
|
تورکون دیلی تک سئوگیلی ایسته کلی دیل اولماز اؤزگه دیله قاتسان بو اصیل دیل اصیل اولماز اؤز شعرینی فارسا – عربه قاتماسا شاعیر شعری اوخویانلار ، ائشیدنلر کسیل اولماز فارس شاعری چوخ سؤزلرینی بیزدن آپارمیش « صابیر » کیمی بیر سفره لی شاعیر پخیل اولماز تورکون مثلی ، فولکلوری دونیادا تک دیر خان یورقانی ، کند ایچره مثل دیر ، میتیل اولماز آذر قوشونو ، قیصر رومی اسیر ائتمیش کسری سؤزودور بیر بئله تاریخ ناغیل اولماز پیشمیش کیمی شعرین ده گرک داد دوزو اولسون کند اهلی بیلرلر کی دوشابسیز خشیل اولماز سؤزلرده جواهیر کیمی دیر ، اصلی بدلدن تشخیص وئره ن اولسا بو قدیر زیر – زیبیل اولماز شاعیر اولابیلمزسن ، آنان دوغماسا شاعیر مس سن ، آبالام ، هر ساری کؤینک قیزیل اولماز چوخ قیسسا بوی اولسان اولیسان جن کیمی شئیطان چوق دا اوزون اولما ، کی اوزوندا عاغیل اولماز مندن ده نه ظالیم چیخار ، اوغلوم ، نه قیصاص چی بیر دفعه بونی قان کی ایپکدن قزیل اولماز آزاد قوی اوغول عشقی طبیعتده بولونسون داغ – داشدا دوغولموش ده لی جیران حمیل اولماز انسان اودی دوتسون بو ذلیل خلقین الیندن الله هی سئوه رسن ، بئله انسان ذلیل اولماز چوق دا کی سرابین سویی وار یاغ – بالی واردیر باش عرشه ده چاتدیرسا ، سراب اردبیل اولماز ملت غمی اولسا ، بو جوجوقلار چؤپه دؤنمه ز اربابلاریمیزدان دا قارینلار طبیل اولماز دوز واختا دولار تاختا – طاباق ادویه ایله اونداکی ننه م سانجیلانار زنجفیل اولماز بو « شهریار » ین طبعی کیمی چیممه لی چشمه کوثر اولا بیلسه دئمیرم ، سلسبیل اولماز
سوزلرآذربايجانين شيرين ديلي اوغلي محمدحسين شهرياردان ياعلي مدد!!! |
در 31 شهريور 1359 رژيم بعثي عراق با تصميم و طرح قبلي و با هدف برانداختن نظام نوپاي جمهوري اسلامي جنگي تمام عيار را عليه ايران اسلامي آغاز كرد. صدام حسين رييس جمهورمعدوم عراق با ظاهر شدن در برابر دوربينهاي تلويزيون عراق با پاره كردن قرارداد 1975 الجزاير، آغاز تجاوز رژيم بعثي به خاك ايران را اعلام كرد . جنگي نابرابر در شرايطي به ايران اسلامي تحميل شد كه از جانب استكبار جهاني بويژه آمريكا تحت فشار شديدي قرار داشت و در داخل کشور نيز جناح هاي وابسته به غرب و شرق، با ايجاد هياهوي تبليغاتي و ايجاد درگيريهاي نظامي در صدد تضعيف نظام بودند و نيروهاي نظامي نيز به خاطر تبعات قهري انقلاب، هنوز مراحل بازسازي و ساماندهي را به طور كامل پشت سر ننهاده بودند. ارتش عراق كه بر اساس محاسبات خود از وضعيت داخلي و خارجي ايران، فتح يك هفتهاي تهران را در سر ميپرورانيد، در روزهاي نخست تجاوز، بدون مانعي جدي در مرزها تا دروازههاي اهواز و خرمشهر پيش تاخت. در چنين شرايطي امام خمینی (ره) به خروش آمد و نداي ملكوتيش دلهاي شيفتگان انقلاب و نظام را متوجه دفاع از كيان جمهوري اسلامي نمود؛ بطوريكه، نيروهاي مردمي بدون امكانات و تجهيزات و حتي آموزشهاي نظامي به دفاع و مقاومت پرداختند و دفاع مقدس مردم مسلمان و انقلابي ايران شكل گرفت و نيروهاي جوان و شهادت طلب به جبههها شتافتند. پس از شكلگيري اتحاد و انسجام در ميان نيروهاي انقلابي حماسهاي مقدس شكل گرفت كه در تاريخ ايران اسلامي بيسابقه بود. حماسه دفاع مقدسی كه بركات و دستاوردهاي بينهايتي را براي ملت ايران به ارمغان آورد. به مناسبت بزرگداشت اين همه مجاهدت و ايثار هرسال 31 شهريور تا ششم مهرماه به عنوان هفته دفاع مقدس نامگذاري شده است . ياد و خاطره همه ازجان گذشتگان همه شهداي دوران دفاع مقدس و رشادت ها ي جانبازان و آزادگان و خانواده هاي معظم آنها را دراين روزها گرامي ميداريم .





![]()

شهادت برازنده قامت اين مردان بزرگ بوددر این هفته یاد وخطره همه آنها به خصوص شهدای شهرستانهای مرند و جلفا و حومه را گرامی میداریم
يا علي مدد !!!

پس از فروپاشى شوروى و با فروکش كردن جنگ سرد، جهان وارد مرحلهى تازهاى از لحاظ بلوک بندى سياسى شد. هانتينگتون اين وضعيت را به عنوان وضعيت خاصى از سيطره تمدن غربى تصريح کرد که در آن موجوديتهاى جديدى در حال شکلگيرى هستند، اين موجوديتهاى جديد، توان تکنولوژيک و تمدنى غرب را مورد حمله قرار مىدهند. هانيتگتون اين واقعيت را به شکل نظريه برخورد تمدنها ارائه کرد. اما اين تئورى تنها گزارشگر واقعيت وضع موجود نبود بلکه دولتمردان آمريکايى را به سمتى هدايت مىکرد که در آن بايد آمادگى لازم براى درگيرى با تمدنهاى مختلف يعنى تمدن اسلامى و تمدن غرب بدست آيد. در چنين وضعيتى تمدن اسلامى مى بايست توانايى دستهبندى و ائتلاف نداشته باشد و تمدن غربى سيطره امور را در دست بگيرد و در نبود رقابت بين دو ابر قدرت هويتهاى تازه و موجوديتهاى مستقل و قوى از سوى نيروهايى غير از تمدن غربى نبايست شکل گيرند.
توصيههاى هانتينگتون به سياستمداران بسيار خطرناک بود ، زيرا اين پروژه به دنبال راهکارى بودکه در پى شيوههايى براى تفرقه افکنى در درون حوزههاى تمدنى اسلامى است تا از سويى کشورهاى اسلامى با هم متحد نشوند و از سوى ديگر بين تمدن اسلام با ساير تمدنها جدايى بيافتد.درچنين فضائي سيد محمد خاتمى توانست صداى گفتوگو را به گوش جهانيان برساند اودركسوت رئيس جمهور يك كشور اسلامي با مقبوليت و مشروعيتي برگرفته از بيش از 20 ميليون راي در انتخابات اين بار به عنوان يک شخصيت روحانى و فرهنگى آگاه و انديشمند و آشنا به علوم جديد و قديم ، با ايده جنگ افروزى و تحريک خشونت وبا تفکرى که اسلام را صرفا مبتنى بر نفى ديگرى مىداند، مخالفت کرد. پيام ايشان از يک واقعيت جهانى ناشى مى شد که جهان امروز به جاى تفرقه و خشونت نياز به همکارى و هم فکرى دارد و تمدنها به جاى اينکه مقابل هم باشند با حفظ اصول و پايههاى تمدنى خود لازم است در کنار هم باشند.و در اين ميان وظيفه دولت مردان جهان را ايجاد پلهايى ميان تمدنها دانست كه باايجاد پلهايى ميان تمدنها، براى رفتو آمد و دادوستد ملت ها پيش زمينه هاى لازم رافراهم نمايند تا تمدنها با هويت قابل اتکاي خود با ديگرى رابطه مستقلانهاى برقرار کنند و تمدنهاى مستقل بتوانند با هم داد وستد مستقل داشته باشند و اين نياز به فهم و شناخت از خود و ديگرى دارد در گفت وگوى تمدنها، مردم، کشورها و دولتها آموزههايى از يکديگر در مى يابند و در اين حالت هميشه دو طرف وضعيت برد- برد دارد. اما در تخاصم وضعيت به گونهاى ديگرى است و طرف مورد سلطه همه چيز خود را از دست مىدهد. زمانى نظريه گفتگوي تمدنها مطرح شدكه جهان با توجه به شرايط يك جانبه نگرانه غرب پس از جنگ سرد از آن استقبال کرد و اين ايده مورد پذيرش جهانيان قرار گرفت، زيرا همهى ملتها وحشتى از درست از آب درآمدن نظريه هانتينگتون يعنى شکل گيرى فضاى خونين ناشى از جنگهاى تمدنى داشتند. براى همين جهانيان دور هم جمع شدند و به اين فکر افتادند تا در فضاى کنونى، تفاهم و همکارى ميان کشورهاى مختلف را به عنوان هدف اصلى فعاليت هايشان قرار دهند. زمانى که اين پيشنهاد در سال 2000 در مجمع عمومى سازمان ملل متحداز سوى سيد محمد خاتمى مطرح شد، مورد پذيرش مجمع عمومى واقع شد و سال 2001 سال گفت وگوى تمدنها نام گرفت و در اين راستا، برنامهها و همايشهايى نيز برگزار شد و سازمان ملل به مدت پنج سال راسا با بودجه اى اختصاصى از اين پيشنهاد حمايت کرد.
نظريه گفتوگوى تمدنها بر همه فضاسازى ها عليه ايران خط بطلان کشيد در جهان امروز ايران وضعيت ويژهاى دارد، ايران از سويى مسلمان و مهمتر از آن نماينده شيعيان جهان است. ايرانيان با همسايههاي خود ريشههاى تمدنى دارند ، با وقوع انقلاب اسلامى در ايران اين تصورباطل که دين امرى شخصى و فراموش شونده در زندگى بشرى از ديد جامعه شناسانه است به فراموشى سپرده شد و دين از حالتى غير مرتبط با زندگى روزمره، به عامل اصلى زندگى روزمره ايرانيان درآمد. که وضعيتى جديد را در روابط با غرب به وجود آورد. دين به امرى اساسى در روابط اجتماعى ، بينالمللى و سياسى تبديل شد. ايران به جهان نشان داد دين امرى محو شونده از زندگى اجتماعى نيست بلکه امرى بسيار قوى در شکلدهى به روابط اجتماعى و در تصميم سازى است. متاسفانه با افراط گري وتندخوئي وسوء برداشت برخي ها ، از اين حرکت به عناوينى چون بنيانگرايى و افراط گرايى در غرب تعبير شد. در حالى که ذات اين حرکت در ايران، بسيار نوگرا، عقلانى و پيش رونده بود. در چنين شرايطى، سخن از گفتوگوى تمدنها از سوى ايران، اسلام را به عنوان دين تفاهم و گفتوگو معرفى کرد. ايران نقش بزرگى در تمدن بشرى داشته است و در گذرگاه تحولات فرهنگى شرق و غرب بوده است بنابراين وضعيت گذشته ايران، آن را موفق در ارائه اين بحث نشان داد واعلام اين نظريه توسط آقاى خاتمى در عين غير منتظره بودن فضا را براى شنيده شدن حرف آقاى خاتمى در جهان مهيا کرد و خط بطلانى بر نظريهها و فضاسازى هاي عليه ايران واسلام کشيد.
يا علي مدد!!!

سرمايه هاي اجتماعي، انجمن ها ، اتحاديه ها و نهادهاو سازمان هائي هستند كه جامعه آنها را براي بهروزي اجتماعي و فرهنگي وسياسي و اقتصادي و....خود مي سازدو بايد آنها را حفظ و حراست كرده و ارتقاء دهد. افزايش مشاركت مردمي در انجمنهاي مدني، نشانگر اعتماد مردم به حاكميت است و در رشدابعاد مختلف اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي به خصوص اقتصادي تاثيرگذار خواهد بود.
سرمايه هاي اجتماعي ماهيت سرريزي به نفع ديگران دارندو ضعف و قوت سرمايههاي اجتماعي به دولتها و عملكرد آنها بستگي داردو عدم توجه به آنها آثار زيانبار زيادي دارد . در دولتهايي كه به صداي شهروندان و سرمايه هاي اجتماعي گوش داده ميشود و براي آنها ارزش داده ميشود ، مردم و سرمايه هاي اجتماعي در سياستگذاري ها و اجرا با دولت ها همكاري كرده و با هم افزائي باعث كارآمدي دولتها ميشوند . يكي ازمهمترين فوائد سرمايه هاي اجتماعي جمع افكارهم فاز حول محور يك تيم كاري با حوزه مشخص و همراه است كه جنبه هم افزائي تيمي داشته و باعث ارتقا و بهرور شدن استعدادهاي گروهي است همچنين فراهم كننده بهترين و قابل اتكا ترين محفل براي ارائه باز تعريف و نقد و بررسي ارزش هاي فكري حاكم برجامعه و نقد وبررسي آنهاست وعامل منسجم و مطمئن و قابل رديابي افكار انتقادي نسبت به وضع حاكم و يادآوري خطوط قرمز قرارهاي اجتماعي و يادآوري رسالت حاكمان و حدود اختيارات آنهاست به گونه اي كه حاكمان با عبور از حدود منبعث از قراراجتماعي پا روي حقوق ملت نگذارند .
وجود سرمايه هاي اجتماعي قانوني ترين شكل نهادينه شده احزاب ، گروهها ، اتحاديه ها و ... به عنوان ابزاري مطمئن و هدفمند براي اداي وظيفه واجب امر به معروف و نهي از منكر به عنوان يكي از مسلمات موكد ديني در قالب فروع دين در بعد وسيع اجتماعي است كه به صراحت هم در آموزه هاي دين اسلام بر آن تاكيد شده است و هم جزو اصول مصرح قانون اساسي جمهوري اسلامي است و بايد براي كمك به حفظ حقوق ملت و جلوگيري از تخطي حاكميت از حدود قانوني از آنها حمايت كرد و زمينه رشد و ارتقا و بالندگي آن را در همه ابعادش فراهم كرد البته پرواضح است سو استفاده كننده گاني كه به نام دفاع از حقوق ملت و با اثر انگشت بيگانگان عصباني از استقلال طلبي و آزادي خواهي ملت ايران و يا تحريك عوامل داخلي آنها سعي در به هم زدن نظم اجتماعي دارند ونقش اپوزسيون را دارند از دايره سرمايه هاي اجتماعي خارج هستند .
ياعلي مدد!!!

توسعه پايدار فرآيندي است كه فرصتها و امكان انتخاب انسان را گسترش و قابليتها او را افزايش ميدهدو لازمه توسعه پايدار توسعه انساني است . انسانها بازيگران اصلي و مجريان توسعه پايدارند. هدف از توسعه پايدار، توسعه دائمي قابليتهاي انساني است، بنابراين باتوسعه انساني ميتوان كمبود قابليتهاي موردنياز ديگر توسعه پايدار را جبران كرد.
هدف اصلي توسعه، بهرهمند ساختن انسان از مواهب توسعه و مفهوم واقعي بهرهمندي بهبود بخشيدن به كيفيت زندگي افراد است. افزايش درآمد و افزايش اشتغال دو ابزار ضروري براي توسعه است و نه اهداف آن. هدف توسعه بايد پرورش قابليت هاي انسان ها و گسترش آن باشد . مفهوم توسعه انساني، انسان را در مركز الگوهاي توسعه قرار مي دهد، نه درحاشيه آن. براي دست يافتن به الگوهاي توسعه انساني پايدار، تمام شكلهاي سرمايه، اعم از مادي ومعنوي بايد بازآفريني و حفظ وحراست شوند در اين حالت اهداف اجتماعي هدف دوم به حساب ميآيندبا توجه به اينكه برنامههاي اجتماعي بر محور انسان متمركز هستند برنامههايي از قبيل هويت فرهنگي، توسعه نهادها، توانمندسازي، تحرك اجتماعي و مشاركت وقتي معنيدار است كه شهروندان دولت را دولتي توانا ببينند، نه دولتي ضعيف و ناتوان.
براي توسعه پايدار، توسعه انساني و كارآفريني و سرمايه اجتماعي همه از لحاظ محتوايي در راستاي بهبود كيفيت زندگي مردم هستند ، در صورت انتخاب الگوي توسعه مناسب ميتوان بستر توسعه پايدار را فراهم كرد. به نظرنگارنده بهترين نوع الگوي توسعه ، توسعه از طريق كارآفريني است كه در آن انسان موتور محرك توسعه بوده و دولت كارآفرين نيز پشتيبان و بسترساز اين فضاي توسعه است .
ياعلي مدد!!!
زندگی استاد محمد حسین شهریار

محمد حسین فرزند آقا سید اسماعیل موسوی، معروف به حاج میرآقا خشكنابی، در سال ۱۳۲۵ هجری قمری (شهریور ماه ۱۲۸۶ هجری شمسی)، در بازارچه میرزا نصراله تبریز واقع در چای كنار، چشم به جهان گشود.
در سال ۱۳۲۸ هجری قمری، كه تبریز آبستن حوادث خونین وقایع مشروطیت بود، پدرش او را به روستای قیش قورشاق و خشكناب منتقل كرد و دوره كودكی استاد در آغوش طبیعت و روستا سپری شد كه منظومهی «حیدربابا» مولود آن خاطرات است. در سال ۱۳۳1 هجری قمری، پدرش او را برای ادامه تحصیل به تبریز باز آورد و او در نزد پدر شروع به فراگیری مقدمات ادبیات عرب نمود و در سال ۱۳۳۲ هجری قمری جهت تحصیل اصول جدید به مدرسه متحده وارد گردید. در همین سال، اولین شعر رسمی خود را سرود. سپس به آموختن زبان فرانسه و علوم دینی نیز پرداخت و از فراگیری خوشنویسی نیز دریغ نكرد كه بعدها كتابت قرآن ثمره همین تجربه میباشد. در سیزده سالگی، اشعار شهریار، با تخلص «بهجت»، در مجله ادب به چاپ میرسد. در بهمن ماه ۱۲۹۹ شمسی، برای اولین بار به تهران مسافرت میكند و در سال ۱۳۰۰، توسط لقمان الملك جراح، در دارالفنون به تحصیل میپردازد. شهریار در تهران تخلص به بهجت را نپسندیده و تخلص شهریار را پس از دو ركعت نماز و تفأل از حافظ میگیرد:غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم روم به شهر خود و شهریار خود باشم شهریار، از بدو ورود به تهران، با استاد ابوالحسن صبا آشنا میشود و نواختن سه تار و مشق ردیفهای سازی موسیقی ایرانی را از او فرا میگیرد. او، همزمان با تحصیل در دارالفنون، به ادامه تحصیلات علوم دینی میپرداخت و در مسجد سپهسالار در حوزه درس شهید سید حسن مدرس حاضر میشد. در سال ۱۳۰۳، وارد مدرسه طب میشود و از این پس زندگی شورانگیز و پرفراز و نشیب او آغاز میگردد. در سال ۱۳۱۳، زمانی كه شهریار در خراسان بود، پدرش حاج میرآقا خشكنابی، به دیدار حق میشتابد. او سپس در سال1314 به تهران بازگشته و از این پس آوازه شهرت او از مرزها فراتر میرود. شهریار شعر فارسی و تركی را با مهارت تمام میسراید و در سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر جاودانه خود «حیدربابایه سلام» را خلق میكند و برای همیشه به یادگار میگذارد. منظومه حیدربابا تنها در جمهوریهای شوروی سابق به ۹۰ درصد زبانهای موجود ترجمه و منتشر شده است.در تیرماه ۱۳۳۱، مادرش دار فانی را وداع میكند. در مرداد ماه ۱۳۳۲، به تبریز میآيد و با یكی از منسوبین خود، به نام خانم عزیزه عمید خالقی، ازدواج میكند كه حاصل این ازدواج سه فرزند به نامهای شهرزاد و مریم و هادی هستند.
در حدود سالهای ۱۳۴۶، شروع به نوشتن قرآن به خط زیبای نسخ نمود كه یك ثلث آن را به اتمام رساند. در اين زمان، دیوان اشعار فارسی استاد نیز چندین بار چاپ و بلافاصله نایاب شده است. در مدت اقامت در تبریز، موفق به خلق اثر ارزنده «سهندیه» در رمانتیك تركی میشود. در سال ۱۳۵۰، مجدداً به تهران مسافرت میكند و تجلیلهای متعددی از شهریار به عمل میآید.در اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۳، تجلیل باشكوهی از استاد در تبریز به عمل آمد. استاد شهریار، به لحاظ سرودن اشعار كم نظیر در مدح امیرمؤمنان و ائمهاطهار علیهالسلام، به «شاعر اهل بیت(ع)» شهرت یافته است. او پس از یك دوره بیماری، در ۲۷ شهریور ماه ۱۳۶۷، دار فانی را وداع گفت و در مقبرةالشعرای تبریز به خاك سپرده شد.

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟
نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی،حالا چرا؟
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان تو ام فردا چرا؟
نازنینا! ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن،با ما چرا؟
وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار
این همه غافل شدن از چون من شیدا چرا؟
آسمان چو مجمع مشتاقان پریشان می کنی
در شگفتم می نمی پاشد ز هم دنیا چرا؟
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
راه مرگ است این یکی بی مونس و تنها چرا؟
(((نام و یادش همیشه جاودان باد )))
یاعلی مدد!!!
چرا كارآفريني در روستا؟
از آنجاييكه در اكثر مناطق جهان به خصوص كشور ما ايران , روستاها از جمله نواحي فقير درحالفرسايش محسوب ميشوند, دولتمردان و سياستگذاران تمامي كشورهاي دنيا توجه خاصي را معطوف به امر توسعه روستايي و رفع مشكلات و معضلات آنها نمودهاند. امروز صاحبنظران بر اين اعتقاد هستند كه بايد جداي از سياستها و استراتژيهاي كلان توسعه و توسعه اقتصادي (كه بسيار مهم هم هستند) به طور ويژه و مشخص به امر توسعه روستاها و ريشهكني فقر گستردهاي كه بر آنها حاكم است نيز پرداخت.
مشكلات و معضلات روستاها در تمامي جهان ناشي از دو مساله اساسي است:
1- يكي كمبود امكانات اجتماعي (ضعف زيرساخت ها) .
2- كمبود درآمد (ضعف اقتصادي).
از جمله امكانات اجتماعي ميتوان به خدمات بهداشتي, آموزشي, بيمه و تامين اجتماعي, خطوط ارتباطي (حملونقل و مخابرات), امنيت, آب آشاميدني, سوخت, برق و امثالهم اشاره كرد. اگرچه تاكنون دولتها برنامههاي گسترده و پرهزينهاي را براي بهبود اين زيرساختها انجام دادهاند اما مشاهدات نشانگر آن است كه اين امر خود بهتنهايي نتوانسته است معضلات زندگي روستايي را حل كرده و آنان را از فقر برهاند و سيل مهاجرت از روستا به شهر را كاهش دهدبه طوري كه بر اساس آمارهاي رسمي نشان ميدهد ميزان جمعيت شهري درطي سالهاي بعد از انقلاب چندين برابر شده است .
كمبود درآمد عامل مهمي است كه اگر براي آن چارهاي انديشيده نشود اجازه نميدهد طرحهاي توسعه روستايي به ثمر بنشيند و روستاها توسعه يافته و از حركت به سمت شهرهاي بزرگ بازايستند. كمبود درآمد روستاييان ناشي از چندين مساله است:
1- افزايش جمعيت روستاييان وعدم كنترل آن براي ايجاد توازن درآمد وهزينه
2- بيكاري كامل يا فصلي
3- بهرهوري پايين افراد و منابع
4- عدمجذابيت براي سرمايهگذاري
5- ضعف فضاي كسبوكاري
مطالعات مختلف نشان داده است كه يكي از مهمترين اهداف توسعه اقتصادي (چه در شهرها و چه در روستاها) ايجاد اشتغال و مهمترين سازوكار و ابزار آن, كارآفريني است. كارآفريني باعث كاهش بيكاري و افزايش بهرهوري افراد و منابع, و بالتبع افزايش درآمد مردم جامعه ميگردد.
كارآفريني خصوصي تنها راهكار اشتغالزايي و افزايش درآمدهاي مردم روستايي است,كه ميتواند بهترين مدل براي ايجاد بهرهوريدر روستاها باشد . اقتصاددانان كارآفريني خصوصي را مهمترين پيشران توسعه اقتصادي روستاها, سياستمداران آن را يك استراتژي كليدي براي جلوگيري از اغتشاشات و ناآرامي در روستاها, كشاورزان و روستاييان آن را ابزاري براي بهبود درآمد خويش, و زنان آن را امكاني براي اشتغال در مجاورت محل سكونت خود كه ميتواند خودمختاري, استقلال و كاستن از نيازهاي اجتماعي آنان را در پي داشته باشد, ميدانند.
كارآفريني روستايي چيست؟
تعاريف بسيار مختلفي از كارآفريني وجود دارد. بعضي آن را به معناي نوآوري, بعضي معادل مخاطرهپذيري, برخي به عنوان نيروي ثباتدهنده و متعادلكننده بازار, و تعدادي نيز آن را مترادف با ايجاد يك كسبوكار جديد (يا ايجاد يك كسبوكار بر مبناي يك ايده جديد) يا توسعه كسبوكار موجود ميدانند.
كارآفرين كيست ؟
كارآفرين فردي است كه ”منابع اقتصادي را از حوزهاي با بهرهوري پايينتر بيرون ميكشد و آنها را به حوزهاي با بهرهوري و سود بيشتر منتقل ميكند“. كارآفريني روستايي اساساً تفاوتي با كارآفريني در شهر ندارد جز اينكه بايد آن را در فضاي روستا تصور نمود. كارآفريني روستايي را در مجموع با سه گزاره ذيل ميتوان تعريف كرد :
1- نيرويي كه ساير منابع را براي پاسخگويي به يك تقاضا ي بيپاسخ بازار بسيج ميكند.
2- توانايي خلق و ايجاد چيزي از هيچ .
3- فرآيند خلق ارزش به وسيله امتزاج مجموعه واحدي از منابع درراستاي بهرهگيري از يك فرصت
آنچه در مجموع ميتوان براي تعريف مقوله كارآفريني روستايي بكار برد عبارتست از:
”بكارگيري نوآورانه منابع و امكانات روستا در راستاي شكار فرصتهاي كسبوكار“
راهكارهاي توسعه كارآفريني روستايي
بر اساس مطالعات و بررسي هاي كارشناسي راهكارهاي زير به عنوان الزامات كارآفريني در روستاها معرفي شده اند .
1- بدون وجود يك استراتژي كلان توسعه و توسعه اقتصاديِ مشخص, نميتوان توفيق فراواني در امر توسعه روستايي و توسعه كارآفريني در روستاها بدست آورد. قطعاً بايد تمركززدايي يكي از مهمترين و اساسيترين سياستهاي كلان توسعه كشور باشد.
2- استراتژي توسعه اقتصادي كشور بايد بخوبي جايگاه روستاها و رويكرد توسعه روستايي مطلوب را مشخص ساخته و براي آن ارزش و اهميت كافي قايل شود. مثلاً نميتوان با انتخاب يك استراتژي صنعتيشدن (همچون كشور ما كه اخيراً توسط وزارت صنايع و معادن معرفي شده است) به توسعه روستايي و توسعه كشاورزي دست يافت.
3- توسعه روستايي معادل توسعه كشاورزي نيست. توسعه كشاورزي بايد به عنوان زيرمجموعه توسعه روستايي تلقي شود. بعلاوه كشور نبايد صرفاً بر توسعه كشاورزي متمركز گردد, چون توسعه كشاورزي الزاماً به توسعه روستايي منتهي نميگردد.
4- بهترين استراتژي توسعه روستايي, تركيبي از رويكرد ساختارهاي سلسلهمراتبي سكونتگاهها, توسعه روستايي يكپارچه و توسعه پايدار است. لازم به ذكر است توسعه پايدار ما را مجاز به بهرهبرداري بيشينه از زمين و منابع طبيعي نميداند. جالب است كه بدانيم بسياري از كشورهاي پيشرفته (همچون آلمان) به كنترل و محدودسازي كشاورزي و استفاده از جنگلها و مراتع خود پرداختهاند و بيشتر مايلند اينگونه مواد و محصولات موردنياز خود را از ديگر كشورها تامين كنند تا محيط زيستشان سالم باقي بماند .
5- توسعه روستايي صرفاً از طريق توسعه زيرساختهاي عمراني و ارايه خدمات اجتماعي رخ نميدهد. بلكه نيازمند اشتغالزايي درآمدزا براي روستاييان و تسريع توسعه فرهنگي آنان (در مقابل جذابيتهاي فرهنگي-اجتماعي شهرها) است.
6- سروساماندهي به ساختار سلسلهمراتبي سكونتگاههاي كشور بسيار ضروري است. بايد روستاهاي مركزيتر (بزرگتر و داراي امكانات بيشتر) روستاهاي كوچكتر و پراكنده اطراف خود را پوشش داده و اين روستاها از طريق شهركها يا شهرهاي كوچك به شهرهاي بزرگ (و در نهايت كلانشهرها) ارتباط يابند. به هر حال ممكن است در اين فرآيند لازم باشد تا بسياري از مناطق دورافتادهتر يا غيرقابلدسترس (كه طبق روند موجود نيز در حال تخليه و نابودي هستند) نيز از گردونه خارج شده و ساكنان آنها به ديگر روستاها يا مناطق جديد كوچ داده شوند .
7- بايد با ارايه خدمات اجتماعي و اقتصادي مناسب در نقاط واسطي همچون روستاهاي مركزي و شهركها و شهرهاي كوچك, از مهاجرت مستقيم روستاييان به شهرهاي بزرگ جلوگيري نمود. بعلاوه وجود چنين نقاط ميانجي باعث خواهد شد كه بسياري از روستاييان علاوه بر حفظ كار خود در روستا از زندگي شهري نيز برخوردار شده و بعضاً داراي كسبوكار جديدي در آن نقطه واسط (در كنار شغل روستايي خود) نيز شوند كه اين خود زمينه افزايش درآمد و رفاه آنان را فراهم ميسازد
8- اساساً نبايستي صرفاً توسعه روستايي و توسعه كارآفريني روستايي را در بافت خود روستا تصور نمود. بلكه بايد به آن به صورت ملي نگريست. به همين جهت از مهمترين راهكارهاي توسعه كارآفريني و اشتغالزايي در مناطق روستايي ميتوان به ايجاد شهركهاي كسبوكاري اشاره كرد. اين شهركها با ايجاد فضاي مناسب براي رشد كسبوكارها و كارآفريني همچون انكوباتوري باعث رشد شركتها و بنگاههاي روستايي ميگردند.
9- در اكثر كشورها, نسبت جمعيت روستايي به جمعيت كل كشور در حال كاهش است بطوريكه در اغلب كشورهاي پيشرفته اين مقدار زير 10 درصد ميباشد. جداي از مسايل مربوط به روند رشد طبيعي شهرنشيني در تمامي جهان, علت اصلي اين كاهش, محدودبودن ظرفيت توليد مناطق روستايي (به خصوص در حوزههاي مربوط به كشاورزي) است. با صنعتيشدن و علميشدن كشاورزي در كشورها, بهرهوري منابع توليد روستايي نيز افزايش يافته و بالتبع (در درازمدت) نيازمند نيروي انساني كمتري است. اين روند خودبهخود باعث افزايش بيكاري و كاهش درآمد روستاييان داراي زمين و امكانات كمتر ميشود. به همين جهت يكي از استراتژيهاي اصلي اشتغالزايي در مناطق روستايي, حركت به سمت صنايع و كسبوكارهاي غيركشاورزي است. اينگونه كسبوكارها در چند حوزه اساسي قرار ميگيرند: صنايع تبديلي, صنايع فرهنگي, خدمات, امور دولتي و ديگر كسبوكارها.
10- صنايع تبديلي از جمله مهمترين زمينههاي مربوط به توسعه كشاورزي, توسعه روستايي و توسعه اشتغالزايي در روستاها است. وظيفه اصلي اين صنايع, فرآوري محصولات كشاورزي و دامي روستا و تبديل آنها به كالاهايي نهاييتر و باارزشتر است. اين امور اكثراً در صنايع و كارخانههاي شهري انجام ميشود. انجام اين امور در روستاها يا نواحي اطراف روستاها باعث خلق ارزشافزوده بيشتر در اين مناطق و تحريك توليد ميشود. بعلاوه كيفيت و دوام محصولات نيز افزايش يافته و قدمي روبهجلو درراستاي تحكيم امنيت غذايي كشور برداشته ميشود. توسعه اين گونه صنايع كه به دانش و فناوري فوقالعادهاي نيازمند نيستند, امري امكانپذير براي نواحي روستايي محسوب ميشود. بسياري از روستاييان كه در شهرها در همين نوع صنايع و كسبوكارها به كار مشغول ميشوند, كمتر به مهاجرت متمايل خواهد گشت. اينگونه صنايع, امكان صادرات مستقيم محصولات و كالاها به ديگر كشورها را فراهم آورده و باعث افزايش رونق مناطق روستايي خواهد شد.
11- صنايع فرهنگي از جمله صنايع ريشهدار در مناطق روستايي محسوب ميشوند و به جرات ميتوان گفت زادگاه اين صنايع محسوب ميشوند. اگرچه صنايع فرهنگي گستره وسيعي را در برميگيرند, اما مناطق روستايي بيشتر بر صنايع دستي متمركز ميباشند. از آنجاييكه روستاييان وقت آزاد بهنسبه زيادي (به خصوص به صورت فصلي) در اختيار دارند, اكثراً بر زمينهاي از اينگونه صنايع وارد ميشوند. اينگونه مصنوعات يا مورد استفاده شخصي و خانوادگي قرار ميگيرند يا اينكه به عنوان كمكخرج (در كنار درآمد اصلي از كشاورزي) مورداستفاده قرار ميگيرند. مواد اوليه موردنياز صنايع دستي, بهوفور در مناطق روستايي موجود ميباشد, بعلاوه اينكه نيازمند دانش فوقالعاده يا فناوري سطح بالايي نيز نميباشند. اين صنايع, زمينه اشتغال مناسبي نيز براي زنان (به عنوان قشر عظيمي از جمعيت روستايي) محسوب ميشود: از يك طرف آنان را از فضاي خانه دور نكرده و از طرف ديگر با شرايط جسماني و روحي آنان سازگاري بيشتري دارد.
12- صنعت گردشگري (توريسم) نيز از ديگر صنايع فرهنگي محسوب ميشود كه زمينه رشد فوقالعادهاي در مناطق روستايي دارد. طبيعت زيباي مناطق روستايي همراه با جاذبههاي سنتي روستانشينان, زمينه موردعلاقه گردشگران داخلي و خارجي محسوب ميشود. توسعه اين صنعت كه با هزينه قابلتوجهي همراه نيست, در حاشيه خود باعث توسعه كسبوكارهاي فراواني خواهد شد.
13- خدمات زمينه فوقالعاده اشتغالزايي است كه حوزه درحالرشدي در اكثر كشورهاي جهان محسوب ميشود بطوريكه بسياري از انديشمندان, اقتصاد نوين را اقتصاد خدماتي مينامند. خدمات زمينه بسيار مستعدي براي اشتغالزايي است چون در يك اقتصاد روبهرشد و پويا, نميتوان هيچگونه محدوديتي براي توسعه خدمات در نظر گرفت. بعلاوه خدمات زمينه مناسبي براي خلاقيت و نوآوري افراد محسوب ميشود. بخش عمدهاي از كارآفرينيها در حوزه خدمات اتفاق ميافتد. خدمات اجتماعي, خدمات بهداشتي, خدمات فني, خدمات آموزشي, تجارت, خدمات اقتصادي و مالي, و خدمات ارتباطي از جمله مهمترين زمينههاي قابلتوسعه و اشتغالزا در مناطق روستايي هستند. قطعاً مشاركت دولت در اين زمينه ميتواند تسهيلكننده و تسريعكننده فرآيند توسعه خدمات در روستاها باشد.
14- دولت بايد با برنامهريزي, طراحي و اجراي طرحهاي مختلف براي ارايه خدمات دولتي در مناطق روستايي, زمينه اشتغالزايي و كارآفريني فوقالعادهاي را در روستاها ايجاد نمايد. طيف اين امور نيز بسيار گسترده است: از امور اداري, اقتصادي, انتظامي, بيمه و تامين اجتماعي گرفته تا مراقبت از محيط زيست, حفظ و توسعه مراتع و جنگلها (و حتي پاسداري از مرزها و منافع عمومي و ملي). استخدام نيروهاي كاري در اين زمينهها بايد به صورت محلي انجام پذيرد و تا حد ممكن به بخش خصوصي واگذار گردد. اين امر از طرف ديگر باعث كاهش حركت و مهاجرت روستاييان به شهرها براي دريافت اينگونه خدمات خواهد شد. تحقق دولت الكترونيكي در سطح روستاها, چشماندازي مطلوب براي آينده است كه اكثر كشورها در حال حركت به سمت آن ميباشند.
15- توسعه با رويكرد خوشهاي ، نگرش بهنسبه جديدي است كه سياستگذاران و برنامهريزان توسعه در كشورهاي مختلف بكار ميگيرند. نگاه كلنگرانه و منسجم به مسايل و كل فضاي مربوط به يك مقوله, مديران را در اجراي برنامههاي توسعه با موفقيت بيشتري همراه ميسازد. توسعه روستاها برمبناي توسعه خوشههاي صنعتي, خوشههاي فناوري و خوشههاي دانشيِ روستايي, راهكار مناسبي براي توسعه روستاها و توسعه كسبوكارهاي روستايي است.
16- اكثر كشورهاي جهان (بالاخص كشورهاي پيشرفته) درحال حركت به سمت ايجاد جامعه دانشبنيان, جامعه يادگيرنده و جامعه اطلاعاتي هستند. جامعه دانشبنيان و جامعه يادگيرنده دو روي يك سكه هستند كه از مسير تشكيل و تكامل يك جامعه اطلاعاتي ميگذرند. اقتصادهاي دانشي و اطلاعاتي داراي الزامات و ساختاري هستند كه اگر از آنها غفلت شود اقشار روستايي از جمله آسيبپذيرترين گروه در آن خواهند بود. بدين جهت, اكثر كشورها برنامههايي براي تقويت زيرساختهاي اطلاعاتي جوامع روستايي خود (و ارتقاي سواد اطلاعاتي آنان) و مديريت اثربخش دانش در اين مناطق (در تعامل با مناطق شهري) دارند.
17- توسعه فناوريهاي مناسب و اشاعه آنها در مناطق روستايي نقش بسزايي در توسعه كسبوكارها دارد. توسعه فناوريهاي زيستي (بيوتكنولوژي) و فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي باعث افزايش توانمنديهاي نوآوران و كارآفرينان روستايي و شهري (براي فعاليت در روستاها) خواهد شد. اشاعه اين فناوريها به روستاها, موجي عظيم از فرصتهاي اشتغال را به اين مناطق سرازير مينمايد. بهويژه امروز توسعه فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي در مناطق روستايي علاوه بر اينكه باعث تسهيل و بهبود امكانات و شرايط روستاييان ميشود, فرصتهاي كاري خوبي را نيز در اختيار قشر بهنسبه تحصيلكرده روستا ميگذارد.
18- ادغام فناوريهاي سنتي موجود در مناطق روستايي كشور با فناوريهاي نوين و پيشرفته راهكار مناسبي براي پيشرفت و روزآمدشدن محصولات و كالاهاي ساخت روستا است. بسياري از محصولات سنتي را ميتوان با ابزارها و تجهيزات نوين توليد نمود يا آنان را با فناوريهاي جديد آغشته نمود. اين امر باعث بقاي صنايع سنتي فعلي و بعضاً توسعه بازار (روبهاضمحلال) آنان خواهد شد.
19- توسعه فناوري اميد رويكرد مناسبي براي ارتقاي كيفيت و زندگي روستاييان است. اين مفهوم تصريح ميدارد كه الزاماً توسعه كشورهاي درحالتوسعه (و ورود به عصر فراصنعتي) از مسير صنعتيشدن و الگوهاي توسعه كلاسيكِ تجويزيِ غربي نميگذرد. بسياري از كشورهاي توسعهنيافته (بالاخص در مناطق روستايي) ميتوانند با بكارگيري مجموعهاي از فناوريهاي نرم و اثربخش كه هزينه سرانه اندكي دارندودردسترس ميباشند و باعث آلودگي محيط زيست نميشوند, يك مسير ”توسعه اقتصادي نرم“ را بپيمايند و جوامع خود را از فقر و فلاكت برهانند. از جمله اين فناوريها ميتوان منابع انرژي تجديدپذير (همچون سلولهاي خورشيدي و بيوگازها), فناوريهاي ارتباطي ارزانقيمت (تلفنهاي راديويي) و فناوريهاي مالي و اقتصادي اشاره كرد. استفاده از اين فناوريها ارزان و نيازمند دانش تخصصي سطح بالايي نيست.
20- فرهنگسازي از مهمترين و زيربناييترين اموري است كه بايد براي توسعه روستاها و توسعه كارآفريني در آنها صورت گيرد. كارآفريني نيازمند فرهنگ خاصي است كه پرورش آن بسيار سخت و نيازمند تلاشي طولانيمدت است. توانايي درك تغييرات و كشف فرصتها, مشاركت و كار گروهي, خلاقيت و نوآوري, روحيه استقلالطلبي و مسؤوليتپذيري, مخاطرهپذيري و مخاطرهجويي, همگي از عناصر اصلي سازنده اين فرهنگ هستند كه نميتوان صرفاً با انجام برنامههاي كوتاهمدت و ضربتي به آنها دست يافت. بهترين راهكارهاي توسعه فرهنگ كارآفريني در روستاها, ارتقاي ”سواد كارآفرينيِ“ روستانشينان از طريق برنامههاي آموزشي و ترويجي مختلف است. بعلاوه تدوين ساختار و معماري مشاغل روستايي و آموزش ماژولار عناصر سازنده آنها يكي از رويكردهاي آموزشي نوين و اثربخش ميباشد. صرفاً توسعه سواد خواندن و نوشتن (سواد عمومي و پايه) راهگشاي مسايل روستايي نخواهد بود, بلكه توسعه مجموعهاي از سوادهاي فرهنگي, فناوري و اطلاعاتي باعث توانمندشدن روستاييان شده و آنان را در ايجاد, توسعه و بهرهبرداري از كسبوكارها و منابع خود ياري ميرساند.
21- سه استراتژي اساسي براي توسعه كارآفريني روستايي وجود دارد: 1- جذب كسبوكارها از ديگر مناطق (بهخصوص مناطق شهري) به روستاها, كه در مجموع و از نگاه ملي چندان مفيد نيست. 2- حفظ و توسعه كسبوكارهاي موجود از طريق سياستها حمايتي, كه عموماً سياستگذاران و مديران كشور متاسفانه به آن توجهي نميكنند. 3- حمايت از ايجاد و تولد كسبوكارهاي جديد از دل خود مناطق روستايي, كه معمولاً مدنظر ميباشد اما نيازمند برنامهريزي منسجم و بلندمدت ميباشد.
22- به نظر نميرسد هيچ گروهي مستعدتر از فارغالتحصيلان روستازاده براي امر كارآفريني روستايي باشند. ايجاد شرايطي مناسب براي فعاليت و جذب اين افراد به فضاهاي روستايي از مهمترين مسايل پيش روي مديران توسعه روستايي است: ايجاد شهركهاي كسبوكاري, ايجاد مراكز رشد (انكوباتور) روستايي و پاركهاي كارآفريني, اعطاي تسهيلات و امكانات به آنها, ارايه آموزشهاي كارآفريني به آنها, ايجاد آموزشگاههاي مختلف (كه به آموزش كارآفريني نيز بپردازند) در مناطق روستايي و نقاط واسط, ايجاد مراكز آموزشي, تحقيقاتي و علمي در مناطق روستايي مستعد و تقويت ارتباطات اينگونه مراكز با روستاها, تحريك و انگيزش آنان به توسعه و آباداني زادگاههاي خود از طريق مديران و رهبران كشور.
23- ايجاد فضاي مديريت مشاركتي در روستاها و همراهنمودن آنان در تصميمگيريهاي انجامشونده در مورد خود آنان از جمله مهمترين سازوكارهاي توسعه روستايي و بسط كارآفريني است. روحيه مشاركتجويي در توسعه منطقه خود, از مهمترين الزامات و پيشرانهاي كارآفريني روستايي محسوب ميشود كه از طريق بسط مردمسالاري در سطح روستاها ناشي ميشود. شوراها از مهمترين سازوكارهاي اين امر هستند. كمك به ايجاد تعاونيها و مشاركت در فرآيند تكامل و موفقيت آنان از مهمترين اقدامات دولتها محسوب ميشود.
به اميد روزي كه بشود با همت همه و به دور از هرگونه حب و بغضها و تنگ نظري گامهاي عملي براي كارآفريني درروستاهاي منطقه شهرستان هاي مرندوجلفاو حومه را برداريم تا ديگر كسي براي به دست آوردن لقمه ناني مجبوربه كوچ و آواره گي در شهرها نشود .
ياعلي مدد !!!
بسم الله الرحمن الرحيم
يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
حلول ماه مبارك رمضان بر عموم مسلمين جهان
به خصوص بر همشهريان مومن و خداجوي شهرستانهاي مرندوجلفا و حومه مبارك باد
(((التماس دعا)))
ياعلي مدد!!!
امروزه در کنار تمام ابزارها و امکانات در اختیار بشر برای برقراری ارتباط با محیط درون و بیرون و تاثیر هر کدام از آنها بدون شک اثرسینما از عمق بسیار زیادی برخوردار است .سینما با بهره گیری از شاخه های متعدد هنر همچون ادبیات ، موسیقی ، چهره آرائی ، ترکیب رنگها ، نورپردازی ، محیط آرائی (دکور) ، و .... در زندگی همه افراد جوامع مختلف با سلیقه ها و فرهنگ ها و اعتقادات و باورهای مختلف حضوری جدی دارد و هر چه لوازم و تجهیزات ارتباط جمعی گسترش می یابد سهم اثر گذاری سینما نیز افزایش می یابد . دراین بین فرهنگ های مجهول الهویه و خلق الساعه به منظور غلبه برفرهنگهای اصیل و قدیمی و با ریشه و فرهنگهای مبتنی بر باورهای دینی بیشترین سرمایه گذاری را انجام داده و سعی دارند با استفاده از ضریب تاثیر بالای سینما دامنه نفوذ خود را گسترش داده و به جای تاثیر از بیرون و دخالت های مستقیم برای به کنترل درآوردن ملت ها و به چنگ آوردن منافع سرشار با استفاده از ابزارنوین ، تاثیر گذاری از درون و فروپاشی از درون را با هزینه کمتر و به دست عوامل داخلی ایجاد نمایند .

سینمای ایران و عوامل دست اندرکار آن نیز خارج از این توجهات و اثرگذاری ها نبوده وپس از انقلاب با وجود چرخشی 180 درجه ای هنوز برای رسیدن به استقلال و پیدا کردن هویت واقعی راه بسیار طولانی را در پیش دارد . در طی سالهای گذشته با روی کار آمدن دولت های مختلف با سلیقه های متفاوت و به تبع آن شل کن ، سفت کن های زیاد که اغلب نیز سلیقه ای و به دور از تبعیت از فرمول بندی های مبتنی بر یک برنامه عملیاتی بر گرفته از یک برنامه آرمانی مبتنی بر اصول و مبانی پذیرفته شده ملی واعتقادی باعث شده در ایستگاهای مختلف بسیاری از قطار سینمای ایران پیاده شده و هستند بسیار افرادی که متاسفانه بدون بلیط وبه زور سوار این قطار شده اند و چه بسیارند افراد مستعدی که به واسطه جذابیت این هنر شگفت انگیز مورد بهره کشی های افراد خاص و سودجو قرار میگیرند و در آخر نیز چیزی جز ضررو زیان مادی و معنوی نصیب آنها وسینمای ایرا ن نمیشود .

آیا وقت آن نشده که بیندیشیم چرا مخلملباف از توبه نصوح و دو چشم بی سو و بسیاری آثار ارزشمند دیگر به خلق آثاری روی آورد که به سختی میتوان دیدن آثارش را باوروتحمل کرد ؟!!!

آیا وقت آن نرسیده که مسئولین بفرمایند چرا موضوع جنگ و ارزش های معنوی آن در جبهه ها و پشت جبهه ها مورد توجه وعنایت اصحاب سینما قرار نمیگیردیا کمتر به آنها پرداخته میشود ؟!!!
آیا وقت آن نرسیده است که بررسی کنیم و بیندیشیم که هنرمند سینمای ایران با رسالت بزرگی که بر دوش دارد چه مشکلات متعددی را تحمل کرده و علی رغم نقش او در اثر گذاری بر تمامی ارکان زندگی فردی و اجتماعی اعضای جامعه در برخی از موارد حتی از برخورداری از حداقل حقوق مصرح و متصورقانونی و اجتماعی محروم است .
نگارنده ضمن تبریک روز سینما به همه هنرمندان و دست اندرکاران این صنعت بزرگ و آرزوی توفیق و سلامتی برای تک تک آنها امیدواراست مسئولین امر در کنارموضوعات و دلمشغولی های بی حدو حصرشان توجه ویژه ای نیز به این صنعت بزرگ و اثرگذارومشکلات متعدداصحاب هنر بنمایند . انشاالله
یا علی مدد !!!

هنوز صداي او دربحراني ترين روزهاي جنگ كه از حنجره حسيني اش براي رسوا كردن يزيديان
زمان از سنگر نمازجمعه بلند ميشد درگوش ملت آذربايجان طنين انداز است
ملت آذربايجان هيچ وقت ياد و خاطره او را فراموش نخواهد كرد
شهيد محراب آيت الله مدني
ياعلي مدد!!!

=

با حذف صفرها از اسكناس ها مشكلات اقتصادي حل ميشود !!!؟؟؟
ياعلي مدد!!!

درتاریخ هر ملتی مردان و زنان بزرگی پا به عرصه زندگی میگذارند و از همان کودکی همه توان و استعداد خود را به خدمت میگیرند تا چون شمعی و چراغی برای روشن کردن راه بشریت و جامعه خود باشند .
19 شهریور سالروز درگذشت یکی از مردان معنوی و بزرگی است که تمام عمر خود را صرف تحقیق و مطالعه و نشر و گسترش فرهنگ بی بدیل اسلام و پیاده کردن احکام نورانی آن کرد و در نهایت پس از تحمل سختی ها و مشقت های فراوان و شکنجه های قرون وسطائی مستبدان زمان با عمری پر از خیر و برکت با دریافت لقب مجاهد فی سبیل الله و ابوذر زمان چشم از این جهان فروبست .
مبارز نستوه و خستگی ناپذیر مرحوم آیت الله طالقانی
یادش گرامی و روحش شادباد
یا علی مدد !!!

ياعلي مدد!!!

۱۷ شهريورهرسال يادآوراوج از جان گذشتگي ملت ايران براي كسب استقلال و هويت ايراني و اسلامي و پاره كردن زنجيرهاي طاغوت هاي زمان است .
ياد و خاطره شهداي ۱۷ شهريور ميدان ژاله تهران را گرامي ميداريم
طلوع سرخشان در عرش الهي مباركباد
ياعلي مدد!!!

مشكل ما اين نيست كه براي شيرين كردن زندگي معجزه نمي كنيم !!!
مشكل ما اين است كه همان قدر كه ويران مي كنيم نمي سازيم!!!
همان قدر كه كهنه مي كنيم تازگي نمي بخشيم!!!
همان قدر كه دور مي شويم باز نمي گرديم !!!
همان قدر كه از رونق مي اندازيم رونق نمي بخشيم!!!
همان قدر كه آلوده مي كنيم پاك نمي كنيم!!!
همان قدر كه تعهدات و پيمانهاي نخستين خود را فراموش مي كنيم!!!
آن ها را به ياد نمي آوريم!!!
مشكل اين است كه از همه ي روياهاي خوش آغاز دور مي شويم!!!
و اين دور شدن به معناي قبول سلطه ي بي رحمانه ي زمان است!!!
بر سر قول و قرارهاي نخستين نماندن به معناي پير شدن روح است !!!
دور شدن از خويشتن خويش اين مصيبت است!!!
و مصيبت بزرگ تر اين است كه قبول نمي كنيم!!!
كه با شتاب سرگرم و گرفتار دور شدن از خويشيم!!!
ياعلي مدد !!!



آيا اين نتيجه ساليان سال رقابت هاي بي حاصل باندي و گروهي و دسته اي و درگيري هاي سياسي و بي توجهي يا كم توجهي به علت ها وپرداختن به معلول ها و دخالت دادن سليقه ها درتدوين مباني توسعه وهزاران دليل ديگر از اين باب نيست ؟!!!
وآيا قاعده هميشگي اين است كه نفت اين سرمايه گران بهاي ملي متعلق به نسلهاي آينده ، جور همه بي تدبيري هاي مسئولين و برنامه ريزان را يك تنه بكشد ...؟!!!
راستي هيچ فكر كرده ايم اگرروزي شب بخوابيم و صبح نفت 70 دلار نداشته باشيم چه تعداد از هموطنان ما درگوشه هاي خيابانها اينچنين خواهند افتاد؟!!!
چرا نفت 9دلار به 70 دلار رسيده و ما هنوز هم از كمبود دارو ، اقلام مصرفي اساسي ، بهداشت و درمان ، مسكن ، بيكاري ، كمبود امنيت و آرامش خصوصا در بخشهاي سرمايه گذاري و اقتصادي و صدها درد بي درمان درگير هستيم ...؟!!!
چرا....؟؟؟!!!
پاسخ هزاران چرا و چگونه درنزد خودمان است .... وقت كرديم كمي بينديشيم ..........اگر ديگران براي ما نكاشتند بيائيد ما براي نسلهاي بعد بكاريم .......
ياعلي مدد!!!
كانديداهاي احتمالي نمايندگي دوره هشتم مجلس شوراي اسلامي
1-دكترفريد عبدالزاده
2-كريم شافعي
3-باقرامامي
4-صابرامامي
5-علي اكبر رحمانپور
6- حسين عاليباف
7-صادق يزداني
8- اصغريان
9-حسين متفكر
10- عيسي كلانتري (در حد شايعه )
11-سيروس سازدار(در حد شايعه )
12- ابراهيم صراف (در حد شايعه )
http://vatanimmarand.blogfa.com/منبع
شب دراز است چه زايد سحر......
.............. شايد مردي از جنس ماه بهمن ............
..............ماه تحول و تغييرات بنيادين !!!

ياعلي مدد!!!
نمايندگان مردم شهرستانهاي مرندوجلفا در مجلس شوراي اسلامي
مجلس اول : دكتر اسماعيل رفيعيان
مجلس دوم : حجت الاسلام رضا كريمي
مجلس سوم : كريم شافعي
مجلس چهارم : ابراهيم صراف
مجلس پنجم : سيد حسن سيدزاده
مجلس ششم : باقر امامي (كميسيون اجتماعي)
مجلس هفتم : كريم شافعي





مجلس هشتم:؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ياعلي مدد!!!

همشهريان عزيز شهرستان مرندوجلفا !!!
به ياري خداوند متعال و توجه حضرت وليعصر(عج) درماه شعبان وبا توكل به لطف و عنايت پروردگار عالم با گفتن يا ابوالفضل راهي را آغاز كردم كه اگرآغازش آسان باشد كه نيست قطعا ادامه اش بدون ياري تك تك شما دشوار وعاقبت به خيريش بدون توجهات صاحبان ماه شعبان امكان پذير نيست . من در اين ماه يا علي مدد گفتم ... باشد كه در ادامه تمام مسير ياري ام كنند و همراهي شما همراهم باشد .
ياعلي مدد!!!
بسم الرحمن الرحيم
ياعلي گفتيم و عشق آغاز شد

ياعلي مدد!!!


