها به ساختن ذوب آهن و پالایشگاه و نیروگاه و فرودگاه ورزشگاههای صد هزارنفری و بیمارستانهای هزار تختی و .... روی می آورند گنده گوئی میکنند و به مردم وعده میدهند ! در حالی که کوچکترین اطلاعی از شاکله نظام برنامه ریزی و سرمایه گذاری در ایران ندارند و وقتی پا به مجلس میگذارند سالهای اول نمایندگی را در بهت و حیرت و سرگردانی سپری میکنند ! وعده های بزرگی به مردم داده اند و هیچگاه قادر به عملی کردن آن نیستند ! من به جرات میگویم ما در طی 30 سال گذشته حتی برای 10 درصد از پتانسیل های منطقه برنامه نداشتیم ما را خواب کرده اند امروز با غفلت ما مرزهای جغرافیائی شهر تبریز به باغات کندلج رسیده و اغلب فرصت های شغلی در بخش گردشگری توسط تبریزی ها تسخیر شده است ! در اندک زمانی ما در مرند وجلفا مالک حتی سایه یک درخت هم نخواهیم بود !  صنعت فرش منطقه با بیش از چهل هزار شاغل عاجز از تامین معاش خود بوده و روز به روز به سمت نابودی میرود در حالی که این صنعت زمینه جذب و اشتغال بالائی برای نیروی کار پائین دست میتواند ایجاد کند مقرون به صرفه نبودن کارهای در حال انجام باعث تعطیلی کارگاهها و روی آوردن نیروهای آن به فضاهای ناامن کاری وتشدید مشکلات و دغدغه های امنیتی مسئولین جامعه و آلوده شدن جوانان وهدررفتن منابع انسانی شده است نبودن برنامه و عدم شناخت صحیح از فرصت های اقتصادی و نامشخص بودن میزان عرضه و تقاضا در بخش تولید محصولات کشاورزی همه ساله خسارتهای زیادی به کشاورزان منطقه وارد میکند ما هنوز با الفبای صنایع تبدیلی آشنائی نداریم و عمدتا محصولات تولیدی ما مثل خاک چینی و انواع سردرختی باغات و محصولات کشاورزی به قیمت ارزان به عنوان مواد اولیه به خارج از منطقه فرستاده میشود درآمد حاصل از فروش اقلام فوق زیر قیمت تمام شده محصول اولیه بوده و همیشه مردم متضرر میشوند در حالی که اگر یک زنجیره ارزش داشته باشیم پول و درآمد در چرخه آن زنجیره ارزش تولید میشود به جهت نزدیکی به مرز های بین المللی فرهنگ وارداتی بیشتر از مناطق مرکزی باورهای فرهنگی منطقه را تهدید میکند در حالی که تمام ابزارهای فرهنگی منطقه نابود شده است چرا باید در منطقه ای که صدها هزار نفر زندگی میکنند یک سالن سینما یا یک سالن تئاتر نباشد ؟ متاسفانه با وجود میزان بالای باسوادی در جامعه زنان مرند وجلفا آمادگی لازم برای حضور بانوان در محیط های کار وجود ندارد و فضای کاری برای بانوان عفیف و مومن مهیا نیست این مایه شرمساری است که بانوئی از روی اجبارباداشتن تحصیلات دانشگاهی در دفتری کار های غیرتخصصی انجام دهد و ماهیانه زیرصد هزارتومان حقوق دریافت کند و تحت پوشش هیچ بیمه ای هم نباشدچه کسی پاسخگوی این مشکلات است ؟چرا نباید زمینه لازم برای بهره ور شدن این همه نیروی کار آماده خدمت که میلیاردها تومان از پول ملت برای آن هزینه شده فراهم شود آیا بانوان در مرند و جلفا حق حیات و حق تعیین سرنوشت ندارند ؟! این کدام قدرت پنهان است که در یکی دو سال اخیر قیمت مسکن و زمین را در مرند و جلفا ده ها برابر کرده است ؟ امروز سرمایه مرندی ها درداخل کشورتهران و اصفهان و ... در خارج از کشور ارمنستان و آذربایجان و ترکیه و دبی را آباد میکند آن وقت جوانان وبانوان تحصیل کرده مرندوجلفا بیکار و عاجز از تشکیل خانواده و تحصیل و داشتن یک زندگی آبرومند هستند این کار تا کی باید ادامه پیدا کند؟ 30 سال از انقلاب میگذرد30 سال یک عمر است ! من فریاد میزنم همه بشنوند ! منطقه مرند و جلفا هم از ایران و آذربایجان است چرا باید مرند و جلفا در توسعه و عمران و آبادانی از شهرهای کوچکی که تا همین چند سال پیش بخش بودند در همه شاخص های توسعه عقب بماند ؟ باید با همت مردم و جوانان ، کوته فکران و تنگ نظران و حتی برخی سیاسیون ناآگاه را که همه مقدرات ملت را به بازی های کودکانه سیاسی خود گره زده اند از مراکز تصمیم سازی و تصمیم گیری منطقه مرند وجلفا پاک سازی کنیم و شایسته سالاری ودین باوری و برنامه محوری براساس دانائی و کمال جوئی را جایگزین جمود فکری کنیم تا ثروت مرند وجلفا را به منطقه برگردانیم وکارودرآمد تولید کنیم . ما سهم و حق خودمان را از توسعه ، عمران و آبادانی کشور و آذربایجان میخواهیم ! بعضی ها در شهرهای خود کوچکترین عزت و احترام ندارند ! در حالی که در منطقه مرند و جلفا به کمک بعضی ها  بر مردم منطقه آقائی میکنند . باید همه کارهای منطقه به دست فرزندان منطقه مرند و جلفا سپرده شود البته مردم همیشه قدردان خدمتگزاران صدیق بوده وهستند .

به عنوان فرزند این منطقه میگویم : مردم حق گرفتنی است دادنی نیست !

برای برنامه ریزی وجلو گیری از سرمایه گریزی و تولید کارودرآمد بنیاد توسعه ، عمران ، آبادانی مرند و جلفا را تاسیس میکنم و از تمام ظرفیت های فرزندان تحصیل کرده و اندیشمند و فرهیخته و قدرتمند این منطقه که دستی در آتش دارند برای استفاده از فرصت ایجاد شده درابلاغیه اخیر سیاست های اصل 44 قانون اساسی استفاده میکنیم تا مرند و جلفا را از فقر و بیکاری و نبود درآمد نجات دهیم این بنیاد غیرانتفاعی وصد درصد خصوصی است و خدمات آن در اختیار همه مردم منطقه خواهد بود در این بنیاد تمام تجربه مدیریتی و اجرائی چند ساله بنده وفرزندان معتقد به توانمندی های مرند و جلفا در خدمت تولید کارودرآمد برای مردم منطقه خواهد بود دیگر دوره دادن شکلات و وعده های دروغین وگنده گوئی های غیرعملی ودهن پرکن و آقائی برای مردم تمام شده است اگر این فرصت طلائی برای سرمایه گذاری و تولید کار و درآمد در منطقه از دست برود معلوم نیست چه بلائی به سر معاش و معاد مردم می آید ! بنیاد توسعه ، عمران ، آبادانی  مرند و جلفا پنج کمیته خواهد داشت که عبارتند از : کمیته های برنامه و پژوهش ، اقتصاد و سرمایه گذاری ، جوانان و فرصت های شغلی ، عمران و آبادانی ، اموراجتماعی و فرهنگی وهنری . بنیاد دفتر ثابت و همیشگی در مرندو جلفا خواهد داشت و درب آن به روی همه مردم منطقه از شهرها و روستاها باز خواهد بود و همه مردم در استفاده از خدمات این بنیاد از حقوق مساوی برخوردار خواهند بود انتظار من از همه مردم منطقه این است که با گفتن حرفهای دلشان و مشکلات و حمایت صادقانه به تاسیس این بنیاد کمک کنند به زودی با کسب اجازه از هیئت موسس آرمان و منشور اخلاقی و چشم انداز و استراتژی های این بنیاد را اعلام و در آینده نزدیک اطلاعات بیشتری را در اختیار مردم شریف منطقه قرار خواهم داد .

 

آقای مهندس حیدری مطالب آنقدر شیرین و جالب است که دلمان میخواهد بیشتر بدانیم ما در ایام دهه فجر هستیم و شما فرزند محترم شهید هستید بسیار مایلیم به مناسبت ایام الله دهه فجر و برای یادآوری خاطرات آن دوران پر افتخار مطالب شما را در این مورد بشنویم .

 

وظیفه خودم میدان  فرا رسیدن این ایام را به همه همشهریان عزیزدرمرندوجلفا تبریک بگویم . تقارن این ایام  را با ایام شهادت اباعبدالله (ع) که اسوه مبارزه بر علیه ظلم و جور بود را به فال نیک میگیرم چرا که در این ایام ملت ایران با پیروی از راه پرافتخار امام حسین (ع) بر طاغوت زمان پیروز شد این انقلاب ثمره تلاش و زحمت و تحمل مرارت ها و مشقت های ملت بزرگ ایران در راه اسلام خواهی و آزادی خواهی است تمام حجت مسلمانی و آزادگی و آزادیخواهی ما امام حسین (ع) است و امیدوارم خداوند به همه ما توفیق خدمت در راه اعتلای فرهنگ و نهضت حسینی را عنایت فرماید .حرکت انقلابی ملت ایران به رهبری حضرت امام (رض) و همراهی شاگردان با وفایش همچون مقام معظم رهبری ودیگر مبارزان گفتن یک نه ! بزرگ به خودکامگان و نوکران استعمار بودکه با قلدری و قیم بازی وحمایت استعمارگران و به زور سرنیزه حقوق این ملت را دو دستی به آنها تقدیم میکردند پیروزی انقلاب اسلامی نتیجه ادامه راه مبارزان و از جان گذشتگانی چون رئیس علی دلواری ، ستارخان و باقرخان و علمای بزرگی چون شهید مدرس ،شیخ فضل الله نوری ،شیخ محمد خیابانی ،آیت الله طالقانی ، آیت الله بهشتی و .... بود.

 

سوال : آقای مهندس به نظر شما دست آورد بزرگ این انقلاب چیست ؟

 

من دستاورد بزرگ این انقلاب را خودباوری و حس مشارکت همه مردم در مدیریت جامعه با تکیه بر اصول و مبانی دین اسلام و گسترش و رواج و ایجاد حس همه چیز در ایران متعلق به همه ایرانیان و تحقق جمهوری خواهی برمبنای اسلامیت میدانم با پیروزی انقلاب اسلامی شرایطی ایجاد شد که همه مردم آزادانه و با اختیار خود به پیروزی انقلاب کمک کردند کسی مردم را با زور وارد عرصه حرکت اجتماعی نکرد چون مردم به سران انقلاب و به خصوص حضرت امام (رض) اعتماد داشتند . همه آزادی با عزت میخواستند نه آزادی توام با نخوت و خواری و تحمیلی که در خیلی از جاهای دنیا وجود دارد ! مردم اسلام حقیقی و اسلام ناب محمدی (ص) میخواستند نه اسلام درباری و اسلام آمریکائی ! یکی از دست آوردهای بزرگ انقلاب زدن دست رد بر سینه استعماراز نوع شرقی و غربی بود نظام کمونیستی که توزیع فقر را عدالت میدانست و نظام سرمایه داری غرب که عدالت را قربانی اندوختن ثروت بی حدو حصری میکرد هر دو طرد شد و مردم سالاری دینی با تکیه بر میزان بودن رای و نظر مردم و پیاده شدن احکام اسلام ناب محمدی (ص) درچارچوب جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر تحقق یافت . ملت ایران با پیروزی انقلاب با قاطعیت به دو اصل جمهوریت و اسلامیت نظام رای دادواین خواست مردم در همه زمان ها ادامه یافته و تاکنون مردم با حضور گسترده خود در همه عرصه ها و به خصوص انتخابات مختلف شوق و ذوق خود را برای استفاده از سهم خود برای تحقق دمکراسی و جمهوریت مبتنی بر احکام اسلام به نمایش گذاشتند و فکر میکنم جمهوریت و اسلامیت خواست همیشگی و تفکیک ناپذیر ملت ایران بوده و خواهد بود.

 

آقای مهندس حیدری اکنون که در آستانه ورود به 30 سالگی انقلاب اسلامی هستیم فکر میکنید مسئولیت دولت و ملت در قبال این انقلاب چیست و چگونه باید از دستاوردهای این انقلاب پاسداری کرد؟

 

به نظر من وظیفه اصلی مردم حضور آگاهانه و به موقع در همه عرصه ها و بیان مطالبات و خواست ها و مشکلات و پیگیری بی وقفه حقوق خود از دولت ونگهبانی و پاسداری ودفاع از دست آوردها و آرمان های انقلاب اسلامی و نقد عالمانه و منصفانه و مشفقانه عملکرد دولت است . درخواست حقوق حقه از دولت باعث فعالترشدن دولت و اهتمام و جدیت آنها برای رفع مشکلات کشورمیشودکه یکی از اهداف بزرگ جمهوری اسلامی است البته متقابلا مردم هم باید با همکاری و همدلی به تحقق اهداف دولت کمک کنند وظیفه دولت خدمت بی منت به مردم و رفع مشکلات مردم و اقدام فوری برای توسعه ، عمران و آبادانی کشور ازراه های منطقی و کارشناسی شده با رعایت همه جوانب است باید از حرکت های شتابزده و مطالعه نشده به شدت خودداری کرد چرا که اقدامات عجولانه به شدت زندگی عادی مردم را تحت تاثیر قرار داده و مردم را در فشار قرار میدهد دولت نباید راههائی را که رفتن آن باعث هدر رفتن فرصت ها و توان و سرمایه مردم وافزایش گرانی و تورم میشود انتخاب کند مسئولین باید گوش شنوا برای شنیدن صدای مردم داشته باشد انتقاد مردم راهگشاست دولت باید پرسیدن برای دانستن را حق مردم بداند و با تعقل و تدبیرخواست های مردم را به برنامه تبدیل کندوبایدحق نظارت همگانی مردم بر اعمال و رفتار دولت و همه مسئولین به رسمیت شناخته شود ودولت باید به خواست مردم احترام بگذارد مردم همیشه حق دارندچون پدید آورنده این نظام مردم هستندوکل نظام متعلق به مردم است جمهوری اسلامی ارث پدری هیچ کس نیست که بخواهد با تکیه بر مسندی بر مردم آقائی کند . مسئولین باید خدمتگزار صدیق مردم باشند و مردم باید همه چیز را بدانند نباید به نام مصلحت حق دانستن مردم از آنها گرفته شود البته مواردی که افشای آنها موجب سوء استفاده دشمنان ملت میشود استثناست .

 

آقای مهندس حیدری شما پرسیدن و دانستن را حق مردم دانستید و خطاب به مسئولین فرمودید فریاد میزنید منطقه مرند و جلفا هم از ایران و آذربایجان است بفرمائید مطالبات مردم از دیدگاه شما از دولت چیست ؟

 

ملت ایران در راه این مملکت و اسلام عزیز از همه چیز خود گذشته اند این ملت تحریم های تنگ نظرانه و دشمنی پراز کبر و غرور آمریکای جنایتکار را تحمل کرده وهمیشه آمریکای جنایتکار را ناامید کرده است آمریکائی که عامل اصلی خیلی از مشکلات ما در جامعه جهانی است ودستش تا مرفق به خون فرزندان این ملت آلوده است و هنوز دشمنی او با ملت ایران ادامه دارد . مردم در 30 سال گذشته زخم های زیادی در قالب ترور توسط عوامل استعمار و جنگ تحمیلی و انواع اعمال خرابکارانه و دخالت های بین المللی و حتی داخلی را تحمل و توطئه ها را خنثی کرده اند کجای دنیا چنین مردم وفادار و پر دل و جرات سراغ داریم جمهوری اسلامی به پشتوانه حمایت مردم در همه صحنه های داخلی و خارجی بر نقشه ها و توطئه ها غلبه کرده و میکند من خطابم به مسئولین از باب آگاهی دادن و اعتماد کردن و گوش کردن به حرف مردم است این کشور هرچه دارد از مردم دارد حضرت امام (رض) به مردم اعتقاد و اعتماد داشتند برخی ها منافع باندی و گروهی و جناحی خود را با سرنوشت نظام یکی میدانند این ظلم بزرگ به مردم و جمهوری اسلامی است باید همه امور به مردم واگذار شود و باید به خواست ملت احترام گذاشت اگر این ملت بعضی روشها و شیوه ها را نپسندد و از راههای قانونی و اسلامی بخواهد در روش ها تغییر ایجاد کند باید این اجازه به مردم داده شود تا خواست خود را عملی کند نمیشود که همیشه مردم هزینه پرداخت کند و گوش به فرمان باشد ! مردم معاش و معاد دارند دولت اسلامی باید زمینه تامین معاش مردم را تامین کند شکم گرسنه دین و ایمان نمیشناسد اگر دولت برای معاش مردم و تامین زندگی آبرومند برنامه ارائه کند و بستر فراهم نماید مردم همیشه حامی دولت خواهند بود نباید به واسطه بی تدبیری فقر و تنگدستی به مردم تحمیل شود . با وجود فقر و تنگدستی آستانه صبر و تحمل مردم کم میشود و امید زندگی از بین میرود و این یعنی سوختن تر و خشک با هم !

مهندس عیسی حیدری

مردبارانی

یاعلی مدد


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه 15 بهمن1386 و ساعت 2:9 توسط یاران مرد بارانی |


طلوع فجر

طلوع  فجر انقلاب بر همه فجرآفرینان و

 ملت شریف و متعهد مرند و جلفا و حومه مبارکباد

مهندس عیسی حیدری

مردبارانی

یاعلی مدد


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 14 بهمن1386 و ساعت 11:13 توسط یاران مرد بارانی |


تئاتر بي‌اعتراض، مرده است

مصاحبه نادر برهانی مرند هنرمند برجسته کشور

 

منبع : http://www.tabnak.ir/pages/?cid=5904

 

نادر برهاني مرند، پيشينه هنري‌اش بدين شرح است:

1. كارشناس ادبيات نمايشي از دانشكده سينماتئاتر

2. كارشناس ارشد كارگرداني و بازيگري از همان دانشكده

3. سابقه تدريس در دانشكده سينما تئاتر

4. و نويسنده و كارگردان

 

وي پانزده سال است كه كار تئاتر مي‌كند و نمايش‌هايي كه نوشته و كار كرده، بدين شرح است: شكارگاه ممنوع، تولد، پاييز، چيستا، ببين چه برفي مي‌آد! باران اگر بخواهد، تيغ كهنه، مرگ فروشنده، تهران زير بال فرشتگان و آخرين آن كه در سالن «چهارسو» در حال اجراست «مرغابي وحشي».

 

وي همچنين مؤسس گروه تئاتر معاصر است و هفده سال سابقه فعاليت در راديو دارد. عموما در زمينه نمايش راديويي در مقام كارگردان و سردبير فعاليت داشته و سردبير برنامه‌هايي مثل «درآدينه با نمايش» از شبكه سراسري راديو (شبكه اول)، «پرده دوم» از شبكه فرهنگ، «از رمان تا نمايش» از شبكه فرهنگ نيز هست؛ او «جمعه‌ها با تئاتر» از شبكه فرهنگ. در راديو گفت‌وگو هم، گفتني‌هاي هنر و گفت‌وگوي روز جمعه‌ها و سرانجام در مقام دبير بخش راديو تلويزيوني جشنواره تئاتر فجر، از وضعيت تئاتر فجر امسال مي‌گويد.

 

وضعيت «جشنواره تئاتر فجر»، امسال را چگونه ارزيابي مي‌كند؟

امسال به لحاظ كميت بسيار پر و پيمان است. بخش‌هاي زيادي گنجانده شده و بايد جشنواره برگزار شود تا ببينيم چقدر كيفيت مهم بوده.

 

ولي جشنواره تئاتر فجر امسال در شرايطي برگزار مي‌شود كه نبض تپنده تئاتر ايران ـ تأكيد مي‌كنم ايران نه تهران ـ يعني «تئاتر شهر» به مدت هفت ماه به بهانه بازسازي تعطيل بود و در نتيجه امسال، بسياري از هنرمندان نتوانستند نمايش اجرا كنند.

 

و به جرأت مي‌توان گفت كه امسال تئاتر تعطيل بود. جز همين يك ماه اخير كه در واقع تئاتر شهر راه افتاد و چند نمايش روي صحنه آمد، اما تا دلتان بخواهد جشنواره موضوعي برگزار شد و به تجربه ثابت شده كه تئاتر ما از جشنواره و برگزاري آن، منهاي جشنواره تئاتر فجر و جشنواره تئاتر عروسكي، هيچ خيري نبرده كه ضربه هم ديده است.

 

جشنواره تئاتر فجر، زماني اتفاق جذاب، مفيد و كاملا رويداد فرهنگي است كه برآيند اجراهاي عمومي باشد.

وضعيت تئاتر شهرستان هم به دليل سياستگذاري‌هاي چند سال اخير، وضعيت بساماني نداشته و اين در حالي است كه امسال بودجه تئاتر، دو يا سه برابر سال‌هاي گذشته بوده است.

 

حال پرسش مهم اين است كه اين بودجه، با وجود تعميرات و تعطيلي تئاتر، صرف چه چيزي شده است؟

ظاهرا آن‌گونه كه گفته مي‌شود، مجلس محترم، بودجه را تصويب مي‌كند، اما نظارتي بر چگونگي هزينه شدن اين بودجه ندارد. خانواده تئاتر امسال با وجود افزايش بودجه، نه تنها احساس تغيير و بهبودي در اوضاع مالي تئاتر نكرد، بلكه شرايط نامطلوب‌تري هم داشت. گويا، بودجه تئاتر در سطح وزارتخانه، صرف برنامه‌هاي فرهنگي ديگري مي‌شود كه هيچ ربطي به تئاتر و هنرهاي نمايشي ندارد.

 

طرفه آن‌كه بودجه سال 87 تئاتر، دو برابر بودجه 86 اعلام شد. اگر رشد بودجه تئاتر، باعث شكل‌گيري و رشد قارچ‌گونه و فزاينده جشنواره‌هاي موضوعي و مناسبتي و سفارشي غيرتئاتري مي‌شود، همان بهتر كه نشود!

 

به نظر مي‌رسد متوليان امر در حوزه سياستگذاري كلان فرهنگ، هيچ‌گونه شناخت جامعي از مقوله هنر به مفهوم عام و ضرورت فرهنگي تئاتر به طور خاص ندارند.

 

اصلا نگاه مسئولان به تئاتر و نقش تئاتر چيست؟ مشكل از كجاست؟

متوليان امر، از هنر انتظار ديگري دارند و بيشتر به وجه تبليغي آن بها مي‌دهند. گويي، آنان اعتقاد دارند هنر بايد در خدمت يك تفكر يا يك ايدئولوژي خاص باشد، در حالي كه اساسا ساحت هنر، مخصوصا هنر تئاتر، چنين رويكردي را برنمي‌تابد.

 

تئاتر، هنر منتقد است. تئاتر، معترض است. تئاتر، در مفهوم توسعه پايدار، نقد توسعه مي‌كند و اگر قرار باشد اين وجه را از تئاتر بگيريم و تنها به شكل يك تريبون به آن نگاه كنيم، درواقع كمر به قتل آن بسته‌ايم و با چنين رويكردي، ما دقيقا نتيجه عكس خواهيم گرفت.

 

تئاتر سفارشي، نويسنده سفارشي‌نويس، هنرمند سفارش‌پذير هيچگاه مورد اقبال حتي تماشاگر سفارشي هم قرار نخواهد گرفت، چراكه سخني كز دل برآيد، لاجرم بر دل نشيند.

 

براي هر هنرمندي، هيچ انگيزشي بالاتر و قدسي‌تر از انديشه، دغدغه‌مندي و تعهد اجتماعي نيست و نخواهد بود. براي همين، حتي هنرمنداني كه رويكرد ايدئولوژيك و غيرسفارشي دارند موفق‌تر در حوزه ارتباط‌اند.

 

من دست هنرمندان تئاتري را كه بدون مواجب مادي و قرارداد و سفارش، كار مذهبي مي‌كنند، مي‌بوسم، چون آنان با هنر معامله نمي‌كنند، همچنان كه با اعتقادشان و در اين شرايط وانفسا، ما چقدر هنرمند يا هنرمنداني از اين دست داريم؟ حاصل چنين رويكردي به هنر، اتفاق نابي است كه امروز روز، بازار رايجي ندارد و شايد به همين دليل است كه عموم نمايش‌ها و فيلم‌هاي مذهبي و دفاع مقدس به عنوان نمونه محصولات پربار و موفقي از آب درنيامده‌اند؛ سفارش‌ها راه را براي انگيزش‌هاي فردي ناب بسته‌اند.

 

تئاتر پس از پيروزي انقلاب در سه، چهار مقطع جنگ، سازندگي، اصلاحات و امروز را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ افت و خيزهايش را بگوييد. آيا نقطه عطف درخشش تئاتر كشور را داشتيم يا نه؟

 

پس از انقلاب، تئاتر به دليل تغيير ماهيت فرهنگي جامعه در سه، چهار سال نخست، در دوران فترت خود بود و يا اگر چيزي هم به نام تئاتر وجود دارد، بيشتر در خدمت هيجان ناشي از وقوع رخداد عظيمي مثل انقلاب هستيم. تئاتر مثل بسياري از عناصر فرهنگي ديگر، احتياج به بازنگري عميق دارد. در نتيجه، بسياري از هنرمندان نامي تئاتر پيش از انقلاب، يا حذف شده‌اند يا مهاجرت كرده و يا در ميدان نيستند؛ سه، چهار سال پس از انقلاب (پيش از جنگ)، «تئاتر انقلابي» خودي مي‌نماياند.

 

جواناني كه در صف اول مبارزات سياسي بوده‌اند، اينك قصد كار فرهنگي دارند؛ موضوعاتي مثل ظلم دوران شاهنشاهي، مسائل ارباب و رعيتي و مبارزات كارگري به صحنه‌هاي تئاتر كشيده مي‌شود.

 

اما يكباره جنگ...

همه چيز تغيير ماهيت مي‌دهد و همه اقشار جامعه از جمله هنرمندان و فعاليت‌هاي هنري‌شان تحت‌الشعاع اين رخداد غيرمترقبه قرار مي‌گيرند. تئاتر دوران جنگ، تئاتري است كه بيشتر در خدمت تهييج اقشار جامعه براي حضور در جبهه‌ها و دفاع از تماميت ارضي كشور است. محصولات هنري اين دوره هم با تمام ارزشمندي‌شان بيشتر رويه تهييجي دارند تا ساحت انديشگي.

 

نمايش‌هاي اين دوره يا مستقيما به مفهوم جنگ مي‌پردازند يا به مفاهيم كلي مبارزه با ظلم، حب وطن و تقديس روحيه شهات‌طلبي با رنگ و بوي مذهبي روي مي‌آورند. حتي نخستين دوره‌هاي جشنواره تئاتر فجر، انباشته از نمايش‌هايي با گرايش‌هايي از اين دست است. چون اتفاقات، خودجوش و مردمي‌اند. تئاتر، يكباره با اقبال مخاطب نسبت به سال‌هاي اوليه پس از انقلاب روبه‌رو شده و جنگ تمام مي‌شود.

 

دوران سازندگي آغاز مي‌شود، اما پيامدهاي جنگ هنوز ادامه دارد.

 

سياست‌هاي كلي از جبهه سياست‌هاي فرهنگي ميل به سازندگي و بازسازي خرابي‌هاي ناشي از جنگ دارند. هنر، فرصت مناسبي است تا دوباره شادابي را به جامعه بازگرداند. مردم و بالطبع هنرمندان، فارغ از هياهوي جنگ، اكنون فرصتي پيدا كرده‌اند تا به بحران‌هاي پي در پي گذشته تأملي عميق كنند. اجتماع جنگ‌زده و حرمان‌هاي دوران جنگ كه كم كم خودنمايي مي‌كند، سوژه محصولات هنري مي‌شوند. تئاتر ما به تحليل مي‌نشيند. نمايشنامه‌نويسان دست به قلم مي‌برند و تفكر و تعمق، دستمايه اوليه آثار هنري از جمله نمايشنامه‌هاست؛ هرچند تلخ و گاه شخصي و سياسي‌اند.

 

مردم چندان ميلي به تئاتر ندارند، چون هنوز خيلي از دوران جنگ و پيامدهاي اقتصادي آن فاصله نگرفته‌اند، اما در همين اوضاع، رشته‌هاي تحصيلي هنري از جمله تئاتر كه در سال‌هاي پاياني جنگ شكل گرفته‌اند، فضاي آكادميك هنر از جمله همين تئاتر، جاني دوباره گرفت. تئاتر دانشجويي شكل مي‌گيرد، اما هنوز مردم دغدغه ديگري دارند.

 

تئاتر هست و نيست. سياستگذاري‌ها عموما ميل سياسي و اقتصادي دارند تا فرهنگي. هرچند رخدادهاي مهم پس از دوران سازندگي در همين ايام پي‌ريزي مي‌شود. اكنون جامعه سمت و سوي سازندگي محض گرفته است. دولتمردان پس از دوران سازندگي كه ديگر از زير فشارهاي اقتصادي دوران جنگ درآمده‌اند، فرصت و رغبت بيشتري براي بازسازي فضاي فرهنگي كشور پيدا مي‌كنند.

 

شادابي و طراوت خاصي در جامعه فرهنگي و هنري از جمله تئاتر پديدار مي‌شود. هنرمندان نسل جديد و تحصيل‌كرده در كنار پيشكسوتان خود و با سياست‌هاي حمايت‌گرانه دولت، نقطه عطفي را در تاريخ تئاتر معاصر ايران رقم مي‌زنند.

 

تئاتر اين دوره به لحاظ قدرت در طرح خلاقانه موضوعات اجتماعي و رويكرد علمي به تئاتر، عموما با دوران طلايي نيمه دوم دهه چهل مقايسه مي‌شود؛ دو نقطه عطفي كه در تئاتر ايران انكارناشدني‌اند.

 

تئاتر ايران به دليل برخورداري از زبان بين‌المللي، به سرعت در منطقه و جهان زبانزد مي‌شود. جشنواره‌هاي تئاتر فجر، اعتباري بين‌المللي پيدا مي‌كند؛ آنچنان كه هنرمندان بزرگ جهان براي حضور در جشنواره تئاتر فجر، سر و دست مي‌شكنند. در همين دوره است كه هنرمندان ايراني نيز قدرت تئاترنويسي ايران را به رخ جهانيان مي‌كشند.

 

نسل جديد نمايشنامه‌نويس، پربار و قدرتمند وارد ميدان شده و مخاطب نيز با درك عميق اين تحول و با روحيه‌اي دوچندان، حمايت خود را اعلام مي‌كند؛ تئاتر ديگر بحران تماشاگر ندارد.

 

چاپ نمايشنامه‌ها در انتشارات دولتي و خصوصي روز به روز بيشتر مي‌شود. ويترين كتابفروشي‌ها پر از نمايشنامه‌ها و كتب مربوط به تئاتر است. هنرمند تئاتر اعتباري صد چندان پيدا كرده و تئاتر، نوك پيكان روشنگري و روشنفكري است. هجوم چهره‌هاي سينمايي و تلويزيوني كه تا ديروز فقر و فاقه تئاتر را برنمي‌تابيدند، به تئاتر آغاز مي‌شود.

 

هنرمندان پيشكسوت تئاتر كه امكان حضور نداشتند، فرصت دوباره‌اي پيدا مي‌كنند. نسل جوان در كنار هنرمندان قديمي‌تر مي‌بالند تا قامتي استوار از تئاتر ايران به رخ جهانيان بكشند. تئاتر شهرستان، رونقي دو چندان گرفته و طرفه آن‌كه چندين هنرمند شهرستاني اعتباري جهاني پيدا مي‌كنند. نيز به دليل تقاضاي زياد، چندين سالن نمايش جديد با شتاب راه‌اندازي مي‌شود؛ سالن‌هايي كه تا ديروز خاموش بودند، آكنده از تئاتر و تماشاگران مشتاق است. اين اشتياق روزافزون چنان بالا گرفته كه مديريت تئاتر، دچار بحران مي‌شود. چون سازوكار و امكانات سخت‌افزاري تئاتر، پاسخگوي اين همه رغبت و مطالبه هنرمند و تماشاگر نيست.

 

كم‌كم مردم عادي نيز راه به سالن‌هاي تئاتر پيدا كرده‌اند. ديگر مخاطب تئاتر، حوزه وسيعتري را شامل مي‌شود. اقشار و طبقات گوناگون جامعه، نرم نرم با تئاتر و حوزه تأثيرگذاري آن آشنا مي‌شوند. حتي شكل‌گيري شتاب‌زده فرهنگسراها توسط شهرداري هم پاسخگوي اين همه نياز نيست.

 

بايد قدر اين موهبت تاريخي را دانست و فكر عاجلي كرد، اما سياستگذاران كلان جامعه، گويي تئاتر را به اين اهميت نمي‌خواهند؛ مديران مياني و متوليان مستقيم تئاتر در تناقض عجيبي به سر مي‌برند كه سرانجام آيا تئاتر باشد يا نباشد؟!

 

بحران جديدي آغاز شده است. مديران مياني چگونه بايد پاسخگوي اين همه نياز و اشتياق باشند، در حالي كه در سطح كلان رغبت جدي به تئاتر به عنوان يك ضرورت فرهنگي نيست؟

 

امروزه اين چالش، شكل جدي‌تر و مهيب‌تر و از طرفي خنده‌دارتري به خود گرفته است؛ تا چه پيش آيد ... .


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 14 بهمن1386 و ساعت 10:49 توسط یاران مرد بارانی |


طنازی های عارف و شور سماع مریدان

نیم نگاهی به تاریخ  ، شب و تار من  و نگاهی گذران . نگاه درخشان زیبارویی که حس تعلق اش توام با غرور است و داشتن اش پر از بیم و التهاب های نگاهبانی اش از دیدگان اغیار. هایدگر را به خاطر می آورم که در توصیفی مجمل گون از  حیات ارسطو رسمی  اینگونه  می نگارد: " او زاده شد ، کار کرد و مرد". هایدگر اصالت و جوهر زندگی یک دانشمند را مسیر اندیشه اش می داند و در این راه حیات و آثار وی را فاقد اثر می انگارد.و انجیل نصارا که در آیه ای یادآور می شود:" ایشان را از میوه هایشان بشناسید نه از ریشه هایشان."
سکانس بعدی همان طنازی ها و دلبری ها و سما مریدان است. سالخورده ای مجرب در آغازین نمای پلان تکیه بر انفاس و زمزمه این شعر از خلیل جبران خلیل: " درباره خویشتن خویش اندیشیدن وحشتناک است اما این تنها راه میانه کار است."
 

دلبری دل آرام و طناز در آستانه حلول دهه سوم از سالیان عمر خویش و شعله های عشقی که بر جان نا آرام هزاران عاشق خسته بیافروخته و چه شمعها که در درد فراقش نسوزاند و با آموزه های از عارفی شهره به طنازی و سما عارفانه در تلاطم امواج و موج نگاه نامردان و نا محرمان در پی خویشتن خویش بود و از آنچه در کوران حوادث اندک شبهه ای ندارد ادامه حیات است و کافتن و یافتن مسیر دلبری که آن عارف سالخورده به انگشت اشارت داده و رفته است.

نفحات وصلک اوقدت جمرات شوقک فی الحشا

ز غمت به سینه کم آتشی که نزد زمانه کماتشا

                                                                                   
ما بودیم و ما و کشتی سرمنزل مقصود که ملودی اش
  نوای خوش آن طنازی های همان عارف که در شکل امواج پرتلاطم اقیانوس است و از اطاقکی شیشه ای که اهالی ساحل نظاره گر مهارت ناخدا و هنر نمایی جاشوان. مسافران کشتی هرکدام دسته دسته  آبراهی برای آرام گرفتن کشتی بر لب ساحل  می جویند و نشان می دهند اما چه سود که علم دریانوردی از آن ناخدای عارف و یاران دریا دیده اوست و هموست که تنها وسیله ارتباطی مسیر نما و بی سیم را در اختیار دارد. فانوس دریایی و مرکز ارتباط و ساحل از او می شنوند و به او می گویند.  ناخدای عارف  همواره در مورد بادبانهای کشتی به همراهان خود هشدار داده است. اما ناگهان ....

...باد و بوران دریایی و ناخدا که به جز خود استاد تر در تنظیم بادبانها نمی یابد. صعودی به تیرک بادبان و حرکت باد و جان ناخدای عارف و آرامش ابدی....

 رفت و رفت آن کشتی چندان که بیم نبود تدابیر ناخدا جان خسته مسافران را هم به تالم آورده بود که یاد آور این سخن عارف که چندان سما بیاموختمتان که هردم عارفی بزاید و شما را به مقصد و مقصود رهنمون شود و شد و کشتی بزرگ  به ساحل نزدیک بود که راکبان را ندا رسید . این کشتی و عارف عهد ازلی و ابدی خوبان و بدان است و تو ای کشتی نشین امید بسته به موج و بادبان خود را به نور عرفان بسپار و از موج هراسان نباش. تنها به مقصد و مسیر واحد کشتی بیاندیش و از بادبانهایی که در جهت های مختلف نصب شده اند دل آزرده و مایوس نباش. گرچه بادبانها به سان برادران در یک خانه گاهی در آرا مختلفند اما برایند جهت آنها کشتی را به یک جهت می راند و آن همان سرمنزل مقصود که ناخدای عارف به انگشت نشان داده و رفته است .


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 14 بهمن1386 و ساعت 10:26 توسط یاران مرد بارانی |


تاسیس بنیاد توسعه عمران آبادانی

 

به یاری خداوند متعال و به کمک طیف وسیعی از اندیشمندان ، تحصیلکردگان و متخصصین وفرهیختگان منطقه مرند و جلفا به زودی پس از طی مراحل قانونی بنیاد توسعه ، عمران ، آبادانی مرندو جلفا را ثبت و راه اندازی خواهیم کرد در حال حاضرجمعی از نیروهای فکری در حال تدوین اساسنامه این بنیاد هستند . این بنیاد در همه عرصه های اجتماعی ، فرهنگی ، علمی و اقتصادی فعالیت خواهد کرد در صدد هستیم مجموعه ای کارآمد و ماندگاربا مشارکت فرزندان دلسوز مرند و جلفا ایجاد کنیم تا فارغ از گرایش های رایج سیاسی با همراهی و همدلی نیروهای کیفی منطقه را زیر چتر این بنیاد جمع کنیم این بنیاد علاوه بر آقایان از بانوان نیز عضو گیری خواهد کرد و شرایط عضویت در آن تابع آئین نامه ای خواهد بود که توسط هیئت موسس در حال تدوین است . انشا ا... در آینده نزدیک جزئیات بیشتری از برنامه ها و سیاست ها و اهداف این بنیاد را پس از تصویب نهائی در هیئت موسس اعلام خواهیم کرد .


موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن1386 و ساعت 3:3 توسط یاران مرد بارانی |


برای داشتن فردائی بهتر از امروز ما همیشه نیازمند به اصلاحات در امورهستیم

 

گفتگوی صمیمی نشریه خوش خبر مرند با مردبارانی

 

سوال : آقای مهندس شما یکی از فرزندان کار کرده این منطقه هستید دوست داریم سرنوشت زندگی شما را از زبان خودتان بشنویم

وظیفه خود میدانم در آغاز سخن ایام شهادت سالار شهیدان حضرت اباعبدالله (ع) و همراهانش را به پیشگاه حضرت ولی عصر عج و ملت فهیم و معتقد و عاشق مکتب امام حسین (ع) منطقه تسلیت بگویم .

من در زمستان سرد 1347 در ماه بهمن که علاوه بر سرما ، سیلی سنگین فقر صورت پدرومادرم را سرخ میکرد در یک خانواده مستضعف ولی پاک وباایمان و عاشق امام حسین (ع) در محله یالدور مرند به دنیا آمدم پدر و مادرم زاده روستای اسداغی هستند من فرزند اول خانواده هستم و یک برادر و دو خواهر دارم . مادرم از نعمت سواد بی بهره بود اما فاضله ای پاکدامن و مومنی عامل به احکام و خانه دار بود و پدرم سواد قرآنی و خواندن و نوشتن داشت و نجار بود او در خیابان ایستگاه قدیم و شهید رجائی فعلی مغازه نجاری داشت و به خاطردرست کاری و ابتکار و خلاقیتش به استاد ناقلا معروف بود پدرم از مداحان اهل بیت بودو یکی از تعزیه خوانان دستگاه اباعبدالله (ع) بود و دست خیر داشت و جزو فعالین سیاسی زمان شاه بود و خودش میگفت جزو معدود کسانی بود که از سال 1342 مقلد امام (رض) بود و در زمان انقلاب سال 1357 چوب دستی های معروف ساخته شده از درخت چنارتوسط او ابزار مبارزه مبارزین مرندی در راه پیمائی ها بر علیه مامورین رژیم بود بعد از انقلاب با تاسیس پایگاه مقاومت بسیج به عضویت بسیج سپاه پاسداران مرند در آمد و درسال 1361 در عملیات بیت المقدس در حوالی خرمشهربه شهادت رسید وپیکررنج کشیده و درمند و خون آلودش در باغ رضوان مرند آرام گرفت و هفتمین شهید دوران دفاع مقدس از مرند هستند مادرم هم در سال 1374پس از تحمل سنگینی بار سخت تربیت چهار فرزند یتیم آن شهید بالاخره به او پیوست واکنون در باغ رضوان مرند آرمیده است .

پدرم و زن فاضله ای به نام کبری خانم اولین معلمین قرآن من بودند و تکمیل قرآن را درنزد مرحوم حاج ابوالفضل کسائی پدر شهیدان عزیزمان کسائی ها آموختم ودوران ابتدائی و راهنمائی را در مدرسه فرخی و نوراسلام مرند به پایان رساندم و درخرداد سال 1367 از دبیرستان شهید سیدزاده دیپلم ریاضی فیزیک گرفتم و با رتبه 48 وارد دانشگاه تبریز در رشته مهندسی برق الکترونیک شدم و پس از سه ترم به جهت علاقه شخصی تغییر رشته دادم و مهندسی عمران را به پایان بردم واخیرا فراغتی دست داد تا در دانشگاه علم و صنعت ایران دوره عالی مدیریت اجرائی گرایش استراتژیک را بگذرانم .

دوران دبیرستان دوران شیرینی بود هم درس میخواندم و هم در انجمن اسلامی دانش آموزان فعالیت میکردم و عضو فعال پایگاه بسیج بودم آن دوران بسیجی بودن حال و هوای معنوی خاصی داشت با امورتربیتی مرند و سپاه و هلال احمر همکاری هنری داشتم و بازیگر و کارگردان چند نمایشنامه از جمله نمایشنامه قلعه ، شلمچه در خون ، نیستان و ...  بودم از همکاران آن دوره نادر برهانی مرند و مصطفی طالبی و جواد قامتی و رزاقی و سید کریم حسنی و علی امینی و .... بودندکه خیلی از آنها در کشور و منطقه بی نظیر بوده و هستند و استاد برجسته من در کارهای هنری حسن شکوهمند هنرمند باسابقه شهرمان بود و یک فیلم کوتاه هم به نام آخرین مسافر کار کردیم که نقش اول آن را بازی میکردم . در دوران دانشگاه هم با انجمن اسلامی دانشجویان همکاری داشتم و همزمان هم کار میکردم و هم درس میخواندم .

در جاهای مختلفی افتخار کارهای اجرائی و مدیریتی و خدمت به ملتم و ایران عزیزرا داشتم از جمله :

کارشناس فنی شهرداری صوفیان و مرند ، مدیرپروژه های عمران روستائی بنیاد مسکن استان آذربایجان شرقی، مسئولیت توسعه آبهای معدنی استان اردبیل ، عضویت هیئت مدیره شرکت بالاست راه آهن با حکم مرحوم دکتر دادمان وزیرفقید راه و ترابری آقای خاتمی . معاون فنی مدیرعامل شرکت بالاست راه آهن جمهوری اسلامی ، نائب رئیس هیئت مدیره شرکت تراورس راه آهن جمهوری اسلامی  ، معاون روسازی و قائم مقام مدیرعامل شرکت تراورس راه آهن جمهوری اسلامی ، مجری برج مدرن 23 طبقه راه آهن جمهوری اسلامی ، عضویت سازمان نظام مهندسی استان تهران ، مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره شرکت مهندسی عمران مسیر ایرانیان ، مشاور و همکارچند شرکت خصوصی برای ساخت راه آهن  .

ازدواج کرده ام و دو فرزند پسر به نام های جواد و محمد دارم همسرم مهندس عمران آب بوده و زنی مومن و با تقوا بوده وهمیشه کمک حال بنده بوده و بخش زیادی از موفقیت هایم در نتیجه کمک و همراهی ایشان است عاشق خانواده ام هستم وبه وجودشان افتخار میکنم اغلب به خاطر شرکت در انجام کارهای عمرانی در ماموریت اداری و کارگاهها بودم که آنها دوری مرا تحمل کردندومدیریت تحصیل و زندگی بچه ها اکثرا با همسر فداکارم بوده است . یکی از خواهرانم کارشناس علوم اجتماعی است و دیگری پزشک بوده و برادرم هم کارشناس مدیریت بازرگانی است .

سوال : در رابطه با اندیشه سیاسی شما در محافل مختلف حرف و حدیث های متفاوتی بیان شده است دوست داریم دیدگاههای سیاسی خودتان را از زبان خودتان بشنویم ؟   

بنده ازهفت سالگی که نزد پدرم در مغازه بودم با کار سیاسی آشنا شدم ایشان علی رغم کم سوادی یکی از عوامل توزیع اعلامیه های حضرت امام رض بود یادم هست به جد از شرکت من در مراسم پیش آهنگی در مدرسه جلوگیری میکرد و به خاطر ندادن پول برای خرید لباس به مدرسه جهت شرکت در مراسم پیش آهنگی و توهین به مراسم و برگزارکنندگان آن توسط مدیر مدرسه و مامورین شهربانی مورد تعرض قرار گرفت من با شرکت در کلاسهای قرآنی و انجمن های اسلامی دانش آموزان و دانشجویان با جریانات سیاسی آشنا شدم در زمان حیات حضرت امام (رض) که آغاز ایام نوجوانی و جوانی بنده بود جریان غالب سیاسی تفکری بود که اعضای آن دور حضرت امام (رض) حلقه زده بودند و بسیاری از یاران صدیق و واقعی حضرت امام و انقلاب همچون آقای کروبی و خاتمی و محتشمی و میرحسین موسوی و موسوی خوئینی ها و... در این جریان حضور داشتند و اعضای انجمن های اسلامی دانشجویان هم نزدیکترین جریان در دانشگاها به جریان فوق بود که بعد ها به دوم خرداد منتهی شد . من تاکنون عضو رسمی هیچ یک از احزاب سیاسی کشور نبودم و این به جهت تغییر مکان های متعدد زندگی ام به تبعیت از شغلم بوده است و افتخارم مقلدی حضرت امام (رض) بوده که هنوز هم با واسطه باقی به آن هستم اندیشه سیاسی حضرت امام که میزان را رای ملت میدانست همیشه الگوی حرکت سیاسی بنده بوده و هست هر آنچه مردم در چارچوب حقوق اساسی خواهان آن باشند باید ملاک عمل قرار گیرد مردم همیشه حق دارند و ثابت کرده اند که هیچگاه اشتباه نمیکنند قیم بازی برای مردم ایران و تصمیم گیری پشت پرده در جمع چند نفره برای سرنوشت مردمی که زنجیرهای استبداد 2500 ساله را پاره کردند کاری عبث و بیهوده است که اگر بعضی ها دنبال آن باشند قطعا راه به جائی نخواهند برد . بنده معتقد هستم اسلام دینی کامل است و به تبع آن اندیشه سیاسی اسلام اندیشه ای پویا و پاسخگو به نیاز همه عصرها بوده وهست من معتقدم اسلام ناب محمدی (ص) و احکام و دستورات آن و فقه پویا و تعابیر و تفاسیر و راه کارهای آن بر اساس مقتضیات زمان چاره ساز همه مشکلات است . اصلاحات در زندگی یک مسلمان امری واجب و الزامی است و تعطیل بردار نیست به طریق اولی تر اصلاحات در جامعه امر حتمی است اگر جامعه ایران نیاز به اصلاح نداشت حضرت امام (رض) هیچگاه وارد عرصه اصلاح طلبی نمیشدند تمام اجزا حکومت از جنس انسان هستند و انسان هم جائزالخطاست برای داشتن فردائی بهتر از امروز ما همیشه نیازمند به اصلاحات در امورهستیم امروز نظارت و بازنگری و ارتقاء روش ها و بازبینی مدلها و روش ها امری است که علم مدیریت هم ثابت کرده و امری پذیرفته شده است نمیشود با یک حکم ثابت همیشه جامعه را اداره کرد . من جریان اصلاح طلبی را خواست اکثریت مردم ایران میدانم و خودم را نیز از مردم میدانم .

سوال : نظر شما در رابطه با دموکراسی و آزادی و نقش این دو در رشد سیاسی مردم چیست؟   

من لازم میدانم در مورد سیاست بگویم معتقدم سیاست راه و روش و ابزار است نه هدف . حسب الزام و تکلیف شرعی به مسلح شدن مسلمان به دو وسیله و ابزار سیاست و کیاست برخود فرض واجب میدانم که آدمی سیاسی باشم و کار سیاسی انجام دهم و راه و روش ها را بشناسم اما هیچ اعتقادی به سیاسی کاری وسیاست زدگی ندارم . مقدمه کار سیاسی دمکراسی است و الفبای دمکراسی آزادی است و آزادی را نفس کشیدن و حیات نباتی در این طرف میله ها نمیدانم بلکه آزادی را اختیار بدون دغدغه درداشتن تفکر و اندیشه و انتخاب راه و روش و حق عمل بر اعتقادات و باورها در چارچوب قانون و شرع میدانم . در هر جامعه ای به خصوص جامعه اسلامی آزادی چارچوب پذیرفته شده ای دارد که همه ملزم به رعایت چارچوب آن هستیم و تفکرما و اندیشه و عمل ما نباید مخل آزادی های دیگران باشد با حاکم شدن فضای آزاد بر اندیشه و عمل در عرصه های پذیرفته شده پایه های اولیه دمکراسی شکل میگیرد و با شکل گیری دمکراسی آحاد مردم نقش فعالی در خلق جامعه آرمانی خود به عهده میگیرند و چون خود را در خلق آن سهیم میدانند تمام تلاش خود را برای مشارکت در ساخت و بقا ء آن بکار میگیرند و در همه امور جامعه عقل جمعی حاکم میشود حاکم شدن عقل جمعی و توافق بر سر معیارها همسوئی و هم افزائی ایجاد میکند و این نقطه آغاز تحمل همدیگر بر سر آرمان های مشترک ،  افزایش روحیه نقدپذیری ، گسترش و مراقبت نظارتهای عمومی و طلوع بارقه های رشد و تعالی جامعه است . هیچ چیزی نمیتواند به اندازه آزادی و دموکراسی حیات ملت ها و حکومت ها و تمدن ها را دوام و بقاء ببخشد و تاریخ گواه حاضر آن است در هر جامعه ای آزادی غروب کرده و بساط نقد و نظر برچیده شده و حق تعیین سرنوشت از ملت ها سلب شده ، دمکراسی از آن جامعه رخت بربسته و موجبات کجروی حاکمان فراهم شده و با حاکم شدن استبداد موجبات جنبش ها و انقلاب ها و فروپاشی ها فراهم شده است . در دین اسلام آزادی به اندازه ای پاس داشته شده که خداوند همه را در انتخاب حتی دین اسلام آزاد گذاشته و تکلیف و بازخواست را به اندازه وسع هر انسانی معین کرده و امر به شور ومشورت در همه امورعین سفارش خداوند به حاکم شدن دمکراسی است . آزادی و دمکراسی نباشد موتور توسعه سرد و خاموش بوده و تمام چرخ های آن قفل است و هل دادن شعاری ماشین توسعه کاری عبث و بیهوده است .

سوال : امروزه یکی از اساسی ترین بحث هایی که می تواند مورد توجه قرار گیرد بحث توسعه و شاخصهای آن در سطح کلان مملکتی می باشد اما ما می خواهیم این بحث را در چارچوب منطقه ای آن که همان حوزه مرند و جلفا می باشد بحث کنیم لطفا در این رابطه توضیحات لازمه را بیان نمایید ؟

سخن از توسعه مرند و جلفا گفتن خیلی سخت و دردآور است اولا باید بگویم توسعه یک امر اتفاقی نیست برنامه میخواهد و به نظر من توسعه ای ، توسعه است که پایدار باشد توسعه پایدار مجموعه مرکبی از شاخص های اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، علمی ، آموزشی ، پژوهشی و فن آوری و تکنولوژی و صنعتی و حتی مذهبی و دینی و ....  است . متاسفانه در جامعه ما وقتی صحبت از توسعه میشود اغلب ذهن ها روی مسائل اقتصادی قفل میشود در حالی که رشد اقتصادی یکی از وجوه توسعه است منطقه مرند و جلفا علی رغم داشتن بسیاری از فاکتورهای بالقوه برای توسعه بسیار ازقافله توسعه ایران که سهل است حتی از همسایگانی که در زمانی نزدیک اقلام معیشتی آنها از مرند و جلفا تامین میشد فاصله گرفته و عقب مانده است اقلیم سرشار از منابع طبیعی ، دشت های مستعد ، کانی های طبیعی ، همجواری با کشورهای آذربایجان ، ارمنستان و نزدیکی به مرز ترکیه و همجواری با شاه راه ارتباطی کشوربا اروپا و طبیعت مستعد برای جذب گردشگر داخلی و خارجی و آثار متعدد باستانی و از همه مهمتر منابع سرشار انسانی همگی سرمایه هائی هستند که اسباب بالقوه برای دگرگونی و تحول عظیم منطقه هستند که با بی برنامه گی سالهاست که دچار هرزروی شده و به جای توسعه پایدار و مستمر فقط قبض و بسط های کمٌی اتفاق افتاده است . برای توسعه منابع سرمایه ای از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است بکارگیری ناعادلانه و تبعیض آمیز نیروی انسانی ، تعابیر و تفاسیر شخصی از قانون و بکار گیری ابزاری آن و تنگ نظری های خلاف عقل و منطق و مقدس نبودن امر سرمایه گذاری و عدم توجه به نیروی انسانی باعث سرمایه گریزی و فرار نیروی انسانی مستعد و آموزش دیده از منطقه شده است فرزندان آموزش دیده منطقه نقش های کلیدی در توسعه جای جای ایران بر عهده دارند و هنگام روی آوردن به منطقه نه کار آبرومندی دارند و نه سرمایه ای و نه حامی ! و اغلب اسیر تیرهای زهرآگین تهمت و افترا و تمسخر بعضی ناآگاه بریده از خدا و خلق خدا میشوند .

در سالهای گذشته مدیران منطقه اغلب غیر بومی بوده اند و ظاهرا منطقه مرند و جلفا مرکز آموزش و تمرین مدیران غیر بومی بوده است . منطقه ای که وزیر و معاون وزیر و استاندار و ده ها مدیرکل و استاد دانشگاه دارد امروز اسیر دست برخی مدیران تنگ نظری است که مرند و جلفا حیات خلوت آنهادر استان است البته حساب خدمتگزاران خدوم جداست مردم مرندو جلفا قدردان خدمتگزاران هستند. متاسفانه وضعیت جلفا اسفناک تر از مرند است و نیاز به توجه ویژه دارد من توسعه مرند و جلفا را به هم پیوسته میدانم و تصور میکنم پتانسیل های دو شهرستان برای ایجاد هم افزائی و تسریع در توسعه به شدت به هم وابسته هستندمردم شهرستان جلفا انسانهای آگاه و فهمیده و با استعدادی هستند به نظر من اعتبارات منطقه ای و درآمد های استانی برای روشن کردن موتور توسعه مرند و جلفا بسیار ناچیزند با توجه به اینکه اقتصاد در کشور ما به شدت دولتی است و سرمایه گذاری های بزرگ عمدتا توسط دولت انجام میشود به نظر من در طی دوره های گذشته منطقه مرند و جلفا در مجلس نماینده ای برنامه محور ، کلان نگر ، آشنا به ابواب توسعه و عامل و آگاه به امور عمرانی و اجرائی نداشته است و علی رغم احترامی که به همه منتخبین دوره های گذشته قائل هستم آنها را در انتقال خواست های مردم منطقه به حاکمیت و توجیه نیازها و پیگیری مطالبات مردم از حکومت و جذب و هدایت سرمایه های ملی و سرمایه های سرشار بخش خصوصی به منطقه موفق نمیدانم مردم مرند و جلفا خواهان یک حرکت انقلابی و جهادی در همه عرصه ها هستند مردم منطقه مرند و جلفا خاطره غم انگیز احداث کارخانه لامپ تصویر و سرنوشت تلخ و نامعلوم آن و فروپاشی گمرگ جلفا و انبارهای عمومی را که باعث آوارگی و بیکاری بسیاری از خانواده ها و رکود راه آهن منطقه که سالانه سه میلیون تن کالای مورد نیاز کشور از طریق آن حمل میشد راهیچگاه فراموش نخواهند کرد . مسئولین امر چه گلی به سر مردم منطقه زده اند ؟! همه آنها مدیون و بدهکارمردم منطقه مرند و جلفا هستند و باید پاسخگوی کوتاهی های خود باشند ! مرند و جلفا از نظر وسعت سرزمینی و جمعیتی مقام دوم و سومی استان را دارد ولی در شاخص های توسعه در مقایسه با سایر نقاط استان جزو محرومترین مناطق شده است اگر شما مرند و جلفا را با شهرهای بناب و ملکان مقایسه کنید عمق فاجعه را بیشتر خواهیم فهمید !من فقط میتوانم بگویم متاسفم و اگرخون گریه کنیم کمترین وظیفه ای است که به جا آورده ایم .

سوال : به عنوان یک شهروند اگر بخواهید مشکلات منطقه را اولویت بندی کنید چه مشکلاتی و به چه ترتیبی قابل طرح هستند در ضمن به عنوان یک شهروند  ویژگی های یک نماینده مجلس را نیز از نگاه خودتان بیان نمایید ؟

بی برنامه گی و سرمایه گریزی بزرگترین درد منطقه مرند و جلفاست ! بیکاری بیداد میکند عدد های بزرگی برای نرخ بیکاری نقل قول شده است که دردآوراست . بیشتر بانوان عفیف و زنان مرندو جلفا درس خوانده و آموزش دیده و درخانه ها محبوس شده و بیکار هستند ! آمارها نشان میدهد روستاها به جهت نبود درآمد مکفی در حال تخلیه شدن و هجوم به مناطق شهری هستند و باغ شهر قشنگ و سبز مرند ما نابود شده است درآمد مناسب و زندگی آبرومند و اشتغال جوانان و ازدواج و ناتوانی از ادامه تحصیل به جهت هزینه های سرسام آور دغدغه های اصلی مردم منطقه مرند و جلفا است کمتر خانه ای را میشود یافت که یکی دو بیکار در آن نباشد ! بعضی ها مردم منطقه را تحقیر کرده اند مدرسه ، برق ، مخابرات ، گاز و .... هر چه نیم بند به مردم که حقشان بود داده اند را وجه المصالحه بازی های خود قرار داده و همیشه منت آن را بر سر مردم نهاده اند. دانائی محوری کنار گذاشته شده و دانشجویان و دانش آموختگان به حاشیه رانده شده اند و هیچ توجهی به آنها و نظریاتشان نمی شود میدان داران طبل کوبان ساده اندیش هستند که اغلب نوک دماغشان را فقط میتوانند ببینند . فرهنگ و هنرو شاخه های آن چون شعر ، نقاشی ، موسیقی محلی ، لباس های سنتی ، گویش های محلی ، سینما ، تئاتر نابود شده است . مرند و جلفا با سابقه دینی امروز از داشتن یک مدرسه دینی آبرومند محروم است ! بیمارستان و کارهای درمانی و توسعه مراکز درمانی دستخوش سلیقه ها و اسیر سیاست زدگی است ! صنایع منطقه آسیب دیده و فعالیت نیم بندی دارند . مطبوعات از بی مهری ها فلج شده اند و اغلب تعطیل هستند هیچ یارانه ای به آنها پرداخت نمیشود . زمین و مسکن به قدری گران شده که تامین مسکن برای خیلی ها آرزوی دور و دراز است ! علی رغم گذشت سالها هنوز مشکل تصفیه آب به خوبی حل نشده و این دشمن پنهان هنوز مشغول درو کردن کلیه های مردم منطقه است ! عمران شهرها با سرعت لاک پشتی در حال انجام است ! و چه بگویم که ناگفتنم بهتر است همه این عقب ماندگی ها مایه شرمساری و خجالت ما در مقایسه با مناطق دیگر استان است .

به عنوان یک شهروند مرندی میگویم نماینده مردم مرند وجلفا باید فردی متعهد ، خداترس ، عالم و عامل به احکام الهی ، دردآشنا ، متخصص ، دارای بینش سیاسی مشخص ، دارای سابقه و تجربه کافی ، کلان نگر ،آشنا به ساختار حکومت در کشور، قسم خورده خدمت و متعصب به سرنوشت منطقه مردم مرندو جلفا ، مهربان و دوست همه ، شجاع ، صادق ، امین ، درستکار و عاشق خدمت باشد وبه شدت از دسته بازی و گروه گرائی و شخص پرستی بپرهیزد و در یک کلام مخلص همه مردم مرند و جلفا باشد !

سوال : نقش احزاب و جریان های سیاسی در انتخابات را چگونه ارزیابی می کنید ؟

احزاب شناسنامه دار اولا باید در چارچوب قانون اساسی حرکت کنند ثانیا در هر انتخاباتی مصادیق درست مورد نظر را برای مردم بشناسانند با مردم و برای مردم باشند ودرد آنها را بشناسند و برای رفع آلام ملت برنامه علمی و عاقلانه ارائه دهند و به شدت از تنگ نظری و تند روی بپرهیزند تا مردم به آنها اعتماد کنند به نظر من مرندو جلفا هم جدا از سایر نقاط کشور نیست مردم به حرف احزاب و حرکت آنها توجه دارند فکر میکنم احزاب باید در معرفی کاندیدا به مردم صادقانه و از روی تعهد عمل کنند و افراد شایسته مرام خود و شان مردم را به مردم معرفی کنند افرادی که هر روز باری به هر جهت زیرهرپرچمی که بیشتر به آن باد میخورد سینه میزنندودم به دم رنگ به رنگ میشوند یا افرادی که انجام وظیفه خود را چماقی برای کوبیدن به سر مردم کرده و همیشه منت آن را بر سر مردم میگذارند و کارهای انجام یافته را نردبان ترقی خود قرارداده و خواهان کسب امتیاز های ویژه از مردم هستند نه درشان نمایندگی احزاب از هر مرام و مسلکی هستند و نه شایسته نمایندگی مردم متعهد و فروتن مرند وجلفا را دارند . احزاب اگر میخواهند بمانند باید قسم خورده های واقعی خدمت به مردم را به عنوان کاندیدا انتخاب و به مردم معرفی کنند پرواضح است که با معرفی شخصی مطمئن و قاطع و آگاه به مقتضیات زمان خواست های مردم و آنها هم تامین میشود نباید مرام حزبی فدای مصلحت اندیشی و سهم خواهی بعضی ها قرار گیرد . به نظر من آویزان شدن احزاب به هر کاندیدای غیر معتقد به آرمان حزبی به خاطر منافع زود گذرخیانت به مردمی است که از جان و دل معتقد به مرام حزبی هستند و هیچ گاه مردم از خطاهای اینچنینی احزاب نمیگذرند چه اصلاح طلب باشند چه اصول گرا .

یاعلی مدد


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 4 بهمن1386 و ساعت 8:44 توسط یاران مرد بارانی |


تکذیب میشود !!!

همشهریان فهیم وبا ایمان شهرستان مرند و جلفا و حومه

اصحاب قلم و مطبوعات وصاحبان سایت های اینترنتی

ضمن آرزوی قبولی عزاداری های ایام جانسوز سالار شهیدان عالم و آرزوی سلامتی و عزت همه همشهریان اعلام میدارد برخی افراد طی چند روز گذشته در سایت های خود خبر کذب عدم احراز صلاحیت اینجانب را در قالب نظر یا شنیده ها منعکس نموده بودند که در سطح منطقه نیز برخی با حرص و ولع زیاد اخبار کذب فوق را منتشر کرده بودند بدینوسیله اعلام میدارد در پایان روز اداری روز سه شنبه 2/11/86 با مراجعه حضوری به فرمانداری شهرستان مرند مراتب احراز صلاحیت اینجانب و کامل بودن مدارک و سوابق اینجانب به بنده اعلام گردید .

اینجانب به عنوان سرباز کوچک و خدوم همیشگی ملت ایران و فرزند خدمتگزار شما از کلیه عزیزان و دست اندرکاران امر انتخابات و مراکز مربوطه که در طی چند روز گذشته زحمات زیادی را برای فراهم کردن اسباب برگزاری انتخابات متحمل شده اند تشکر می نمایم .

مهندس عیسی حیدری

مردبارانی

یا علی مدد

 


موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه 2 بهمن1386 و ساعت 16:58 توسط یاران مرد بارانی |


تحریف کنندگان اندیشه امام ، رای مردم را نادیده می گیرند

آیت الله توسلی عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز در مراسم شب تاسوعای این تشکل گفت : نتیجه تحریف اسلام پس از پیامبر این بود که مفاهیم اسلام تحریف شد و در نهایت امام حسین (ع) از خاندان پیامبر به دست جاهلان به شهادت رسید.

به گزارش "نواندیش" وی افزود : این تحریف را ما در تاریخ انقلاب نیز می بینیم. آنجا که پس از گذشت 29 سال از پیروزی انقلاب و سپس رحلت امام ، تحریف اندیشه و کلام امام نیز آغاز می شود.

آیت الله توسلی ادامه داد : بعنوان مثال امام خمینی (ره) فرمودند جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد. در پاریس وقتی خبرنگاران پرسیدند جمهوری اسلامی یعنی چه؟امام گفتند جمهوری مانند جمهوری شما اما با محتوای اسلام.

وی تاکید کرد : اما امروز کسانی که هیچ نقشی در انقلاب و مبارزه نداشتند تئوریسین و مدعی امام و انقلاب شده اند و می گویند هدف از انقلاب جمهوری اسلامی نبود و با این کار ،  مردم و رای آنها را نادیده می گیرند.

آیت الله توسلی افزود : این نگاه بسیار خطرناک است چرا که حاضر می شود حتی به نام مصلحت و... آرای مردم را محترم نشمارد.

عضو مجمع روحانیون مبارز همچنین  به رواج  برخی خرافات در عزاداری ها اشاره و  با توجه به دیدگاه های مراجع و رهبر انقلاب ، خواهان انتقال پیام واقعی امام حسین به مردم و نسل جدید شد.


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه 1 بهمن1386 و ساعت 9:20 توسط یاران مرد بارانی |


هل من ناصر ینصرنی !؟

مگر نمي داند كه كسي نيست كه او را ياري كند؟

علي شريعتي

...خواهران، برادران!

اكنون شهيدان مرده‌اند، و ما مرده‌ها زنده هستيم. شهيدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستيم، آنها كه گستاخي آن‌ را داشتند كه ـ وقتي نمي‌توانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بي‌شرمان مانديم، صدها سال است كه مانده‌ايم. و جا دارد كه دنيا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبوني ـ بر حسين(ع) و زينب(س) ـ مظاهر حيات و عزت ـ مي‌گرييم، و اين يك ستم ديگر تاريخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزيزان باشيم.

امروز شهيدان پيام خويش را با خون خود گذاشتند و روي در روي ما بر روي زمين نشستند، تا نشستگان تاريخ را به قيام بخوانند.

در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاريخ ما، تشيع، عزيزترين گوهرهايي كه بشريت آفريده است، حيات بخش ترين ماده‌هايي كه به تاريخ، حيات و تپش و تكان مي‌دهد، و خدايي ترين درسهايي كه به انسان مي‌آموزد كه مي‌تواند تا «خدا» بالا رود، نهفته است و ميراث همه اين سرمايه‌هاي عزيز الهي به دست ما پليدان زبون و ذليل افتاده است.

ما وارث عزيزترين امانت‌هايي هستيم كه با جهادها و شهادت‌ها و با ارزش‌هاي بزرگ انساني، در تاريخ اسلام، فراهم آمده است و ما وارث اينهمه هستيم، و ما مسؤول آن هستيم كه امتي بسازيم از خويش، تا براي بشريت نمونه باشيم. «وكذالك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا» خطاب به ماست.

ما مسئول اين هستيم كه با اين ميراث عزيز شهدا و مجاهدانمان و امامان و راهبرانمان و ايمانمان و كتابمان، امتي نمونه بسازيم تا براي مردم جهان شاهد باشيم و شهيد باشيم و پيامبر(ص) براي ما نمونه و شهيد باشد.

رسالتي به اين سنگيني، رسالت حيات و زندگي و حركت بخشيدن به بشريت، بر عهده ماست، كه زندگي روزمره‌مان را عاجزيم!

خدايا! اين چه حكمت است؟

و ما كه در پليدي و منجلاب زندگي روزمره جانوريمان غرقيم، بايد سوگوار و عزادار مردان و زنان و كودكاني باشيم كه در كربلا براي هميشه، شهادتشان و حضورشان را در تاريخ و در پيشگاه خدا و در پيشگاه آزادي به ثبت رسانده‌اند.

خدايا اين باز چه مظلوميتي بر خاندان حسين؟

اكنون شهيدان كارشان را به پايان رسانده‌اند. و ما شب شام غريبان مي‌گرييم، و پايانش را اعلام مي‌كنيم و مي‌بينيم چگونه در جامعه گريستن بر حسين (ع)، و عشق به حسين (ع)، با يزيد همدست و همداستانيم؟ او كه مي‌خواست اين داستان به پايان برسد.

اكنون شهيدان كارشان را به پايان برده‌اند و خاموش رفته‌اند، همه‌شان، هر كدامشان، نقش خويش را خوب بازي كرده‌اند. معلم، مؤذن، پير، جوان، بزرگ، كوچك، زن، خدمتكار، آقا، اشرافي و كودك، هر كدام به نمايندگي و به‌عنوان نمونه و درسي به همه كودكان و به همه پيران و به همه زنان، و به همه بزرگان و به همه كوچكان! مردني به اين زيبايي و با اينهمه حيات را انتخاب كرده‌اند.

اينها دو كار كردند، اين شهيدان امروز دو كار كردند، از كودك حسين (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاري قرآن تا آن معلم اطفال كوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خويشاوند يا بيگانه، و تا آن مرد اشرافي و بزرگ و باحيثيت در جامعه خود و تا آن مرد عاري از همه فخرهاي اجتماعي، همه برادرانه در برابر شهادت ايستادند تا به همه مردان، زنان، كودكان و همه پيران و جوانان هميشه تاريخ بياموزند كه بايد چگونه زندگي كنند ـ اگر مي‌توانند ـ و چگونه بميرند ـ اگر نمي‌توانند.

اين شهيدان كار ديگري نيز كردند: شهادت دادند با خون خويش ـ نه با كلمه ـ شهادت دادند، در محكمه تاريخ انسان. هر كدام به نمايندگي صنف خودشان. شهادت دادند كه در نظام واحد حاكم بر تاريخ بشري ـ نظامي كه سياست را و اقتصاد را و مذهب را و هنر را، و فلسفه و انديشه را و احساس را و اخلاق را و بشريت را همه را ابزار دست مي‌كند تا انسان‌ها را قرباني مطامع خود كند و از همه چيز پايگاهي براي حكومت ظلم و جور و جنايت بسازد ـ همه گروه‌هاي مردم و همه ارزش‌هاي انساني محكوم شده است.

يك حاكم است بر همه تاريخ، يك ظالم است كه بر تاريخ حكومت مي‌كند، يك جلاد است كه شهيد مي‌كند و در طول تاريخ، فرزندان بسياري قرباني اين جلاد شده‌اند، و زنان بسياري در زير تازيانه‌هاي اين جلاد حاكم بر تاريخ، خاموش شده‌اند، و به قيمت خونهاي بسيار، آخور آباد كرده‌اند و گرسنگي‌ها و بردگي‌ها و قتل عام‌هاي بسيار در تاريخ از زنان و كودكان شده است، از مردان و از قهرمانان و از غلامان و معلمان، در همه زمانها و همه نسلها.

و اكنون حسين (ع) با همه هستي‌اش آمده است تا در محكمه تاريخ، در كنار فرات شهادت بدهد:

شهادت بدهد به سود همه مظلومان تاريخ.

شهادت بدهد به نفع محكومان اين جلاد حاكم بر تاريخ.

شهادت بدهد كه چگونه اين جلاد ضحاك، مغز جوانان را در طول تاريخ مي‌خورده است.با علي اكبر (ع) شهادت بدهد!

و شهادت بدهد كه در نظام جنايت‌ و در نظامهاي جنايت چگونه قهرمانان مي‌مردند. با خودش شهادت بدهد!

و شهادت بدهد كه در نظام حاكم بر تاريخ چگونه زنان يا اسارت را بايد انتخاب مي‌كردند و ملعبه حرمسراها مي‌بودند يا اگر آزاد بايد مي‌ماندند بايد قافله‌دار اسيران باشند و بازمانده شهيدان، با زينبش!

و شهادت بدهد كه در نظام ظلم و جور و جنايت، جلاد جائر بر كودكان شيرخوار تاريخ نيز رحم نمي‌كرده است. با كودك شيرخوارش!

و حسين (ع) با همه هستي‌اش آمده است تا در محكمه جنايت تاريخ به‌ سود كساني كه هرگز شهادتي به سودشان نبوده است و خاموش و بي دفاع مي‌مردند، شهادت بدهد.

اكنون محكمه پايان يافته است و شهادت حسين (ع) و همه عزيزانش و همه هستي‌اش با بهترين امكاني كه در اختيار جز خدا هست، رسالت عظيم الهي‌اش را انجام داده است.

دوستان!

در اين تشيعي كه، اكنون به اين شكل كه مي‌بينيم درآمده است و هر كس بخواهد از آن تشيع راستين جوشان بيدار كننده، سخن بگويد، پيش از دشمن، به دست دوست قربانيش مي‌كنند، درسهاي بزرگ و پيامهاي بزرگ، و غنيمت‌هاي بسيار و ارزش‌هاي بزرگ و خدايي و سرمايه‌هاي عزيز و روح‌هاي حيات بخش به جامعه و ملت و نژاد و تاريخ نهفته است.

يكي از بهترين و حيات‌بخش‌ترين سرمايه‌هايي كه در تاريخ تشيع وجود دارد، شهادت است.

ما از وقتي كه، به‌گفته جلال «سنت شهادت را فراموش كرده‌ايم، و به مقبره‌داري شهيدان پرداخته‌ايم، مرگ سياه را ناچار گردن نهاده‌ايم» و از هنگامي كه به جاي شيعه علي (ع) بودن و از هنگامي كه به‌جاي شيعه حسين (ع) بودن و شيعه زينب (س) بودن، يعني «پيرو شهيدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهيدان شده‌اند و بس، در عزاي هميشگي مانده‌ايم!

چه هوشيارانه دگرگون كرده‌اند پيام حسين (ع) را و ياران بزرگ و عزيز و جاويدش را، پيامي كه خطاب به همه انسانهاست.

اين كه حسين (ع) فرياد مي‌زند ـ پس از اين كه همه عزيزانش را در خون مي‌بيند و جز دشمن و كينه توز و غارتگر در برابرش نمي‌بيند ـ فرياد مي‌زند كه «آيا كسي هست كه مرا ياري كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ينصرني؟» مگر نمي داند كه كسي نيست كه او را ياري كند و انتقام گيرد؟ اين سؤال، ‌سؤال از تاريخ فرداي بشري است و اين پرسش از آينده است و از همه ماست. و اين سؤال انتظار حسين (ع) را از عاشقانش بيان مي‌كند و دعوت شهادت او را به همه كساني كه براي شهيدان حرمت و عظمت قايلند اعلام مي‌نمايد.

اما اين دعوت را، اين انتظار ياري از او را، اين پيام حسين (ع) را ـ كه «شيعه مي‌خواهد» و در هر عصري و هر نسلي، شيعه مي‌طلبد ما خاموش كرديم به اين عنوان كه به مردم گفتيم كه حسين (ع) اشك مي‌خواهد. ضجه مي‌خواهد و دگر هيچ، پيام ديگري ندارد. مرده است و عزادار مي‌خواهد، نه شاهد شهيد حاضر در همه جا و همه وقت و «پيرو».

آري، اين چنين به ما گفته‌اند و مي‌گويند!

هر انقلابي دو چهره دارد: چهره اول: ‌خون، چهره دوم: پيام.

و شهيد يعني حاضر، كساني كه مرگ سرخ را به دست خويش به عنوان نشان دادن عشق خويش به حقيقتي كه دارد مي‌ميرد و به عنوان تنها سلاح براي جهاد در راه ارزشهاي بزرگي كه دارد مسخ مي‌شود انتخاب مي‌كنند، شهيدند حي و حاضر و شاهد و ناظرند، نه تنها در پيشگاه خدا كه در پيشگاه خلق نيز و در هر عصري و قرني و هر زمان و زميني.

و آنها كه تن به هر ذلتي مي‌دهند تا زنده بمانند، مرده‌هاي خاموش و پليد تاريخند، و ببينيد كه آيا كساني كه سخاوتمندانه با حسين (ع) به قتلگاه خويش آمده‌اند و مرگ خويش را انتخاب كرده‌اند، در حالي كه صدها گريزگاه آبرومندانه براي ماندنشان بود، و صدها توجيه شرعي و ديني براي زنده ماندنشان بود، توجيه و تاويل نكرده‌اند و مرده‌اند، اينها زنده هستند؟ آيا آنها كه براي ماندشان تن به ذلت و پستي رها كردن حسين (ع) و تحمل كردن يزيد دادند؟ كدام هنوز زنده‌اند؟

هركس زنده بودن را فقط در يك لش متحرك نمي‌بيند، زنده بودن و شاهد بودن حسين (ع) را با همه وجودش مي‌بيند، حس مي‌كند و مرگ كساني را كه به ذلت‌ها تن داده‌اند، تا زنده بمانند، مي‌بيند.

آنها نشان دادند، شهيد نشان مي‌دهد و مي‌آموزد و پيام مي‌دهد كه در برابر ظلم و ستم، اي كساني كه مي‌پنداريد: «نتوانستن از جهاد معاف مي‌كند»، و اي كساني كه مي‌گوييد: «پيروزي بر خصم هنگامي تحقق دارد كه بر خصم غلبه شود»، نه! شهيد انساني است كه در عصر نتوانستن و غلبه نيافتن، با مرگ خويش بر دشمن پيروز مي‌شود و اگر دشمنش را نمي‌كشد، رسوا مي‌كند.

و شهيد قلب تاريخ است، هم‌چنان‌كه قلب به رگهاي خشك اندام، خون، حيات و زندگي مي‌دهد. جامعه‌اي كه رو به مردن مي‌رود، جامعه‌اي كه فرزندانش ايمان خويش را به خويش از دست داده‌اند و جامعه‌اي كه به مرگ تدريجي گرفتار است، جامعه‌اي كه تسليم را تمكين كرده است، جامعه‌اي كه احساس مسؤوليت را از ياد برده است، و جامعه‌اي كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است، و تاريخي كه از حيات و جنبش و حركت و زايش بازمانده است، شهيد همچون قلبي، به اندام‌هاي خشك مرده بي‌رمق اين جامعه، خون خويش را مي‌رساند و بزرگ‌ترين معجزه شهادتش اين است كه به يك نسل،‌ ايمان جديد به خويشتن را مي‌بخشد.

شهيد حاضر است و هميشه جاويد.

كي غايب است؟

حسين (ع) يك درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نيمه‌تمام گذاشتن حج و به سوي شهادت رفتن است. حجي كه همه اسلافش، اجدادش، جدش و پدرش براي احياي اين سنت، جهاد كردند. اين حج را نيمه‌تمام مي‌گذارد و شهادت را انتخاب مي‌كند، مراسم حج را به پايان نمي‌برد تا به همه حج‌گزاران تاريخ، نمازگزاران تاريخ، مؤمنان به سنت ابراهيم، بياموزد كه اگر امامت نباشد، اگر رهبري نباشد، اگر هدف نباشد، اگر حسين (ع) نباشد و اگر يزيد باشد، چرخيدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوي است. در آن لحظه كه حسين (ع) حج را نيمه‌تمام گذاشت و آهنگ كربلا كرد، كساني كه به طواف، هم‌چنان در غيبت حسين، ادامه دادند، مساوي هستند با كساني كه در همان حال، بر گرد كاخ سبز معاويه در طواف بودند، زيرا شهيد كه حاضر نيست در همه صحنه‌هاي حق و باطل، در همه جهادهاي ميان ظلم و عدل، شاهد است، حضور دارد، مي‌خواهد با حضورش اين پيام را به همه انسان‌ها بدهد كه وقتي در صحنه نيستي، وقتي از صحنه حق و باطل زمان خويش غايبي، هركجا كه خواهي باش!

وقتي در صحنه حق و باطل نيستي، وقتي كه شاهد عصر خودت و شهيد حق و باطل جامعه‌ات نيستي، هركجا كه مي‌خواهي باشد، چه به نماز ايستاده باشي، چه به شراب نشسته باشي، هر دو يكي است.

شهادت «حضور در صحنه حق و باطل هميشه تاريخ» است.

و غيبت؟!

آنهايي كه حسين (ع) را تنها گذاشتند و از حضور و شركت و شهادت غايب شدند، اينها همه با هم برابرند، هرسه يكي‌اند:

چه آنهايي كه حسين (ع) را تنها گذاشتند تا ابزار دست يزيد باشد و مزدور او، و چه آنهايي كه در هواي بهشت، به كنج خلوت عبادت خزيدند و با فراغت و امنيت، حسين (ع) را تنها گذاشتند و از درد سر حق و باطل كنار كشيدند و در گوشه محراب‌ها و زاويه خانه‌ها به عبادت خدا پرداختند و چه آنهايي كه مرعوب زور شدند و خاموش ماندند. زيرا در آن‌جا كه حسين(ع) حضور دارد ـ و در هر قرني و عصري حسين (ع) حضور دارد ـ هركس كه در صحنه او نيست، هركجا كه هست، يكي است، مؤمن و كافر، جاني و زاهد، يكي است. اين است معنا اين اصل تشيع كه قبول هر عملي يعني ارزش هر عملي به امامت و به رهبري و به ولايت بستگي دارد! اگر او نباشد، همه چيز بي‌معناست و مي‌بينيم كه هست.

و اكنون حسين حضور خودش را در همه عصرها و در برابر همه نسل‌ها، در همه جنگ‌ها و در همه جهادها، در همه صحنه‌هاي زمين و زمان اعلام كرده است، در كربلا مرده است تا در همه نسل‌ها و عصرها بعثت كند.

و تو، و من، ما بايد بر مصيبت خويش بگرييم كه حضور نداريم.

آري، هر انقلابي دو چهره دارد؛ خون و پيام! رسالت نخستين را حسين(ع) و يارانش امروز گزاردند، رسالت خون را، رسالت دوم، رسالت پيام است. پيام شهادت را به گوش دنيا رساندن است. زبان گوياي خونهاي جوشان و تن‌هاي خاموش، در ميان مردگان متحرك بودن است. رسالت پيام از امروز عصر آغاز مي‌شود. اين رسالت بر دوش‌هاي ظريف يك زن، «زينب» (س)! ـ زني كه مردانگي در ركاب او جوانمردي آموخته است! ـ و رسالت زينب (س) دشوارتر و سنگين‌تر از رسالت برادرش.

آنهايي كه گستاخي آن را دارند كه مرگ خويش را انتخاب كنند، تنها به يك انتخاب بزرگ دست زده‌اند، اما كار آنها كه از آن پس زنده مي‌مانند دشوار است و سنگين. و زينب مانده است، كاروان اسيران در پي‌اش، وصف‌هاي دشمن، تا افق، در پيش راهش، و رسالت رساندن پيام برادر بر دوشش، وارد شهر مي‌شود، از صحنه برمي‌گردد، آن باغهاي سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پيراهنش بوي گلهاي سرخ به مشام مي‌رسد، وارد شهر جنايت، پايتخت قدرت، پايتخت ستم و جلادي شده است، آرام، پيروز، سراپا افتخار، بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور، و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فرياد مي‌زند:

«سپاس خداوند را كه اين همه كرامت و اين همه عزت به خاندان ما عطا كرد: افتخار نبوت، افتخار شهادت...»

زينب رسالت رساندن پيام شهيدان زنده اما خاموش را به دوش گرفته است، زيرا پس از شهيدان او به جا مانده است و اوست كه بايد زبان كساني باشد كه به تيغ جلادان زبانشان برده است.

اگر يك خون پيام نداشته باشد، در تاريخ گنگ مي‌ماند و اگر يك خون پيام خويش را به همه نسل‌ها نگذارد، جلاد، شهيد را در حصار يك عصر و يك زمان محبوس كرده است. اگر زينب پيام كربلا را به تاريخ باز نگويد، كربلا در تاريخ مي‌ماند، و كساني كه به اين پيام نيازمندند از آن محروم مي‌مانند، و كساني كه با خون خويش، با همه نسل‌ها سخن مي‌گويند، سخنشان را كسي نمي‌شنود. اين است كه رسالت زينب سنگين و دشوار است. رسالت زينب پيامي است به همه انسان‌ها، به همه كساني كه بر مرگ حسين(ع) مي‌گريند و به همه كساني كه در آستانه حسين سر به خضوع و ايمان فرود آورده‌اند، و به همه كساني كه پيام حسين(ع) را كه «زندگي هيچ نيست جز عقيده و جهاد» معترفند؛ پيام زينب به آنهاست كه:
 
«اي همه! اي هركه با اين خاندان پيوند و پيمانداري، و اي هركس كه به پيام محمد مؤمني، خود بينديش، انتخاب كن! در هر عصري و در هر نسلي و در هر سرزميني كه آمده‌اي، پيام شهيدان كربلا را بشنو، بشنو كه گفته‌اند: كساني مي‌توانند خوب زندگي كنند كه مي‌توانند خوب بميرند. بگو اي همه كساني كه به پيام توحيد، به پيام قرآن، و به راه علي (ع) و خاندان او معتقديد، خاندان ما پيامشان به شما، اي همه كساني كه پس از ما مي‌آييد، اين است كه اين خانداني است كه هم هنر خوب مردن را، زيرا هركس آن‌چنان مي‌ميرد كه زندگي مي‌كند. و پيام اوست به همه بشريت كه اگر دين داريد، «دين» و اگر نداريد «حريت» ـ آزادگي بشر ـ مسؤوليتي بر دوش شما نهاده است كه به عنوان يك انسان ديندار، يا انسان آزاده، شاهد زمان خود و شهيد حق و باطلي كه در عصر خود درگير است، باشيد كه شهيدان ما ناظرند، آگاهند، زنده‌اند و هميشه حاضرند و نمونه عمل‌اند و الگوي‌اند و گواه حق و باطل و سرگذشت و سرنوشت انسان‌اند.»

و شهيد، يعني به همه اين معاني.

هر انقلابي دو چهره دارد:

خون و پيام
 
و هركسي اگر مسؤوليت پذيرفتن حق را انتخاب كرده است و هر كسي كه مي‌داند مسؤوليت شيعه بودن يعني چه، مسؤوليت آزاده انسان بودن يعني چه، بايد بداند كه در نبرد هميشه تاريخ و هميشه زمان و همه جاي زمين ـ كه همه صحنه‌ها كربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ بايد انتخاب كنند: يا خون را، يا پيام را، يا حسين بودن يا زينب بودن را، يا آن‌چنان مردن را، يا اين‌چنين ماندن را. اگر نمي‌خواهد از صحنه غايب باشد.

عذر مي‌خواهم، در هر حال وقت گذشته است و ديگر فرصت نيست و حرف بسيار است و چگونه مي‌شود با يك جلسه، از چنين معجزه‌اي كه حسين در تاريخ بشر ساخته است و زينب پرداخته است، سخن گفت؟

آن‌چه مي‌خواستم بگويم حديث مفصلي است كه در اين مجمل مي‌گويم به عنوان رسالت زينب، «پس از شهادت» كه:

«آنها كه رفتند، كاري حسيني كردند،

و آنها كه ماندند، بايد كاري زينبي كنند، وگرنه يزيدي‌اند»!...


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه 1 بهمن1386 و ساعت 9:17 توسط یاران مرد بارانی |